2002) کتاب های بسیار دیگری نیز درباره بکار گیری این مدل درمانی برای همسران ( واینر – دیویس 1992 ;هادسون و اهانلون ،1992) و نیز الکلی ها نگاشته شده است( برگ و میلر ،1992).
طراحان اولیه نظریه
استیو د شازر، بنیان گذار درمان اینسو کیم برگ درمانگری برجسته
پیشگامان
مبدعان درمان به شیوه راه حل – محور استیو د شازر، انیسو کیم برگ، و همکارنشان در مرکز خانواده درمانی کوتاه مدت (BFTC) در شهر میلواکی ، ایالت ویسکانسین، امریکا هستند. گروه بنیانگذار از زوج های همکار تشکیل شده بود . استیو د شازر و اینسو کیم برگ،جیم درکز و ایلین نانالی، مارلین لاکورث و ایو لیپچیک، جان والتر ، جین پلز و مایکل واینر – دیویس نیز شاگردان آنها بودند .
تشابهات و تفاوتهای درمان راه حل محور و رویکرد MRI
• درمان راه حل محور ، ظرافت خود را از مدل MRI گیرد و آن را به شکل نوینی صورت بندی می کند. هدف مدل MRI کمک به مراجعان است تا آن چیزهایی را که کارایی و اثری ندارند را کمتر انجام دهند، حال آنکه رویکرد راه حل محور، افراد را تشویق می کند تا آن چیزهایی را که کارایی دارند و موثر هستند ، بیشتر انجام دهند.
• هر دو شیوه رویکرد عمل گرایانه هستند که بر مشکل عنوان شده توسط مراجع، تمرکز می کنند.
• تفاوت واقعی بین این دو رویکرد این است که مدل MRI تاکیید بر رفتار ، و مدل راه حل محور تاکید بر شناخت دارد.
صورت بندی های نظریه
• پیش فرض هایی که درمان راه حل محور بر اساس آنها بنیان نهاده شده است، ساده و صریح هستند. همانطور که برگ می گوید : ما به ساده بودن نظریه مان افتخار می کنیم . برای ساده کردن این نظریه، نظم شدیدی به کار گرفته شده است. ( وایلی، 1990)
• همواره یکی از ویژگی های بارز این نظریه تمرکزآن بر زمان حال یعنی آنجا که مشکلات وجود دارند، و نه جستجو در گذشته برای یافتن علل بوده است ترجیح درمانگرهای راه حل – محور نگاه به آینده است. آنجا ست که می توان مشکلات را حل کرد.
• این درمانگران نیز مانند مدل MRI معتقدند که تنگ نظری ها و میدان دید محدودی که انسانها از مشکلات خویش دارند منجر به تثبیت و دائمی شدن الگو های خشک راه حل های غلط در زندگیشان می شود.
• درمانگران راه حل محور معتقدند افرادی که برای درمان مراجعه می کنند توانایی بروز رفتارهای موثر را دارند اما قابلیت اثر گذاری آنها توسط طرز تفکر منفی شان مسدود شده است در این رویکرد کوشش می شود تا توجه مراجعان به زمانی جلب شود که به خوبی از عهده مشکلاتشان بر می آمدند و بدین ترتیب به آنها کمک می کنند تا مسائل را به گونه دیگری ببینند.
• مراجع از نقطه نظر اهمیت مشکل را اولیه می داند ( و استثنائات را – اگر متوجه آنها شده باشد_ ثانویه می پندارد ) در حالی که از نظر درمانگر استثنائات اولیه و مشکل ثانویه است . مداخله های درمانی به مراجع کمک می کند تا این دیدگاه را جا به جا کند و با وارونه سازی موفق به یافتن راه حل شود(د شازر 1991).
• پیش فرض راه حل – محور ها در این است که مراجعان واقعا می خواهند تغییر کنند.
• مدل MRI تحت تاثیر نظریه اریکسون است و می گوید که انسانها اغلب فقط نیاز به یگ تغغیر کوچک در دیدگاهشان دارند تا نیروهای بالقوه شان آزاد گردد.
• تمام آن چیزی که نیاز داریم تغییرشیوه حرف زدن افراد است ، از این اندیشه است که هدف راه حل – محور شکل می گیرد و مراجعان را از « حرف زدن از مشکل» به «حرف زدن از راه حل» هدایت می کند.
•برخی دیگر معتقدند که دلیل تاثیر گذاری درمان راه حل – محور ایجاد احساس خوب در مراجع نسبت به خودش است و این کار با نمایان کردن نقاط قوت و موفقیتهای او تحقق می یابد.
• درمانگران راه حل – محور از اندیشه ساخت گرایی مبنی بر اینکه هیچ چیز مطلقی وجود ندارد هواداری می کنند.
• درمانگر راه حل – محور فقط به زبان توجه دارد یعنی شیوه ای که انسانها خودشان و مشکلات خودشان را توصیف می کنند.
رشد اختلالات رفتاری
• درمانگران راه حل – محور ضمن اینکه مراجع را از کنکاش درباره چگونگی ایجاد مشکل بر حذر می دارند ، خودشان را نیز از حدس و گمان های این چنینی دور نگه می دارند . ایراد آنها ،این است که راه حل های مشکلات اغلب ارتباطی به شیوه ای که مشکلات ایجاد شده و رشد یافته اند، ندارند .رد پای عوامل مشکل زا را دنبال کردن ، خود مستلزم « حرف زدن از مشکل» است و این درست همان چیزی است که درمانگر راه حل – محور باید از آن اجتناب ورزد.
اهداف درمانی
هدف مدل راه حل-محور نیز مانند مدل MRI حل گلایه هایی است که مطرح می شود.آنها این کار را با کمک به مراجع برای تفکر درباره فعالیت متفاوتی که موجب خشنودی بیشتر او در زندگی اش می شود و یا انجام چنین فعالیتی، محقق می سازد.
آنها معتقدند که انسان ها خود حائز مهارت حل قوت و توانایی های خود عاجز مانده اند. گاهی وقت ها فقط یک تغییر جهت ساده از آنچه که کارایی خوبی برایشان نداشته است به آنچه که قبلا برایشان کار آمد بوده است،می تواند یادآور این منابع به مراجعان باشد.در مواقع دیگر،شاید لازم باشد انسان ها در جستجوی توانایی هایی باشند که در حال حاضر از آن استفاده نمی کنند وآن مهارت های خفته را برای حل مشکلاتشان بیدار نمایند.
هدف در سطح دیگری،صرفا کمک به مراجع برای شروع تغییر زبانش از حرف زدن درباره راه حل است.
شرایط تغییر رفتار
وظیفه درمان راه حل-محور کمک به مراجع برای توسعه میزان موارد استثنا نسبت به مشکلاتش است.
از نقطه نظر د شازر و برگ(1
993) آنچه برای ایجاد تغییر بدان نیاز است، درگیر شدن درمانگر و کراجع در یک مباحثه است تا شیوه « بیان» مشکل را تغییر دهند.
به همین دلیل است که درمان راه حل – محور می تواند مختصر و کوتاه باشد. شیوه ترغیب مراجع به گفتگو به شکل متفاوتی درباره مشکلش ، از ایجاد تغییرات عمده در الگوهای رفتاری یا ساختارهای درون روانی بسیار آسان تر است.
با برداشتی که از دیدگاه اریکسون می شود- که بر شکل گیری تفکر اولیه د شازر موثر بوده است- وظیفه درمانگر ایجاد یک فضای درمانی است که در آن توانایی های مراجع از زیر سایه ما به عرصه دید او انتقال یابند.
درمان
ارزیابی
درمانگرانی که از مدل راه حل محور استفاده می کنند سرسختانه می کوشند تا از هرگونه ارزیابی پیرامون چگونگی به وجود آمدن مشکل اجتناب ورزند.آنها همچنین علاقه ای به ارزشیابی آن دسته از الگو های رفتاری که موجب تداوم مشکلات هستند ، ندارند. آنها مایل به شناسایی آن گروه از الگوهای رفتاری هستندکه از قبل از این که مشکل خود را در عرصه عمل آشکار کند موجود بوده اند.
تبین اهداف
تبین اهداف یک فعالیت پیش گستر است که از همان نخستین جلسه درمانی آغاز می شود و در تمام طول دوره درمان استمرا می یابد و ممکن است طی جلسات، در قالب برخی پرسش های زیر مطرح گردد( اقتباس از لیپچیگ،2002)
• فکر میکنی مشکلت در حال حاضر چیست؟
• چگونه خواهی دانست که مشکلت حل شده است؟
• چگونه خواهی دانست که دیگر نیازی به مراجعه به اینجا نداری؟ علایم آن چه خواهند بود؟
• برای این منظور، چه چیزی باید در افکارت، رفتارت، و احساساتت تغییر کند؟
• انتظار داری چه چیز هایی در سایر افرادی که درگیر این قضیه اند تغییر کند؟
• بالاترین آرزو و تصورت درباره آنچه دوست داری واقع شود ،چیست؟
• سایر درمانگران این مکتب به تبعیت از د شازر(1988) بین ارتباط با مراجعانی که از نظر سطح انگیزش با یکدیگر متفاوتند، فرق می گذارند. برخی مراجعان ، مشکلاتشان را مطرح می کنند ولی تمایلی به کار کردن روی آنها ندارند، حال آنکه گروهی دیگر مشتاقو آماده ایجاد تغییرات هستند.
• وظیفه درمانگر در قبال فرد که ظاهرا انگیزه تغییر را ندارد این است که او را درگیر یک مکالمه راه حل – محور کند. از او تعریف و تمجید کند واحتمالا به او تکلیفی بدهد تا استثنائات پیرامون مشکل را مشاهده نماید. درمانگر بدون این که فشاری بر مراجع برای تغییر وارد کند توجه او را از مشکلات دور می سازد و معطوف به راه حل ها می کند.
فنون درمانی
مداخله های درمانی در یک فرایند سه مرحله ای انجام می پذیرد. درمانگر (1) فعالانه می کوشد مشکل را در قالب مثبت تر و کارآمد تری مطرح کند و پشتکار و کاردانی مراجع را تحسین کند (2) آن دام اسارت آور عقلانی را که مراجع برای خود تنیده است،تبین سازد و (3) یک رهنمود شبه تلفیقی را با یک نشانه بدیهی از پیشرفت در رفتار مراجع پیوند بزند.
راهنمای تکلیف نخستین جلسه
تکلیف متداولی است که در پایان نخستین جلسه درمانی توسط روان درمانگر راه حل – محور به مراجع داده می شود. « از تو می خواهم از حالا تا جلسه بعد که با هم ملاقات خواهیم کرد خوب مشاهده کنی ( طوری که جلسه آینده بتوانی برایم شرح دهی)که از بین وقایعی که در زندگی ، خانواده، ازدواج و روابط تو در جریانند، می خواهی کدام یک همچنان استمرار یابند»
«پرسش استثنا» و « پرسش معجزه» دو نقطه اتکا در رویکرد راه حل محور هستند( دشازر،1985،1988)
پرسش استثنا
با محل نذاشتن به تصویری که مراجع از مشکلات خویش ترسیم می کند توجه او را به طرف عکس آن سوق می دهد – یعنی به اوقاتی که هنوز این مشکلات را نداشتند. با کشف این اوقات و تفاوتی که با الان داشتند، مراجع به سرنخ هایی می رسد که می تواند او را در توسعه آن استثنائات رهنمون گردد. افزون بر این ، مراجع شاید در پرتو این واقعیت که او قادر به تغییر یا حذف مشکل است، به تغییر در دیدگاهش نیز نایل آید و مشکل ، دیگر چندان هم حل نشدنی در نظرش جلوه نکند.
در جای که پیدا کردن موارد استثنا و بنا کردن بر اساس آنها موثر واقع نشود یعنی یافتن موفقیت های در گذشته برای مراجع دشوار است ، طرح پرسش معجزه می تواند مفید باشد
پرسش معجزه
پرسش معجزه چنین است « تصور کن یک شب وقتی تو خواب هستی، معجزه ای برای تو اتفاق بیفتد و مشکل تو حل شود، چگونه آگاه خواهی شد؟»
این سوال سازمان ذهن را برای حل مسئله فعال می سازد، زیرا دورنمایی از هدف در ذهنش ایجاد می کند.
چنانچه درمانگر بتواند مراجع را،صرف نظر از مشکلش، تشویق به انجام آن کارها بنماید، شاید به ناگهان مشکل آنچنان بزرگ هم به نظر جلوه نکند.
پرسش معجزه زمانی بیشترین تاثیر و مورد استفاده را دارد که گلایه های مراجع مبهم هستند.
پرسش سازگاری
پرسش سازگاری می تواند به مراجع کمک کند تا به توانایی ها و ذکاوتمندی های خودصرفا از طریق شکیبایی بیش از قبل آگاه شود گ چه چیزی تو را تحت چنین م.قعیت دشواری حفظ می کند؟» « چگونه است که شرایط بدتر از این نیست؟»
پرسش قیاس گر
این اواخر پرسش قیاس گر به عنوان عنصر مهمی در درمان راه حل – محور مطرح شده . پرسشهای قیاس گر ابتدا برای کمک به گفتگوی درمانگر و مراجع پیرامون مقوله های مبهمی مانند افسردگی و ارتباط طراحی شدند، برای زمانی که شناسایی اهداف و تغییرات رفتاری مشخص، دشوار است( برک و دشازر،1993)
از این پرسشها برای ترغیب مراجع به درجه بندی قدرت اراده اش در اجرای راه حل ها نیز استفاده می شود
مت
عاقب واکنش مراجع به پرسش قیاس گر،درمانگر از او در خصوص رفتارهایی که احتمال نیل به موفقیت را افزایش می دهد سوال می کند.
به کار گیری پرسشهای قیاس گر، شیوه هوشمندانه ای برای پیش بینی مقاومت ها و عقب نشینی ها و نیز عقیم کردن آنهاست، ضمن این که تعهد به تغییر را نیز در مراجع تقویت می نماید.
تعارفات
تعریف هایی که درمانگر از مراجع میکند،بخش مهمی از درمان راه حل – محور را تشکیل می دهند.
برای هر چه موثر تر بودن تعارفات، باید آنها را درباره رفتارهایی که تکرارشان مفید خواهد بود و نه درباره رفتارهایی که باید حذف گردند، مطرح کرد. بیشتر مراجعان خودشان از اشتباهاتشان آگاهند اما نمی دانند که برای اجتناب از تکرار راخه حل های قدیمی غیر موثرشان باید چه کار کنند.
پیام چکیده
درمانگر مصاحبه کننده معمولا در اواخر جلسه درمانی پیام چکیده ای برای مراجع انشاء میکند که مشتمل بر چها عنصر است( لپچیک 2002)
بازخورد آنچه که درمانگر طی جلسه درمانی شنیده است
تعریف و تمجید در زمینه گام های مثبتی که مراجع

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه دربارهقانون اساسی، حزب عدالت و توسعه، اسلام گرایی، حقوق بشر
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید