استفاده از رویکرد راه حل مدار بررسی شده است. تفاوت های قابل ملاحظه ای بین پیش آزمون – پس آزمون در خود سنجی اضطراب و مداخله مدیریت خشم گزارش شده است. مود84 (2000) نشان داد که درمان راه حل مدار مهارت های ارتباطی را افزایش می دهد، اما اثر آن بر روی زن و مرد متفاوت است.
پیشینه تحقیق
نلسون85 (2001)اثربخشی درمان گروهی راه حل – محور را در کاهش تعارضات زناشویی مورد بررسی قرارداد و افزایش معناداری را در رضایت زناشویی نمونه مورد مطالعه گزارش کرده است. جانسون و لی باو86 (2000) زوج هایی را به منظور بالا بردن رضایت از ارتباط و ارتقاء کیفیت روابط و شیوه های حل مسئله انتخاب کردند. ماد87(2000) نیزاثربخشی درمان راه حل محورو آموزش مهارت های ارتباطی زوج ها را به صورت گروهی مورد بررسی قرارداد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها بوسیله آزمون t و در سطح 01/0 مورد تأیید قرارگرفت .
ریموند88 گاج89 و کراسبی 90 ( 1983) بیان می کنند که ، افرادی که طلاق را تجربه کرده اند مجموعه ای از احساسات و رفتار را که در توالی عمومی از انکار تا خشم و افسردگی و پذیرش را نشان می دهند. آن ها همچنین اظهار می دارند که فرآیند حل رنجش مرتبط با طلاق نمی تواند به تنهایی جدا از موارد زیر باشد:
ثبات اقتصادی، سلامتی جسمی، سلامت احساسی، برخورد با سایر بحران های طلاق که قبل از این برای فرد رخ داده است، فشار خانوادگی، توقعات وانتظارات ، تعاریف فرد در مورد مفهوم ازدواج و طلاق، فاکتور های روانی شخصی، مکانیسم های دفاعی، ارزش ها و اعتقادات مذهبی می باشد.
برک91 (1998)معتقد است که افرادی که طلاق را تجریه کرده اند، با کشمکش های متعدد فردی و بین فردی مواجه هستند. در این فرایند هویت آشفته، فقدان امید، تغییر در سبک زندگی، مشکلات جدی در شبکه اجتماعی وشغلی از پیامد های طلاق هستند که از آن میان ابعاد روان شناختی طلاق از اهمیت بیش تری برخورداند. شواهدی در دست است که نشان می دهد برآشفتگی، تعارض و از هم فروپاشیدگی زناشویی با دامنه ای از اثرات ناخوشایند و مخرب بر کودکان از جمله، افسردگی، گوشه گیری، توانمندی اجتماعی ضعیف، مشکلات مربوط به سلامتی، عملکرد تحصیلی ضعیف و مشکلات مربوط با سلوک برخوردار است ( کووان و کووان92، 1987، 1990؛ همینگ و میلر 93 ، 1991؛ ایستر بروکز94، 1987، امری95، 1982، 1988؛ هوتلیست ومیلر، 2005 96).
ایسنو کیم بزگ و استیو دی شازر ( به نقل از گونگ97، 2007) در مرکز خانواده درمانی کوتاه مدت در میلواکی و ویسکانسین ابداع کننده درمان کوتاه مدت راه حل محور بودند. برگ و دی شازر را بر انواع سئوالاتی متمرکز کردند که می تواند به عنوان ابزاری برای کمک به مراجعان باشد و انیگرۀ آن را در جهت رسیدن به هدف های درمانی ارتقاء دهد( پرکینز98، 1999).
مود99 (2000) نشان داد که درمان راه حل محور مهارت های ارتباطی را افزایش می دهد، اما اثر آن بر روی زن و مرد متفاوت است. کونولی100 و همکاران ( 2003) در تحقیقی به عنوان اثر خانواده درمانی راه حل محور را بر مشکلات رفتاری کودکان برسی کردند. طبق تحقیق مارکمن، هالوی وقندمور ( 1999) نشان داده شد که بینش رفتاری در درمان کوتاه مدت، در پیشگیری از مشکلات تأثیر مثبتی داشته است. لیند فورس و مگنوسون101 ( 1997) کارایی مشاوره راه حل محور را در کاهش جرم زندانیانی که در استکهلم زندانی بودند، مورد بررسی قرار دارند. آنینموس102 ( 1996) از درمان کوتاه مدت راه حل محور برای درمان سوء استفاده شدگان جنسی استفاده کرد.
یونگ103 و لانگ 104(1998) تعارض زناشویی را ناشی از واکنش نسبت به تفاوت های فردی می دانند وزمانی که آنقدر شدت یابد که احساس خشم ، خصومت، کینه ،نفرت، حسادت و سوءرفتارها کلامی و فیزیکی در روابط آنها حاکم شود و به حالات تخریب و ویرانگری در آید، نشان دهنده حالتی غیرعادی است.
از نظر گلاسر105 و مالارکی106 (1993) تعارض زناشویی ناشی از عدم هماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن ، خود محوری، اختلاف در خواسته ها، طرح های رفتاری و رفتارهای غیرمسئولانه نسبت به ارتباط زناشویی و ازدواج است.
تحقیقات بین المللی نشان می دهد که 70% از مردان و 83% از زنان تعارض شدید بین نقش ها و تقاضاهای کار و خانواده را تجربه می کند (کوپر، 1991).
دراین میان زوجین هر دوشاغل در شروع قرن 21 برای شکل دادن یک هویت جدید107 پیش قدم هستند(پلک108،1985).
بعضی از مطالعات اولیه در باره زوجین هر دو شاغل (آکسلسون109؛ 1963) نشان می دهد که تغییر ساختار خانواده بوسیله شاغل شدن هر دو نفر به تعارض بیشتر و شادی کمتر و مبهم شدن نقش های جنسیتی منجر می شود.
یافته های دیگر (توماس، آلبرت و وایت110 ،1984،یوگیو،1983) نشان می دهد که در روابط زوجین هر دو شاغل مشکلات زوجی مهمی (بین الاشخاصی و هم درون شخصی) وجود دارد که به تقسیم میزان مراقبت از فرزند و کار در خانه ،در این نوع جدید از زندگی وابسته است . تعارض نقش برای زوجین هر دوشاغل به دو مقوله تقسیم می شود که عبارتند از تعارض حرفه ای – والدینی111 و تعارض حرفه ای – زن و شوهری112 هستند (بارلی113 1997).
دردهه 90 مطالعات علمی پیرامون رضایت زناشویی توجه زیادی را به خود جلب کرد. در مقایسه با یافته های علمی دهه های گذشته در دهه 90 حجم زیادی از مطالعات به جنبه های مختلف رضایت زناشویی اختصاص یافته است (برادبری 114 و دیگران ، 2000).
در تحقیقی که دیوید هال115 (1996)تحت عنوان فشار شغلی، فشار روانی و مشکلات سلامتی جسمی و درزنان شاغل تمام وقت و در زنان خانه دار انجام داد به این نتیجه رسید که با افزایش سنگینی نقش در زنان شاغل ،
نارضایتی های زناشویی نیز فزونی می یابد.
در کمتر از دو دهه ، در مان راه حل – محور از یک رویکرد غیرمتداول و ناشناخته به رویکردی تبدیل شد که درایالات متحده و دیگر کشورها به طور فزاینده ای از آن استفاده می شود(گینگریچ و ایزنگارت116 ،2000) . هم اکنون این رویکرد در محیط های خدمات خانواده و بهداشت روانی ، موسسات حمایت از کودکان ، زندان ها، مدارس و بیمارستان ها مورد استفاده قرارمی گیرد(میلر، هابل و دانکن117 ،1996). متخصصان با اشتیاق فراوان نتایج موفقیت آمیز و رضایت بالای مراجعین در استفاده از آن را گزارش می دهند. اما استفاده گسترده و گزارشات جذاب دلیل کافی برای استفاده مداوم از یک رویکرد نیست . برای این منظور شواهد عینی و آزمایشی از کارایی هر رویکرد مورد نیاز است.
در پژوهشی زیمرمن، جکوبسون، مک اینتیر و واتسون118 (1996) مطالعه را برای بررسی اثر مشاهده راه حل – محور بر افزایش مهارت های والدینی و درک قابلیت های خانواده انجام دادند. والدین کسانی بودند که از رفتار نوجوانانشان ناراضی بودند. نتایج این پژوهش نشان داد که آزمودنی ها به میزان زیاد از (SFT) استفاده کرده اند.
در پژوهش دیگر زیمرمن، پرست وتزل119 (1997) کارایی زوج درمانی گروهی راه حل – محور را در بهبود وافزایش رضایت زناشویی بررسی کردند. در این پژوهش ابتدا از زوجین که می خواستند روابطشان بهبود پیدا کند از طریق آگهی روزنامه دعوت بعمل آمد. آزمودنی های که پاسخ داده بودند به صورت تصادفی در گروه آزمایش (n=23) و گروه کنترل (n=13) جایگزین شدند. تعدادی نیز از میان دانشجویان ازدواج کرده دانشگاه عضو گیری شدند . آزمودنی های گروه آزمایش به شش گره آزمایشی که مرکب از 3 تا 5 زوج بودند تقسیم شدند. گروه های آزمایش در طول 6 هفته، هفته ای یک بار تحت درمان راه حل – محور قرارگرفتند. در پیش آزمون همه آزمودنی ها مقیاس سازگاری زوج (DAS) 120 و سیاهه موقعیت زناشویی121 را تکمیل کردند. DAS برای ارزیابی میزان سازگاری زناشویی استفاده شد. DAS یک مورد کلی برای ارزیابی سازگاری کلی زناشویی و چهار خرده مقیاس دارد. خرده مقیاس های این آزمون عبارتند از : همفکری زناشویی، رضایت زناشویی، بیان عاطفی و انسجام زناشویی.
تحلیل نتایج نشان داد که گروه آزمایش در پس آزمون تفاوت معنی داری را در DAS و همه خرده مقیاس های آن با گروه کنترل داشت. گروه آزمایش در این زمینه نسبت به گروه کنترل بهبودی معناداری پیدا کرده بود. گزارشات زوجین نیز با این یافته ها همخوان بود. این یافته ها اثر بخشی دیدگاه راه حل – محور را در افزایش رضایت زناشویی مورد تأیید قرارمید هد .
در مطالعه کنترل شده دیگری، کونولی122، گراهام123، نیو 124 ، گریک125 ،اپری126 ، گاردین127، بروسارت128 و پارکر129 (2003) اثر خانواده درمانی راه حل – محور را بر مشکلات رفتاری کودکان بررسی کردند. همه کودکان با معیارهای DSM-IV تشخیص اختلال بی اعتنایی مقابله ایی130 را بر پایه گزارش والدین دریافت کردند.
تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از این فرضیه که کودکان دارای پرخاشگری ورفتار مقابله ایی می توانند از خانواده درمانی راه حل – محور سود ببرند حمایت می کند. شواهد حاصل از گزارش روزانه والدین از رفتار مشکل زا و گزارش شفاهی مراجعان، معلمان ودرمانگران همگی نشان دادند که این سه خانواده، از درمان راه حل – محور سود برده اند. در پایان جلسات چهارم و پنجم خانواده ها باور کردند که نگرانی هایی که آنها را به درمان کشانده بود حل شده است.
نتایج این مطالعه نشان می دهد که خانواده درمانی راه حل – محور می تواند در کار با کودکان کم سن ودارای مشکلات پرخاشگری ورفتار مقابله ایی مؤثر واقع شود.
در مطالعه دیگری مو – لی131 (1997) مطالعه ای را برروی خانواده های کودکان بهداشت روانی انجام دادند تا کارایی خانواده درمانی راه حل – محور را در رسیدن به اهداف وایجاد تغییرات مثبت ارزیابی کنند.
بعد از شش ماه پیگیری 44 درصد عنوان کردند که روابط خانوادگی آنها بهبود یافته است، 3/37 درصد عنوان کردند که رفتار کودکان آنها در خانه بهبود یافته، 22 درصد رشد شخصی را گزارش دادند و 20 درصد به بهبود راه حل های والدینی و زوجی را گزارش کردند. با توجه به گزارش خود والدین 9/69 درصد عنوان کردند که کاملاً به هدف ها رسیده اند، 06/31 درصد عنوان کردند که به هدف ها نرسیده اند و 5/3 درصد گزارش کردند که مطمئن نیستند. 6/83 درصد از آزمودنی ها عنوان کردند که درمان برای آنها مفید بوده است .
مطالعه مرکز خانواده درمانی کوتاه مدت میلواکی (دشیزر،1991 ) ، دامنه موفقیت 72% تا 80% را گزارش داده بودند . این مطالعه موفقیت حدود 9/64% را برای به طور متوسط 5/5 جلسه در طول متوسط 9/3 ماه گزارش می دهد.
در واقع موفقیت خوب گزارش شده در این مطالعه، شواهدی فراهم می کند که درمان راه حل – محور می تواند به وسیله درمانگرانی دارای سطوح مختلف تجربه به کار گرفته شود و با این حال نتایج رضایت بخشی داشته باشد.
یافته های این تحقیق همچنین از کارایی درمان راه حل – محور برای مراجعان متعدد در این مطالعه مشخص شد که رسیدن به اهداف مثبت با حضور هر دو والد همبستگی ندارد و خانواده درمانی راه حل – محور می تواند بر خلاف بسیاری از رویکرد ها که حضور کل خانواده را الزامی می دانند، با یک والد به کار گرفته شود. این رویکرد با هر شخصی که برای درمان مراجعه می کند کار می کند و عقیده دارد که یک تغییر کوچک در یک بخش سیستم خانواده به تغییرات دیگری در بخش های دیگر منجر می شود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع و ماخذ تحقیقکنش اجتماعی، عقلانیت ابزاری، معنادار بودن

فصل سوم
روش
شناسی تحقیق

اصول و قوانین علمی عمدتاً حاصل پژوهشهای دانشمندانی است که روشهای علمی را به کار گرفته و پژوهشهای ارزندهای انجام دادهاند. اما باید توجه داشت آن چه موجب شده جوهرهی علمی حیات پیدا کند، وقوف به اکتشافات و نتایج علوم نیست بلکه شناخت و درک عمیق روشها یعنی شیوههایی است که بشر برای پیشرفت علم به کار بسته است. روشها در حقیقت ابزارهای دستیابی به حقیقت هستند (دلاور، 1382).
روششناسی انجام پژوهش جزء جداییناپذیر فرآیند کلی پژوهش است و عملاً با بقیهی مراحل ارتباط تنگاتنگی دارد. بدون تعیین روشهای مناسب، جامعه و نمونهی مورد مطالعه و روشها و ابزارهای مناسب تحلیل، نمیتوان، هدفهای تحقیق را تحقق بخشید و به پاسخ سؤالهای پژوهش دست یافت.
با توجه به اهمیت روششناسی پژوهش، در این

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید