می‌کند: «علی بن ‌الحسین و ابنه ابی جعفر محمد و جعفر بن‌ محمد هولاء من ائمه الدین و السادات المسلمین». 566
زبان تکریم ابن‌تیمیه در مورد ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) به‌نحو بارزی به شیوه ابن‌حنبل و دیگر علمای اهل‌سنت‌ ترجیح دارد.
به‌رغم توصیف امام صادق (علیه السلام) به من خیار اهل العلم و الدین بنا به‌مسلک اهل‌سنت ‌در اعلمیت ‌ایشان نسبت به علمای دیگر از جمله زهری توقف می‌کند: «اما کونه اعلم اهل زمانه فهذا یحتاج الی دلیل و الزهری من اقرانه و هو عند الناس اعلم منه». 567
او در تمام مطالب خود به‌مبانی اهل‌سنت‌ پایبند است و صدای اهل‌سنت‌ را بلندتر و رساتر از دیگران بیان می‌کند.
ابن‌تیمیه موسی بن ‌جعفر (علیه السلام) را راستگوی مورد اعتماد و از پیشوایان مسلمانان محسوب می‌کند. عبارت: «ثقه امین صدوق من ائمه المسلمین» جایگاه والا و معتمد حضرت را در میان اهل‌سنت‌ و مسلمانان غیر شیعه نشان می‌دهد. او به عابد بودن و متنسک بودن ‌ایشان با‌این تعبیر خاص«. . . و موسی بن جعفر مشهور بالعباده و النسک» صحه می‌گذارد. 568
در مورد محاسن و مکارم معروف و محامد مناسب شان علی بن موسی (علیه السلام) می‌نویسد: آنها را اهل معرفت می‌شناسند: «فان علی بن موسی له من المحاسن و المکارم المعروفه و الممادح المناسبه للحاله اللائقه به ما یعرفه بها اهل المعرفه». 569
ابن‌تیمیه امام محمد تقی (علیه السلام) جواد الائمه را از بزرگان بنی‌هاشم که معروف به سخاوت و بخشش است توصیف می‌کند و اضافه می‌کند به‌همین دلیل به جواد ملقب شده است: «محمد بن‌ علی کان من اعیان بنی‌هاشم و هو معروف بالسخاء و الجود و لهذا سمی ‌الجواد». 570
البته ابن‌تیمیه حکایت یحیی بن اکثم و مناظره حضرت محمد بن علی الجواد (علیه السلام) با او و محکومیتش را از اساس قبول ندارد. 571
این امر آسیبی به نگاه اجلالی او نمی‌زند چون تعبیرهای بلند ‌ایشان به‌اندازه کافی گویای نظر تجلیلی وی است. در ادبیات ابن‌تیمیه دشمنان اهل‌بیت (علیهم السلام) به‌ویژه علی (علیه السلام) در موارد متعددی به ناصبی بودن توصیف و تقبیح شده‌اند. 572
در فرهنگ اسلامی ‌ناصبی به گروه خاصی اطلاق می‌شود که با اهل‌بیت (علیهم السلام) دشمنی می‌ورزند. فرقه های اهل‌سنت ‌و مخالفین شیعه از معنون شدن به‌این عنوان به‌شدت استیحاش دارند.
زبیدی در تاج العروس درتعریف اصطلاحی ناصبی می‌نویسد:
النواصب و اهل النصب، هم المتدینون ببغضه سیدنا امیرالمومنین و یعسوب المسلمین ابی الحسن علی بن‌ ابی طالب رضی الله عنه و کرم الله وجهه لانهم نصبوا له‌ای عادوه. 573
فرید وجدی نویسنده مصری دایره المعارف قرن بیستم دشمنی و عیب گیری و زحمت انداختن را در معنی نصب دخیل می‌داند. 574 با‌ این مبنا دشمنان و مخالفین و معارضین اهل‌بیت (علیهم السلام) ناصبی محسوب می‌گردند.
طریحی متوفای 1085 در مجمع البحرین دشمنی ورزیدن را از معانی مهم نصب می‌داند: «و النصب‌ایضا المعاداه، یقال نصبت لفلان نصبا اذا عادیته». 575
با مبنا قرار دادن معنی بالا یعنی دشمنی، ناصبی را‌اینگونه معنی کرده است: «و منه الناصب و هو الذی یتظاهر بعداوه اهل البیت او لموالیهم لاجل متابعتهم لهم». 576
فیروز آبادی در قاموس المحیط، پایبندی به بغض علی (علیه السلام) را در معنی ناصبی بودن دخیل می‌داند: «والنواصب و الناصبه و اهل النصب المتدینون ببغضه علی رضی الله عنه، لانهم نصبوا له‌ ای عادوه». 577
ابن‌حجر عسقلانی (852- 773) نصب را ‌اینگونه تعریف می‌کند: «والنصب بغض علی و تقدیم غیره علیه». 578 قسمت دوم عبارت قابل تامل است چون تمام اهل‌سنت ‌را در بر می‌گیرد. منظور از نصب و ناصبی بودن همان بغض داشتن نسبت به امام علی (علیه السلام) و اهل‌بیت (علیهم السلام) است.
در لغت نامه دهخدا به‌نقل از ناظم الاطبا نقل شده است: «ناصبی: کسی که دشمن می‌دارد علی بن‌ ابی طالب (علیه السلام) را. ناصبیه گروهی که متدین اند ببغض علی بن ‌ابی طالب». 579
ابن‌تیمیه در مواضعی با مصداق، نواصب را معرفی می‌کند و بغض به امام علی (علیه السلام) و ‌ایراد گیری در‌ ایمان‌ ایشان را از مولفه‌های ناصبی بودن می‌داند: «النواصب الذین یبغضون علیا او یقدحون فی‌ایمانه من الخوارج و غیرهم». 580 تعبیر غیرهم مشیر به مخالفین غیر خوارج است که در نوع خود مطلب مهمی ‌از ابن‌تیمیه عالم تندرو حنبلی نسبت به شیعیان است.
ابن‌تیمیه دشنام به حضرت را که در فضای تفکر عثمانی شکل گرفت سنت‌ فاسد توصیف می‌کند: «سب علی در زمان عمر بن عبد العزیز منع شد، ‌این سب سنت‌ فاسدی بود». 581
محقق و مصحح ملل و نحل شهرستانی در پاورقی یکی از صفحات جلد اول معنی ناصبی را در غلو بغض نسبت به امیرالمومنین علی (علیه السلام) بیان نموده است: «والنواصب، جمع ناصب و ناصبی و هو الغالی فی بغض علی بن أبی طالب». 582
زمخشری متوفای 538 در اساس البلاغه در تعریف نواصب، دشمنی با حضرت علی (علیه السلام) را مولفه اصلی آن می‌داند: «الناصبیه و النواصب و اهل النصب، الذین ینصبون لعلی کرم الله وجهه». 583
آیت الله سبحانی از محققین برجسته معاصر ضمن تعریف ناصبی به دشمنی علی (علیه السلام) و اهل‌بیت (علیهم السلام) و فریضه دینی تلقی کردن آن، ریشه آن را به دوره معاویه پیوند می‌زند که دشنام علی (علیه السلام) و اهل‌بیت (علیهم السلام) را بنیان گذاری نمودند. 584
سوال مهم از ابن‌تیمیه و هم مسلکان او این است ک
ه با وجود‌ این برجستگیها و جدایی و امتیاز ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) از سایرین، منهج و مکتب آنها چه بوده است؟ در کدام مسلک معروف اهل‌سنت‌ قابل گنجایش است؟ اگر قابل گنجایش نیست، مختصات مکتب و منهج اهل‌بیت (علیهم السلام) ترسیم شود تا تفاوت آن در میان هوشمندان اهل‌سنت‌ آشکار گردد.
سید شرف الدین جبل العاملی در کتاب المراجعات در ادله عدم پیروی شیعه از مذاهب چهارگانه اهل‌سنت ‌از تعبیر «مذهب ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام)» استفاده کرده است که موجودیت و سابقه آن قبل از تولد رهبران مکاتب مذهبی چهارگانه است. با برجستگیهای ممتاز آنها و عدم تبعیتشان از بزرگان اهل‌سنت‌ ضرورت دارد اندیشمندان اهل‌سنت ‌ضمن بیان مختصات آن مذهب و مکتب و منهج و وجوه ترجیح مکاتب چهارگانه به آن، دلیل عدم تبعیت از آن را هم ذکر نمایند.
سید شرف الدین معتقد است ادله شرعی ما را به پیروی از مذهب ائمه اهل‌بیت پیامبر (صلی الله علیه
و آله) با مختصات ممتازی که در مذاهب دیگر نیست دلالت می‌کند.585
در نوشته علمای شیعه دیگر هم از امتیازات آموزه‌های خاص و متمایز اهل‌بیت (علیهم السلام) تحت عنوان مذهب اهل‌بیت586، معارف اهل‌بیت587 ، شعار اهل‌بیت و علوم اهل‌بیت588 و مدرسه اهل‌بیت589، 590، یاد شده است و در مقابل مدرسه اهل‌بیت (علیهم السلام) از تعبیر مدرسه الخلفاء اسم برده می‌شود591 ،592.
13-3-‌آینده جامعه جهانی با مدیریت مهدوی:
ابن‌تیمیه با ذکر و قبول روایتهای آخر الزمان به‌آینده خوش تاریخ بشارت می‌دهد. مطلب مهم ‌این است که طبق خبر قطعی نبوی (صلی الله علیه و آله) مدیریت‌این پروژه الهی در دست مهدی اهل‌بیت (علیهم السلام) است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:
اگر از دنیا جز یک روز باقی نماند خداوند آن را چنان طولانی می‌کند تا مردی از من یا اهل‌بیت من که هم نام من است و نام پدرش نام پدر من است خروج می‌کند و زمین را پر از عدل و داد می‌کند همانطور که از ظلم و جور پر شده است. 593
در حدیث دیگر نام حضرت و نسب فاطمی ‌و از زمره عترت بودن ‌ایشان مورد تصریح است.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: « المهدی من عترتی من ولد فاطمه». 594
تا ‌اینجا نظر اجلالی غیر قابل انکار ابن‌تیمیه با درون مایه مذهبی اهل‌سنت‌، نسبت به اهل‌بیت (علیهم السلام) و مقام منیع امیرالمومنین علی (علیه السلام) از کتب وی استخراج و اصطیاد شد و همانگونه که در توضیحات مطلب ذکر شد بیان تفصیلی ابن‌تیمیه در منزلت والای اهل‌بیت (علیهم السلام) در موارد بسیاری صریحتر و قوی تر از ابن‌حنبل است. ابن‌حنبل به ذکر روایتها اکتفا کرده است اما ابن‌تیمیه به‌شرح و بیان احادیث مشیر به فضایل پرداخته و نظرات اجلالی خود را با بیان خاصش تدوین کرده است. تصرف در ظاهر تعابیر ‌ایشان غیر ممکن است اما احادیث منقول ابن‌حنبل می‌تواند به هر دلیلی قابل خدشه باشد.
4- تفریط ابن‌تیمیه در خصوص منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام):
در این بخش به‌نظرات تفریطی ابن‌تیمیه در مورد منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) با نگاه تحلیل و انتقاد می‌پردازیم.
در این مورد او از سلف خود چندان تبعیت نمی‌کند اما در اصول مطالبش در مورد اهل‌بیت (علیهم السلام) از او زیاد فاصله نمی‌گیرد. نظرات تفریطی او که ناشی از خصلتهای متصلب و غیر منعطف در برابر مخالفین است و برای مقابله جدلی با شیعیان مطرح کرده است آسیبی به نظرات اجلالی او نمی‌زند. انکارها و تاویلها و تضعیف برخی روایتهای ناظر به مناقب و فضایل اهل‌بیت (علیهم السلام) برای تقویت نظر خود در جلو گیری از قدح خلفای سه گانه است تا تصور نشود اهل‌بیت (علیهم السلام) در سجایا و فضایل ممتاز تر از آنها بودند. آن دسته از علمای اهل‌سنت‌ مانند حاکم نیشابوری، قندوزی، حسکانی، متقی هندی، هیتمی و. . . که فضایل مورد انکار ابن‌تیمیه را برای اهل‌بیت (علیهم السلام) اثبات کرده‌اند، در افضلیت شیخین نیز تردیدی ندارند و امیرالمومنین علی (علیه السلام) را در رتبه بعد قرار می‌دهند و از ‌آیات ولایت و مباهله و یطعمون الطعام و احادیث همانند غدیر و ثقلین و. . . ارجحیت حضرت را بر خلافت بلافصل پیامبر (صلی الله علیه و آله) استخراج نمی‌کنند. پس همانگونه که اثبات آنها در نزد اندیشمندان اهل‌سنت‌ به نظریه ولایت انحصاری حضرت علی (علیه السلام) به‌صورت دلیل مستقیم و مستقل کمکی نمی‌کند، انکارشان نیز تنقیصی بر اهل‌بیت (علیهم السلام) نیست. نباید فراموش کرد ابن‌تیمیه یک عالم سنی حنبلی ضد شیعه است. تفاوت عمده او با دیگر هم مسلکهای خود بی پروایی و جسارت در مقام بیان است و برخی مواضع اهل‌سنت ‌را با صدای بلند تر و بی پرده تر بیان کرده است.
در عمده رویکردهای اندیشمندان فریقین به ابن‌تیمیه در مورد نگاه او به اهل‌بیت (علیهم السلام) جامع نگری وجود ندارد. برخی نظرات اجلالی او را به‌صورت متفرد در نظر گرفته‌اند و عده‌ای نیز صرفا نظرات تفریطی او را محور قضاوت خود قرار داده‌اند. ابن‌تیمیه یک عالم سنی حنبلی با ویژگیهای فردی اخلاقی منحصر به‌فرد است که در این پژوهش به آنها اشاره گردید. بنابر این نباید بیش از مقدورات و لوازم مذهبی و خصوصیات فردی و الزامات محیطی از او انتظار داشته باشیم. در عین حال در کتب متعدد خود به ‌منزلت منیع اهل‌بیت (علیهم السلام) بدون فشار و محدودیتهای وادار کننده به مواصع تصنعی، مهر تایید زده است. پس در حالت صرافت طبع و بدون تصنع نظرات اجلالی خود را بیان کرده
است و منتقدان با ملاحظه اخلاقی حق ندارند او را به چیزی همانند دشمنی عمدی با اهل‌بیت (علیهم السلام) و تنقیص مقام آنها، منتسب کنند. با وجود انبوه کلمات تجلیلی ابن‌تیمیه، انتساب او به تنقیص مقام اهل‌بیت (علیهم السلام) از مصادیق ما لا یرضی به صاحبه و یک نوع بی‌احتیاطی علمی ‌است. اگر یک عالم سنی از مستندات اسلامی ‌مرجعیت علمی ‌اهل‌بیت (علیهم السلام) را به‌صورت موجبه کلیه و خلافت بلافصل و منصوب بودن امام علی (علیه السلام) و ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) را استنباط نماید و حضرت علی (علیه السلام) را بر همه صحابه تفضیل دهد، دیگر سنی نیست و اگر در دلایل و مستندات اثبات کننده منزلتهای مذکور به قرائت شیعه تشکیک نماید، ناصبی و تنقیصی نیست بلکه در روند علمی‌ و بازخوانی حوادث صدر اسلام و موضوع امامت و پیشوایی اهل‌بیت (علیهم السلام) گرفتار اشتباه و تفریط شده است. اما اگر با اهل‌بیت (علیهم السلام) واجب الاکرام دشمنی و غرض ورزی نماید ناصبی و اگر فضایل آنها را به‌قصد تنزل عمدی منزلت آنها انکار نماید، تنقیصی است. یافته‌های این پژوهش

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع و ماخذ پایان نامهجوادی آملی، قانون طبیعی، گناهان کبیره، صاحب نظران
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید