هایی را تولید می کنند. ویژگی منحصر به فرد دیدگاه سیستمی، نحوه ارتباط اجزاء با خود سیستم است. معمولاً سیستم ها را به سیستم های باز وبسته طبقه بندی کرده اند.
منظور از سیستم بسته، سیستمی است که هیچ نوع انرژی ازمنابع خارجی دریافت نمی کند و هیچ نوع انرژی به خارج از خود ساطع نمی کند که در عمل کاربرد محدودی در مطالعه سازمان ها دارد و بیش تر به صورت ایده آل مطرح است. سیستم باز، سیستمی است که با محیطش پیوسته در تعامل است یعنی هم اثر می گذارد و هم اثر می پذیرد. ویژگی های یک سیستم باز عبارتند از:
1- آگاهی از محیط
2- بازخور: سیستم ها بطور مداوم از محیط خود اطلاعات دریافت می کنند.
3- ویژگی دورانی: سیستم های باز چرخه ای از حوادثند، همواره ستاده های سیستم، امکاناتی را برای ورود نهاده های جدید فراهم می کنند تا چر خه سیستم تکرار شود.
4- آنترپی منفی: آنترپی یعنی گرایش سیستم به زوال وفروپاشی و منظور ازآنترپی منفی این است که سیستم های باز می توانند خود را تجدید قوا نموده و ساختارشان را حفظ کنند تا از مرگ رهایی یابند و یا حتی رشد کنند.
5- وضعیت ثبات : سیستم همواره تعادل خود را حفظ می کند.
6- حرکت به سوی رشد و توسعه
7- تعامل بین فعالیت های نگهدارنده و انطباقی
8- همپایانی : یعنی سیستم می تواند از راه های متعددی به یک هدف نهایی نائل آید.
لازم به ذکر است که مفهوم سیستم در ابتدا به صورت مدون و مکتوب توسط لودیک فون برتالانفی، زیست شناس آلمانی مطرح شد. اهمیت دیدگاه سیستمی دراین است که مدیران به مدد آن بهتر می توانند مفهوم سازمان را درک کنند و سازمان را به عنوان یک کل که مشتمل بر سیستم های فرعی متعدد و مرتبط به هم است، مورد توجه قرار دهند (رابینز،1381،37-29).

1-2- نظریه پردازان مدیریت اسلامی
پس از ظهور اسلام در شبه جزیره عربستان و تشکیل حکومت اسلامی در مدینه توسط رسول گرامی اسلام، اصل و اساس تئوری های سیاسی و مدیریتی اسلام بنیان نهاده شده و در عمل و گفتار توسط ایشان تا حد ممکن و با توجه به ظرفیت حاکم بر آن زمان تبیین شده است. پس از آن با گسترش قلمرو حکومت اسلامی در زمان خلافت خلفای راشدین سازمان ها و تشکیلات وسیع تری به وجود آمد که قطعاً بر نحوه مدیریت این تشکیلات تأثیراتی داشت. با قبول حکومت توسط امام علی (ع) ایشان آن چنان الگویی نظری و عملی از حکومت و مدیریت الهی بر مبنای عدالت به جهانیان ارائه فرمودند که این الگو همچنان بر تارک دنیا می درخشد. در این فصل به شرح حال چهارده تن از نویسندگان و متفکرانی اشاره می شود که به فکر پیاده کردن اصول عملی حکومت در اسلام بوده و در این حوزه آثار علمی ارزشمندی از خود به جای گذاشته اند.
با توجه به تاریخچه مدیریت، نظریه مدیریت علمی، جزء اولین نظریه های مدیریتی نیست و پیش از آن دیدگاه های دیگری در خصوص مسائل مدیریت مطرح بوده است. اما این نظریه موجب شد نظریه جدیدی دراین مورد پدید آید. یعنی به جای اینکه بر تجربه های شخصی و سلیقه ای در اعمال مدیریت، با ارائه روش منطقی و تجربی، به حل مسائل مدیریتی و سازمانی پرداختند و قواعد کلی بر امور مربوط به اداره سازمان حاکم گردید. بنابراین نظریه های مدیریت اسلامی را می توان به روش تطبیقی به روش ذیل دسته بندی نمود (چاوشی، 1388، 45).
1-1-2- نظریه های متقدم مدیریت اسلامی قبل از نهضت مدیریت علمی
2-1-2- نظریه های متأخر مدیریت اسلامی بعد از نهضت مدیریت علمی
1-1-2- نظریه های متقدم مدیریت اسلامی
– اندیشه غزالی طوسی
امام زین العابدین ابو حامد محمد بن محمد طوسی غزالی در سال 450 ه.ق، در اواخر عهد طغرل سلجوقی در شهر طوس متولد شد. غزالی، گرایش و اندیشه سیاسی خود را در کتاب نصیحه الملوک بیان نموده است. این کتاب که غزالی، آن را به درخواست سلطان سنجر به نگارش درآورده است، مشتمل بر چندین باب و فصل است.
باب اول – در سیرت حاکمان، باب دوم – در سیرت وزیران، باب سوم – در سیرت دبیران، باب چهارم – در بلندی همت حاکم، باب پنجم – در حکمتهای دانایان، باب ششم – در صفت خردمندان، باب هفتم – در یاد کردن زنان و نیک و بد ایشان، باب هشتم – در طبیعت. ( آزادار مکی، 1387، 276- 275).
1 – رابطه بین دین و سیاست: این رابطه از طریق ارتباط حاکم و عالم دین صورت می پذیرد: ” و والی بدان سلامت یابد که همیشه با علمای دیندار بود تا راه عدل به وی می آموزند و خطر این کار وی تازه می دارند.” ( غزالی، 1351، 13).
2 -برقراری عدالت هدف نظام سیاسی اجتماعی است: بدان یا ملک، که هر چه در دل باشد، از دانش و اعتقاد بیخ ایمان است و هر چه بر هفت اندام رود، از عدل و اطاعت، شناخت ایمان است، چون شاخ پژمرده باشد، دلیل آن بود که بیخ صعیف بود” ( همان، ص 8).
غزالی، برای برقراری عدالت اجتماعی؛ اصول دهگانه ای به شرح زیر نقل می کند:
1-2- حاکم باید نسبت به قدر ومنزلت حکومت و ولایت شناخت داشته باشد.
2-2- به دیدار علماء و پرسیدن پند و نصیحت ار آنان علاقه مند باشد.
3-2- حاکم نباید به این قناعت بکند که خودش ظلم نمی کند، بلکه باید اعوان و انصار را نیز کنترل کند.
4-2- از تکبر و غرور دوری جوید.
5-2- در روابط متعادل باشد.
6-2- توکل، عبادت، خلوت در شب و انجام فرایض را ترک نکند.
7-2- از شهوات خوردن نیکو، جامه نیکو دوری جوید و قناعت پیشه کند.
8-2- پشتکار داشته باشد و کارها را پیگیری کند.
9-2- رضایت رعیت و موافقت شرع را جلب کند.
10-2- اگر کسی از حاکم ناخشن
ود شد و عمل حاکم مطابق شرع بود، ناراحت نباشد.
3 – آ گاهی های ضروری برای حاکمان: چون دو نوع شناخت ( شناخت دنیا و شناخت آخرت) وجود دارد، برای حاکم ضروری است که از هر دو نوع آگاهی داشته باشد و زندگی اخروی را که ابدی است، بر زندگی دنیا، که ایجاد وابستگی می کند، برگزیند.
4 – لوازمات حکومت: این لوازم عبارتند از: دبیری و وجود وزیران خردمند و عادل.
5 – نظرگاه جدید نسبت به طبقه اصلی جامعه “رعیت”. غزالی برای طبقه مظلوم و زیر ظلم، حق معینی قائل شده است و بنیان جامعه را بر دوش آنها استوار می بیند. وی معتقد است که حکومت برای حیات این افراد ایجاد می شود.
6 – طرح نو و روشن از زنان: غزالی طبیعت زنان را بررسی می کند و مطابق با آن، وظایف و نقش آنها را در جامعه مشخص می کند ( همان، صص 25-24).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه دربارهاسلام گرایی، امپراطوری عثمانی، مشارکت سیاسی، جهان اسلام

– اندیشه ابن خلدون
ولی الدین ابوزید عبدالرحمن محمد بن خالد، مشهور به ابن خلدون در سال 732ه.ق در تونس متولد شد ( آزادار مکی، 1387، 279).
مهمترین اثر ابن خلدون کتابی است به نام ” العبر و دیوان المبتدا و الخیر فی ایام العرب و العجم و البریر” که مقدمه آن یکی از شاهکارهای فلسفی و تاریخی عالم اسلام است و نخستین تصنیف در علم ااجتماع و فلسفه تاریخ به شمار می رود و همین مقدمه است که ابن خلدون را در ردیف یکی از بزرگترین فیلسوفان تاریخ قرار می دهد. در این مقدمه برای نخستین بار از فلسفه تاریخ و جامعه شناسی و مبادی علم اقتصاد سیاسی و عدالت اجتماعی بحث می شود.
با توجه به نظریات ابن خلدون در زمینه جامعه شناسی، می توان او را بنیانگذار واقعی علم جامعه شناسی نامید، نه چنانکه جوامع غرب اگوست کنت فرانسوی را بنیانگذار علم جامعه شناسی می نامند. البته برخی از نظریه پردازان غربی به این مسئله اعتراف کرده اند، از جمله اشمیت دانشمند آمریکایی می گوید: ” ابن خلدون در دانش جامعه شناسی به مقامی نایل آمده است که حتی اگوست کنت در نیمه قرن نوزدهم بدان نرسیده است.” این مورخ بزرگ، اصول نظریات عدالت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی را پنج قرن پیش از کونسیدران، مارکس و باکونین کشف کرده است. عقاید او درباره نقش کار و مالکیت و مزد او را پیشوا و پیشقدم دانشمندان اقتصاد این عصر قرار می دهد ( علوی زادگان، 1390، 18).
به اعتقاد ابن خلدون هر دولتی از بدو تولد تا مرگ خویش از پنج مرحله به شرح زیر باید بگذرد:
1 – مرحله استقرار دولت که مصادف است با دوران پیروزی و استیلا یافتن بر خصم، 2 – مرحله خودکامگی، 3 – مرحله عظمت دولت، 4 – مرحله آرامش دولت و 5 – مرحله پریشانی( آزاد ارمکی، 1387، 324- 314).
از نظر ابن خلدون دولت قوی دارای ویژگی های زیر است:
1 – عصبیت9 بالا 2- دارای روحیه جوش و خروش و جهانگیری و غلبه 3 – دارای حمیّت جمعی و دفاع مشترک 4 – فزونی تعداد کارگزاران 5 – زیادی جمعیت 6 – وسعت قلمرو خاکی 7 – رفاه و توانگری 8 – رابطه متقابل بین دولت و مردم 9- کسب آداب و سنن از دول قدیم 10 – جمع آوری مالیات 11 – بخشش دولت 12 – تمدن سازی ( عمران و آبادانی). ( ابن خلدون، 1359، 344-268)
ابن خلدون، دولت ضعیف را در مرحله سوم و چهارم عمر دولت بررسی می کند. در این مراحل، دولت ها دچار افراط در تنعم و بهره وری از امکانات می شوند و روحیه جنگاوری را از دست می دهند و دولت به ضعف می گراید.
ویژگی های دولت ضعیف از نظر ابن خلدون عبارتند از:
(1)عدم عصبیت و روحیه یادگیری، (2) کمی حدود و ثغور، (3) تعارض بین سلطان و دربار در اداره جامعه و (4) نداشتن نیروی نظامی قوی برای مقابله با تهاجمات. ( ابن خلدون، 1359، 575)
از دیدگاه ابن خلدون عوامل موثر در ایجاد دولت ضعیف عبارتند از:
(1)تقلید و شیفتگی به دیگران، (2) وجود قبایل متعدد در درون جامعه که با یکدیگر در تعارفند، (3) تن آسایی و راحت طلبی، (4) ارتباط نا سالم بین دولت، کارگزاران حکومت و مردم، (5) چیرگی موالی10 ( ابن خلدون، 1359، 283-281 ).

– ابونصر فارابی(339-259 ه.ق)
دومین متفکری که در تاریخ تفکر اسلامی با بهره گیری از فیلسوفان یونانی به تامّلی جدّی در سرنوشت مدینه و ارتباط انسان با آن پرداخت، فارابی است. ” فارابی ازمکتب افلاطون و ارسطو آموخته، و با فلسفه انس پیدا کرده بود. با بررسی آثار وی می توان پی برد که خود اهل تعقل و آزمون بوده و به آموختن صرف الفاظ و عبارات استادان یونانی اکتفا نکرده است” ( حلبی، 442).
فارابی در کتاب های متعددی به تبیین جایگاه سیاست از منظر فلسفه می پردازد. کتاب هایی چون آراء اهل المدینه الفاضله، السیاسه المدینه، تحصیل السعاده، التنبیه علی السبیل السعاده و فصول المدنی. فارابی در واقع از اندیشمندان دوره اسلامی است که در آغاز بحران خلافت و در زمان اوج گیری مباحث جانشین پیامبر اکرم (ص) با تکیه بر دستاوردهای اندیشه فلسفی یونانی به ویژه با نوشتن کتاب آراء اهل المدینه الفاضله به طرح مباحث عقلی درباره نظام حکومتی اسلامی پرداخت ( فارابی، 1361، 65).
وی در پیوند فلسفه و سیاست، معتقد است که فیلسوف باید نظام عالم را بشناسد تا با تربیت امور مدینه که با نظام عالم متناسب است، آشنایی داشته باشد و بتواند امور مدینه را اداره و تدبیر کند ( ظریفیان، 1376، 282).
فارابی جوامع را به لحاظ کیغی به مدینه فاضله، مدینه فاسقه، مدینه ضاله و بالاخره گروه خودرو و خودسر در مدینه فاضله یاد می کند که مدینه های دیگر در مقابل مدینه فاضله قرار دارند. این تقسیم بندی با توجه به کیفیت جوامع از لحاظ کمال گرایی و طالب سعادت بودن، صورت گرفته است.
از دیدگاه فارابی “مدینه فاضله
، مدینه مطلوب و مناسبی است که امکانات نیل به سعادت در آن مهیا است، به عبارت دیگر مدینه فاضله اجتماعی است که افراد آن سعادت را می شناسند و در اموری که آنها را به این غرض و غایت برساند، تعادل دارند. پس مدینه فاضله به خودی خود غایت نیست، بلکه وسیله نیل به سعادت است و قاعده نظام آن باید تابع معنایی باشد که فیلسوف ما از سعادت مراد می کند” ( فارابی، 1358، 141-137).
از دیدگاه فارابی در مدینه فاضله پادشاه یا واضع و امام در کامل ترین مراتب انسانیت و در عالیترین درجات سعادت است و نفس او کامل و متحد با عقل مثال است. چنین انسانی به تمام افعالی که به واسطه آن ها می توان به سعادت رسید واقف است و این نخستین شرط از شرایط رئیس

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید