ان رو سریع تر و ساده تر نمود. با محبت و توجه به همسرتون نشون بدین که در این رقابت با اون همراه هستین. درسته که باید با عشق و همراهی به درمان همسرتون کمک کنین اما فراموش نکنین که افسردگی هم مثل مریضیای قلبی، انسداد عروق، دیابت یا هر مریضی جسمی دیگری نیازمند پیگیری اساسی و تخصصیه.

۲. افسردگی مهمون ناخواندهه

افسردگی مثل مهمانی نخونده وارد زندگی خانوادگی شما شده. هیچکی از مهمون نخونده خوشش نمیاد. این مهمون نخونده باعث می شه سلامت همسرتون، ازدواج تون و زندگی خانوادگی تون تحت اثر قرار بگیره. پس قبول کنین که همسرتون هم از حضور این مهمون راضی و خوشحال نیس. سعی کنین همیشه وقتی فشار افسردگی بر اون غلبه می کنه، بهش یادآوری کنین که این مشکل قابل درمانه. اگه اینجور نگاهی به افسردگی داشته باشین امکان صحبت کردن بدون خجالت زدگی و احساس گناه واسه شما و همسرتون جفت و جور می شه.

زوجایی که تجربه اینجور مشکلی رو در خونواده خود داشتن، فکر می کنن باید افسردگی رو به عنوان دلیلی خارجی و البته موقت در منزل تماشا کرد. اونا میگن اینجور دیدگاهی باعث شده تا هر دو همسر به شکلی سازنده، موفق به طرح و رفع ناامیدیا و ترسای خود شن.

وقتی همسرتون بدخلق و ناامید می شه و بدبینانه حرف می زنه و احساس بی ارزش بودن داره، بهش بگید همه اینا به خاطر افسردگیه و بعد از اینکه خوب شد، دوباره خوش بین و سرحال هستش. به افسردگی به عنوان دلیلی خارجی که قابل از بین بردنه، نگاه کنین. اینجور هدفی باعث می شه حال وهوای منزل عوض بشه. در این صورت همه با هم صحبت می کنن و راحت تر با مشکل می جنگن. اینجور دیدگاهی باعث می شه که افراد مشکل رو قبول کنن و واسه رفع اون اقدام کنن. این خیلی مهمه، چون نپذیرفتن افسردگی خود مشکل بزرگیه که درمان رو سخت تر می کنه.

۳. از بقیه کمک بگیرین

پذیرش اینکه در خونواده تون افسردگی هست، کمی سخته. پس بهتره از دوست یا فرد مورد اعتمادی که این مشکل رو در خونواده اش تجربه کرده، کمک بگیرین. از بقیه کمک بگیرین. مثلا وقتی حجم کارا و وظایف تون افزایش پیدا می کنه و به تنهایی از انجام اونا برنمی آیید، سعی کنین از دوستان و آشنایان خود کمک بخواهید. انرژی خونواده در اثر افسردگی تخلیه می شه پس کمک دوستان و اقوام نزدیک می تونه کارساز باشه. مثلا اگه اونا در پخت وپز کمی کمک تون کنن یا فرزندان تون رو واسه گشت وگذاری بیرون ببرن، کمک بزرگی واسه تون هستش.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس

۴. مراقب ایجاد وخو و افکارتان باشین

وقتی همسرتون دچار افسردگی می شه، بزرگ ترین پایگاه احساسی و عاطفی تون رو از دست میدید. تنهایی برخاسته از این شرایط موجب می شه بدخلقی، نفرت، دلخوری، ضعف روحیه و احساس گناه به سراغ تون بیاد. بعضی وقتا هم این احساس به وجود میاد که باید اینجور رابطه ای رو ترک کنین تا خود رو نجات بدین. اگه دچار اینجور مشکلی هستین، باید به خودتون، افکارتان و احساسات تون توجه ویژه ای داشته باشین و نذارین که روحیه ی منفی بر شما غالب شه. حتما از کمکای تخصصی واسه خروج از این حالت بهره ببرین و همسرتون رو هم واسه حل مشکل تشویق کنین. افسردگی متخصص جدا کردن زن و شوهرا از یکدیگره، نذارین تیغش روی شما اثر کنه.

۵. قبل از هر اقدامی، به درمان افسردگی بدین

افسردگی زندگی خانوادگی و زناشویی رو تحت اثر قرار می ده. شاید به نظرتون برسه که باید اول قبل از اقدام واسه درمان افسردگی کارای دیگری رو امتحان کنین. درمان افسردگی اولین گامیه که باید ورداشته بشه. پس سعی نکنین به روش ها و تکنیکایی بدین که به نظرتون مشکل رو کم رنگ می کنه. واقعا شما باید پیش از به کار بردن هر فن و تکنیکی واسه بهبود، مثل واگذاری بعضی از مسئولیتای خونه به همسر افسرده تون، شروع به سعی واسه درمان کنین. بعد از اینکه در مراحل درمان قرار گرفتید و راه درمان مشخص شد، تکنیکایی هم مثل خواسته واسه انجام بعضی کارا و رفتارها رو از اون داشته باشین.

۶. به نیازای خود توجه کنین

افسردگی همسر بسیار سخته و محیط خونه رو تحت تاثیر قرار می ده، اما باید قبول کنین که زندگی کماکان ادامه داره. نباید خود رو قربونی این شرایط کنین. مثلا ایجاد ارتباطات اجتماعی، رسیدگی به خورد وخوراک و… باید مثل قبل پیش برود. اگه شما خوب به خودتون برسین، توانایی تون واسه کمک به همسرتون هم بیشتر می شه و سریع تر می تونین این مشکل رو در کنار هم حل کنین. شما باید مثل سابق به اهداف و علائق تون بدین.