السلام) در اسلام و نماز خواندن ‌ایشان که نشانه بارزی از اسلام و ‌ایمان راسخ است و اقدمیت در علم و انبوهی حلم که از مکرمت‌های والای هر انسان مومنی است، تصریح شده است.
3- برگزیدگان بشریت:
ابن‌حنبل با توجه به روایت منقول از جابر بن عبدالله انصاری حضرت علی (علیه السلام) را از زمره بهترینها در جامعه انسانی می‌داند. 227
تعبیر بهترین بشر یک نوع فضیلت جامع و فراگیری را برای علی (علیه السلام) عضو ارشد اهل‌بیت (علیهم السلام) اثبات می‌کند و مشیر به فضیلتی است که حضرت را نه تنها از تک تک مسلمین که از کل بشریت برتر و با فضیلت تر معرفی می‌کند.
دقت ابن‌حنبل در گزینش روایت‌های ناظر به‌منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) موجب شده است مطالب منقول او مورد تایید اکثریت اندیشمندان اهل‌سنت‌ از جمله سیوطی،228 و آلوسی،229 قرار گیرد. هر دو مفسر امام علی (علیه السلام) و شیعیانش را با عنوان خیرالبشر توصیف نموده‌اند.
4-ولایت اهل‌بیت (علیهم السلام):
احادیث جمع آوری شده در ذیل عنوان ولایت، ناظر به دو مفهوم متفاوت در اندیشه‌های شیعه و اهل‌سنت‌ است. قرائت شیعه از ولایت، سرپرستی و امامت امت بعد از رحلت نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) است اما در قرائت اهل‌سنت، ولایت به معنی دوستی تعبیر شده است که با سیاق بعضی از منقولات و حوادث مقارن با صدور روایت چندان هم خوانی ندارد. روایتهای مذکور چون ظرفیت حمل مفهوم قرائت شیعی را دارد، تحت عنوان ولایت و مجزا از روایتهای محبت و دوستی، سازمان دهی شدند.
براء بن عازب می‌گوید با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در غدیر خم بودیم. پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از نماز ظهر دست علی را گرفت و این جملات را فرمود:
الستم تعلمون انی اولی بالمومنین من انفسهم؟ قالوا بلی، قال: الستم انی اولی بکل مومن من نفسه؟ قالوا بلی، قال: فاخذ بید علی فقال: من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»، عمر بعد از ‌این بیان به علی (علیه السلام) رسید و خطاب به‌ایشان گفت: « هنیئا یا بن ابی طالب اصبحت و امسیت مولی کل مومن و مومنه. 230
زید بن ‌ارقم هم روایت مشابهی را با تفاوتی در پایان‌ روایت از واقعه غدیر از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می‌نماید:
یا ‌ایها الناس الستم تعلمون انی اولی بالمومنین من انفسهم؟ قالوا: بلی، قال: فمن کنت مولاه فعلی مولاه»، آنگاه زید شهادت می‌دهد که در پایان‌ مطابق شنیده من ‌این جمله در بیان پیامبر (صلی الله علیه و آله) وجود داشت: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه». 231
جمله معنی دار «الست اولی بالمومنین» و دعای پایانی حدیث نبوی با ولایت به معنی سرپرستی سازگاری دارد و دوستی و محبت با ‌این مقدمه و موخره چندان توجیه پذیر نیست. تبریک خلیفه دوم و مفاد بیانش که مولای هر زن و مرد مومنی شدی، نمی‌تواند به دوستی تفسیر شود. زیرا دوست داشتن امر قلبی است و ممکن است علی رغم توصیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای کسی حاصل نشود. اما او در ضمن تبریک می‌گوید: «شما مولای هر مومنی(زن و مرد) شده‌ای»، پس مشیر به مطلبی است که منوط به پذیرش و عدم آن توسط مردم نیست. در انتصاب فردی به مقامی ‌اقدام و انشای نصب کننده کافی است و تبریک عمر ناظر به آن است.
ا‌بن‌عباس‌ از بریده نقل می‌کند که در بازگشت از جنگ یمن در خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از رفتار علی (علیه السلام) گلایه کردم و در صدد تنقیص او بودم که با ناراحتی و واکنش منفی رسول الله (صلی الله علیه و آله) مواجه شدم. حضرت در پاسخ به رفتار من فرمود: «یا بریده الست اولی بالمومنین من انفسهم، قلت بلی یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال، من کنت مولاه فعلی مولاه». 232
روایت بریده با اندکی در عبارت پایانی در المسند تکرار شده است: «من کنت ولیه فعلی ولیه». 233
حدیث در سنن و صحاح سته یعنی معتبر ترین جوامع روایی اهل‌سنت ‌با تغییر اندکی در عبارت نقل شده است که نشان دهنده مستند بودن آن است. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) با اشاره به علی می‌فرماید: «فهذا ولی من انا مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه». 234
زازان ‌بن‌ عمر نقل می‌کند، علی (علیه السلام) مردم را در مورد سفارش پیامبر (صلی الله علیه و آله) در غدیر خم به شهادت طلبید و سیزده نفر شهادت دادند از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ‌این جمله را شنیدند که فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه». 235
روایت غدیر با افزودن عبارتهایی پر معنی نسبت به روایت قبل، از زید بن یثبع نقل گردیده است. پس از درخواست علی (علیه السلام) برای شهادت به آنچه از رسول الله (صلی الله علیه و آله) شنیده شده است عده‌ای که در غدیر خم حاضر بودند به مفاد کاملتر روایت با‌ این عبارت شهادت دادند:
فشهدوا انهم سمعوا رسول الله (صلی الله علیه و آله) یقول لعلی یوم غدیر خم الیس الله اولی بالمومنین؟ قالوا بلی، قال اللهم من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. 236
عبارت «و انصر من نصره و اخذل من خذله» در روایتهای متعددی از جمله حدیث شماره 951، 952 و 964 هم وارد شده است. 237 مضمون روایت در موارد متعدد در المسند نقل شده است. 238
قابل ذکر است که جمله «من کنت مولاه فعلی مولاه» در سنن محقق ترمذی از کتب صحاح سته نقل شده است. 239 پس روایت مورد تایید یکی از کتب معتبر صحاح سته است.
اگر این موالات به معنی دوستی که مورد نظر اندیشمندان اهل‌سنت ‌است تعبیر شود، مناسب اقدام علی (علیه السلام
) در استشهاد از مسلمین و عبارت اولویت خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به مومنین از خودشان نیست، چون اولا در آن دوره مناقشه اصلی بر سر رهبری و استحقاق و اولویت در امامت و زعامت متمرکز بود نه محبت و مودت و ثانیا اولی به تصرف بودن با سفارش صرف به دوستی، هم خوانی ندارد. لذا مناسب است بر اساس سیاق و محتوای حدیث مولا را به معنی ریاست دینی و دنیوی به وصایت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) تفسیر نماییم. ابن‌حنبل به‌این تفسیر معترف نیست اما ‌این برداشت لازمه منطقی تدبر در روایت است.
عباد بن‌ عبدالله اسدی از علی (علیه السلام) نقل می‌کند:
در یوم الانذار پیامبر (صلی الله علیه و آله) دعوت به اسلام را در حضور 30 نفر از بنی‌هاشم مطرح کرد و در ضمن دعوت، گرونده به اسلام را برادر و خلیفه خود معرفی نمود. در آن جلسه تنها علی (علیه السلام) پاسخ مثبت داد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از تکرار دعوت و دریافت پاسخ انحصاری از علی (علیه السلام) او را برادر و خلیفه خود خطاب نمود.240 ، . 241
در روایت مذکور کلمه ولایت بکار نرفته است اما از کلمه خلیفتی که مشیر به جانشینی است استفاده شده است. کلمه«خلیفتی» با هیچ توجیه تکلف آمیزی قابل انطباق با دوستی و مودت نیست.
همچنین کلمه اخوت و مصاحبت در کلمات دیگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) همراه با ولایت آمده است و این نوع سیاق کلمات حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) جانشینی بعد از خود را افاده می‌کند.
ابی ظبیان از علی (علیه السلام) نقل می‌کند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای علی اگر متولی امر حکومت شدی اهل نجران را از جزیره العرب اخراج کن». 242
زید بن‌ یثبع نقل می‌کند پیامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر پرسشی از امارت بعد از خود، پاسخ داد: «اگر علی امیر شما شود که به آن تن نخواهید داد، او را راهنمای هدایت شده خواهی یافت که راه مستقیم را به شما می‌نمایاند». 243
بیان مشروط رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مورد واژه ولایت و پیش بینی ضمنی عدم پذیرش امارت‌ایشان توسط مردم فقط معنای سرپرستی و زعامت و ریاست دینی و دنیوی را افاده می‌کند و ارتباطی به دوستی و محبت ندارد. بنابر این در به‌کارگیری ولی و مولا و ولایت در بین احادیث منقول وحدت سیاق وجود دارد و با همان معنای معهود مد نظر شیعه تناسب دارد.
بعد از قتل عثمان علی (علیه السلام) می‌فرماید: «کسی را غیر خودم مناسب خلافت نیافتم و من محق به آن بودم و به همین دلیل آن را پذیرفتم». 244
این حدیث ناظر به خلافت در مقام چهارم از خلفای راشدین است و مورد پذیرش همه اهل‌سنت ‌می‌باشد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطاب به عمو زادگانش فرمود: «کدامتان می‌خواهد ولی من در دنیا و آخرت باشد»؟
کسی جز علی پاسخ مثبت نداد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطاب به‌ایشان فرمود: «تو ولی من در دنیا و آخرت خواهی بود». 245
دوستی پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای همه اقوام و پسر عموها حاصل بود زیرا شخصیتی بارز و مهربان داشت. پس ولایت در حدیث حاکی از مقامی‌ فراتر است از دوستی است.
روایتی از عایشه با‌ این مضمون نقل شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگی علی (علیه السلام) را در مدینه به‌جای خود گماشت و این امر موجب حزن و گریه ‌ایشان شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: نمی‌خواهی نسبت به من منزلتی همانند ‌هارون به موسی جز مقام نبوت داشته باشی؟246 مفاد روایت در فقرات دیگر المسند با عبارتهای گوناگون نقل شده است. 247
مفاد حدیث منزلت در صحاح سته، معتبر ترین منابع حدیثی اهل‌سنت‌ نقل شده است. 248 طبق‌آیات قرآنی249 هارون (علیه السلام) شریک موسی (علیه السلام) در رسالت، جانشین، وزیر و پشتیبان او بود و با تنظیر، موقعیتهای مذکور برای حضرت علی (علیه السلام) نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ثابت می‌شود. در پایان ‌‌این بخش اشاره به مطلبی از ابن‌حنبل دارای اهمیت بسیار است و آن‌ اینکه لقب امیرالمومنین در زمان عثمان به علی (علیه السلام) اطلاق می‌شد. 250
این لقب در زمان خلفای راشدین به کسی اطلاق می‌شد که متصدی امارت مومنین بود.‌این امر می‌تواند ناشی از سرخوردگی مردم از وضعیت موجود و اقبال عمومی‌ به‌امارت علی (علیه السلام) باشد. همچنین می‌تواند تعریضی بر امارت عثمان باشد که امیرالمومنین واقعی کسی است که در ظاهر از امور حکومت و امارت کنار گذاشته شده است.
5- مرجعیت علمی:
یکی از راه‌های اثبات نگاه تثبیتی و اجلالی احمد بن حنبل نسبت به صحابه در خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کمیت و کیفیت روایت‌های منقول است. در ‌این خصوص حجم و کیفیت روایتهای منقول از علی (علیه السلام) نسبت به سه خلیفه اول بسیار متفاوت است.
در مستند علی بن ابی طالب 819 روایت نقل شده است، در حالی که مجموع روایت منقول از مسند سه خلیفه بیشتر از 561 روایت نیست. طبق اعتقاد اهل‌سنت‌‌ این چهار نفر از ابتدای دعوت اسلام،‌ایمان آورده و به‌دلیل صحابه بودن و قرابت فامیلی با پیامبر (صلی الله علیه و آله)، تا پایان‌ عمر ملازم آن حضرت بودند. تلقی علمی ‌امام علی (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله) طبق نقل کتاب المسند بسیار بیشتر از مجموع آنها بوده است به‌نحوی که اگر مجموع روایتهای مسند منقول سه نفر را از مسند امام علی (علیه السلام) کسر نماییم باز هم مسند امام علی (علیه السلام) حاوی 258 روایت بیشتر است.251
احادیث منقول در مسند علی ابن ابی طالب (
علیه السلام) متنوع و متکثر است و در تمام حوزه‌های معرفت دینی مرسوم آن زمان اعم از احکام و اخلاق و عقاید حاوی مطالب مهمی ‌است.
رفتار خلفای راشدین برای اهل‌سنت‌ رفتار معیار محسوب می‌شود. طبق نقل احمد بن ‌حنبل عثمان بن‌ عفان خلیفه سوم وقتی در جمع سخن می‌گفت از حضور امام علی (علیه السلام) مطمئن می‌شد.‌این عمل خلیفه مبین مقام منیع علمی ‌حضرت علی (علیه السلام) است. چون او می‌خواست در صورت لزوم، مطالبش به‌وسیله علی (علیه السلام) تصحیح شود و سکوت و تقریر حضرت را دلیل بر صحت مطالبش می‌دانست. به‌این دلیل در روایت نقل شده است که عثمان قبل از سخن گفتن از حضور علی بن‌ ابی طالب (علیه السلام) اطمینان حاصل می‌کرد. 252
عبدالله بن‌ شفیق راوی مطلبی در مورد اختلاف علی (علیه السلام) و عثمان در مورد متعه است. طبق روایت، عثمان از آن نهی و علی (علیه السلام) به‌جواز آن فتوی می‌داد. علی (علیه السلام) به

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع مقاله با موضوعدرمان راه حل محور، سلامت روان
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید