باشد. همچنین غذای مسموم به صورت بیماری در می‌آید، نه اینکه غذای مسموم از میان می رود و بیماری، کیفر قراردادی آن می باشد. هرچند تجسّم اعمال از این مثالها دقیق‌تر است، امّا برای تقریب به ذهن می‌توان گفت:«انتقام خدای سبحان ازتبهکاران، مانندانتقام طبیب ازبیمار ناپرهیز است،نه مشابه انتقامی که قاضی ازتبهکارمی‌گیرد؛قاضی، کیفری اعتباری بربزهکار تحمیل می‌کند،لیکن طبیب،بیمار ناپرهیزرا کیفری تکوینی می‌دهد» (جوادی آملی،1389ل،6 : 176).
ازنظر ایشان،عالم آخرت، عالم ظهور و بروز باطن‏ها و تجسّم اعمال انسان‏هاست؛«یَوْمَ تُبْلَى السَّرَ‌ائِرُ‌173».روزی که کوچک‏ترین عمل ورفتارگذشته انسان،موردغفلت قرارنمی‏گیرد؛چون انسان،ماهیت و حقیقت آینده وجودخویش را به وسیله اعمال خود می‏سازدودر این سازندگی، همه عقاید،اخلاق، رفتار،گفتار و نوشتارش در همه امور فردی،اجتماعی، سیاسی، معیشتی، حکومتی، اقتصادی، فرهنگی و…، نقش دارد.آدمی درواقع، حقیقتی را برای خود می‏سازد که نمی‏توان در این عالم به کُنه آن پی برد، امّا در آخرت، حقیقت آن کاملاَآشکار می‏شود(جوادی آملی،1387الف: 158).
تجسّم اعمال و تمثّل اوصاف در آیات فراوانی مطرح و در موارد بی‏شماری به آن اشاره شده است وراز مهمّْ آن،ازنظرنوسینده تفسیرموضوعی تسنیم این است :«که عقیده، اخلاق وعمل در روح انسان راه پیدا می‏کندودرپرتو تحوّل جوهری ازحال به ملکه واز آن جا به صورت نوعی وفصل مقوم راه یافته ودرمتن هویّت وی سهم تقویمی می‏یابدو ازاین رهگذر بهره‏ای ازدوام یافته،در نشئه ی معاد با تصویر الهی به صورتهای متناسب تجلّی می‏کند»(جوادی آملی،1389ح،2: 500).

2-3-11 -وجوه اختلاف واشتراک دودیدگاه

1-ویژگی های آثار دستغیب درعین حالی که تمام مطالبش علمی وفنی است جزدرمواردی اندک ازبکاربردن استدلال و اصطلاحات علمی خودداری ومطالب را طوری بیان می نماید که در نهایت سادگی برای عموم قابل استفاده باشد،ولی روش وشیوه جوادی آملی دربیان مسائل بصورت استدلالی وبکاربردن اصطلاحات علمی،فلسفی ونکات فقهی بدیع است که درک آن گاهاً برای عامه مردم دشوارمی گرددو دربیان برخی ازموضوعات،مخصوصادرفلسفه وعرصه‌های معرفتی بیان تمثیلی‌ای شبیه به زبان مولوی دارند که با تبیین بسیار زیبا، موضوعات و مطالب بسیار غامض را بیان می‌کنند.
2-دستغیب دررابطه باگناه وآثارآن می فرماید:گناه دارای آثاروضعی دنیوی است و بلاهایی که به گنهکارمی رسد،پاداش گناهانشان نیست،زیراعالم جزاءپس ازمرگ است؛به عبارت دیگر، دنیا تنها محل کشت وعمل است وآخرت محل برداشت نتیجه وپاداش اعمال وآنچه دردنیا به گنهکار مى‏رسد آثار وضعى دنیوى اعمال است که گنهکار در همین دنیا، به نکبت و آثار زشت کردارهاى ناروایش مبتلا مى‏شود؛مثلًا ،شخص شرابخوار، عقوبت وجزاى این کار زشتش در آخرت است ولی در همین دنیا هم به نکبتهاى شرابخوارى که از آن جمـله است؛زیانهاى جسمى و نکبت فسادهایى که در عالم مستى از او سر مى‏زند به او خواهد رسید.ایشان به برخی ازآثارگناه بااستفاده ازروایات وقرآن مجیدمی پردازد(دستغیب، 1389ب :219-220).ولی جوادی آملی بیان می داردکه گناه آثاردنیوی واُخروی داردکه تنها اثرتلخ برخی ازگناهان دردنیاظاهرمی‏شود،چون خدای سبحان براساس ستاریّت خود،در دنیامکنونات درون انسانها راجزدرمواردی اندک بر چهره‏هایشان ظاهرنمی‏کند؛امادرقیامت که روز ظهور حقّ است،اثرگناه وطاعت که سیاهی وسفیدی چهره است ظاهرمی‏شود،همان‏گونه که در دنیا،شرمْ وصفی نفسانی است و چهره راسرخ می‏کندوهراس،مایه رنگ باختگی وزردی چهره است ، در قیامت نیز خاطرات و نفسانیات انسان درچهره‏اش اثرمی‏گذارد.سپس بااستفاده ازقرآن مجید وروایات اهل بیت علیهم السلام باتعبیرهای زیباولطیفی ازگنـاه،همـچون قفل دل،غبار،تـیرهایشیطان ،سم ،حجاب و…یاد می کند(جوادی آملی، 1388ل،1: 367).
3- دستغیب دررابطه بامکروهات واثرات آن می فرماید:اگرکسى بخواهد مدارج عالى از علم وعمل،ایمان ویقین را بپیماید،چاره‏اى نداردجز این‏که جمیع مراتب تقوا رارعایت کند.که مرتبه نخستین آن را،انجام واجبات، مستحبّات ، ترک محرّمات و مکروهات می داندچراکه از نظر ایشان برای رسیدن به مقام شامخ تقوی ومقام ترک محرمات، حتی باید مکروهات را که انجام دادنش عذاب وعقاب نداردترک کند،تاباترک آنها،ترک حرام برایش آسان وباتکرارواستمرارملکه وعادتش گرددوبیان می داردکسى‏که طالب کمـالات باشد،حتّى ازمباحاتى که موجب غفلت وبى خبرى ازیاد خدا مى ‏شود خوددارى مى‏کند،زیراهرحکمی اثرویژه ی خودراداردوانجام مکروهات حتی برخی مباحات،محرومیّت ازبسیارى ازبرکات را به دنبال داردواثر ناروایی درروح و روان آدمی برجای می گذاردواز سوی دیگر ،مکروهات مقدمه گناه هستند،چون شیطان،اوّل سعى می کند مؤمن رادرمکروهى بیندازد، سپس راه را براى ارتکاب گناه‏ صغیره‏ باز ‏کند.پس ازآن اصراربرصغیره وکوچک گرفتن آن- که خود کبیره‏اى است-برایش پیش مى‏آوردوآنگاه گناهان کبیره برایش عادى مى‏گردد.سپس دستبردبه قلب واصل ایمان شروع مى‏شود… . »( دستغیب، 1386: 51).
ولی جوادی آملی مکروهات را ازجمله کارهایی می داندکه گناه اصطلاحی نیستند،ولی انجام آنهادرنظرانسان های معصوم گناه شمرده می شوند،هرچند که ناچارازانجام آن کارهاباشندیا خود خداوند،به آنها فرمان داده باشد؛مانند خوردن وآشامیدن درمحضرِپروردگار
،فرمان دادن به فرزندیا شخص زیر دست خود در حضور او؛ حتی معجزات و خوارق عاداتی که به فرمان الهی و برای اثبات ارتباط بااوازخودنشان می دهند،درنظرخودشان آن راگناه به حساب می آورند؛زیرااین کارهارانوعی خودنمایی (انانیّت) و دخالت در شئون ربوبیّت می دانندواز سوی دیگر چون،اینگونه کارهابا عزّت و جلال خدای سبحان منافات دارند(جوادی آملی، 138ط: 263).درنتیجه ازنظر جوادی آملی با اینکه ارتکاب مکروهات و ترک مستحبّات، گناه اصطلاحی نیستندولی آنهارا نیز بایددراین قسم داخل کرد؛ چون،گناهان ودرمقیاسی کوچکترمکروهات،سمی هستند که به هرترتیبی ممکن بایدازواردشدن آنها به حقیقت وروح انسان جلوگیری کرد؛زیرا،ممکن است انسان ابتدا به مکروهات مبتلا شودوکم کم به گناهان صغیره ودرپایان به گناهان کبیره آلوده گردد(جوادی آملی،1388 ه :60-59)وبه عبارت روشن ترمکروهات ومشتبهات قُرُقگاه گناهان هستند که ارتکاب مـکروهات،به انـجام دادن گنـاهان کوچک وسرانجام به گناهان بزرگ می‏انجامد؛آن‏گاه قلب سخت می‏شود؛به گونه‏ای که انذار الهی بر آن اثر نمی‏کند.
4- دستغیب دررابـطه با«تجـسم اعمال»معتقد است هرکاری که آدمی دردنیا انجام می دهد، صورت وشکلی داردکه صورت ملکوتیش همواره ثابت باقی می ماندودرقیامت هر کس خود ،عملش رامى‏یابدوحقیقتش رامشاهده مى‏نمایدوعین عمل برایش؛مثلًا،به‏صورت جانورآشکار مى‏گردد . این‏جاانسان خوش ظاهروپاک است،امّا ملکوت وباطنش گرگ درنده‏اى است که وارد محشر مى‏شود؛
بعبارت دیگرصورت باطنی اعمال همراه خود آدم است که فردای قیامت با آن صورت وارد می شود (دستغیب، 1392الف: 73).
ولی جوادی آملی درتفسیر و جمع آیات تکوینی و اعتباری بودن کیـفر اُخروی،راه احتیاط را یش گرفته‏ وقائل به حجیت ظهور هر دو قسم ازآیات یعنی آیات دال بر حضور خود اعمال دنیوی در آخرت وآیات دال بر مجازات و کیفر توسط اعمال انسان شده‏اندو هیچ کدام رابردیگری حمل و مقدم نکرده‏اند؛به عبارت دیگرقائل شده‏اند که عذاب و کیفرآخرت هم ازناحیه معذّب خارجی است وهم ازناحیه معذّب داخلی وایشان دراین زمینه می‏فرماید: و اینکه عمل را می‏بیند، خودش یک جزاء است وپاداش این عمل را هم خواهد دید که جزای دیگر است (جوادی آملی،1387د،96-76).
5- دستغیب گناه رابه صغیره وکبیره تقسیم می کندودربحث معیار گناه کبیره به نظر مرحوم صاحب عروه که درباب شرایط امام جماعت بیان کرده اکتفا می نماید(دستغیب،1388ج،‏1 :31-32).ولی جوادی آملی اصل تقسیم گناه به دوقسم کبیروصغیر راصحیح می داند؛ولیکن معتقد است که معیارتشخیص صغیره ازکبیره به طور صریح روشن نیست و برخی از آیات و روایات نیز، تنهامصداق رابیان می کنند ودر برخی روایات،حصر گناهان کبیره به شماری ازگناهان،حصر اضافی است نه حقیقی.بعضی هاهم که ضابط رابیان می کنند،معیار جامع و مانع و ضابط کلی برای تشخیص صغیره از کبیره نمی باشند، بلکه در حدّ علامت و نشانه اند و فی‏الجمله مؤثر ند.به نظر ایشان،صغیر وکبیر؛مانندقلّت و کثرت امر اضافی‏اند وامر اضافی بدون طرف قیاس وسنجش محقق نمی‏شود ودر مقایسه هم، طرف سنجش لازم است وازسوی دیگردرباره طرف سنجش هم اختلاف شده و آرای متعددی مانند:1.خودمعاصی؛ یعنی، سنجش بعضی ازگناهان با برخی دیگر؛2.آمر و ناهی؛3. ثواب و عقاب؛ 4.مأمور و منهی آمروناهی بیان کرده‏اند.ازنظر ایشان چون برای گناه صغیره و کبیره حدّی مشخص و ضابطه‏ای دقیق و جامع و مانع تعیین نشده است وطرف قیاس هم مشخص نیست،لذاباید معاصی با یکدیگر سنجیده شوند وباید توجه داشت که در سنجش بعضی نسبت به بعضی دیگر صغیروبرخی نسبت به برخی دیگر کبیرند؛نه این که معصیت‏هابامقیاسی غیراز خود آن‏ها ؛مثلاً با ناهی،؛یعنی،با خداوندسنجیده شوندوگفته شود:همه گناهان کبیره‏اند،چـون هرگـونه نافرمانی عالمانه وعامـدانه ازخدای بزرگ،به عنوان تجرّی و تمرّد و طغیان واستکبار، گناه بزرگ است(جوادی آملی، 1389ج،18 : 447).
6-دستغیب در بحث دروغ مصلحتی چهارمورد زیررا:1-دفع ضررمالی،جانی یا عرضی ؛2-اصلاح ذات البین؛3-دروغ درجنگ؛ 4-ووعده به اهل را ازموارد جواز دروغ ذکر می کند( دستغیب ،1388ج، ‏1: 295-291).ولی جوادی آملی علاوه برچهارموردمذکور،موردپنجم ازجوازدروغ رادروغی می داندکه شخص ازروی غفلت وبی‏توجهی سخنی گفته یاکاری کرده که عداوت دیگری رابرانگیخته یامایه کدورت وناراحتی اوشده است ورفع این مفسده(عداوت و کدورت)به انکارآن متوقّف باشد . ایشان درمورد جواز نوع اول دروغ (دفع ضررمالی،جانی وعرضی )به تعبیر فقهاءاظهارمی دارد؛ اولاَ،ضرر جانی،مالی یا آبرویی بایدقابل توجه باشدتاموجب جوازدروغ گردد .بنابراین ، اگرراستگویی موجب زیان اندکی به بدن انسان یاسبب ازبین رفتن مال مختصروغیر قابل توجهی شود،دروغ گفتن جایز نیست.ثانیاَ،معتقداست که ضررمالی،غیرازعدم نفع است.بنابراین، نمی‏توان گفت که اگر کسی درفلان معامله راست بگوید، منفعت نخواهد کرد.یااگردروغ بگوید،منفعت بیشتری خواهدنمود؛پس دروغ گفتن جایز است.زیرااین گونه دروغ‏ها«دروغ منفعت آ‌میز»می باشند،درحالی که تنها«دروغ مصلحت‌آمیز»استثنا شده است.ثالثاَ،رفع حرمت ازهرکارحـرامی راتنـهابه مقدارضرورت جایزمی داند : « الضرورات تَتَقدّربقدرها ». بنابراین،نمی تـوان در مستثنیـات دروغ یادروغ‏هـای مصلـحت‌میز،از حـدّ ضـرورت تجـاوز کرد. رابعاَ،ازنظـرایـشان طـبق توصیه علمای اخلاق،در مواردی هم که دروغ، مصلحت‌میزومجاز می باشد، بایددرحدّ
امکان ازدروغ صریح پرهیز کردوبه «تَوْرِیَه» متوسّل شدتا نفس امّاره وسرکش آدمی به دروغ‏گویی عادت نکندو به آن حریص نشود (جوادی آملی،1388ط،3: 320-319).
7-دستغیب در موضوع اصراربرگناه با توجه به دوروایت جابروحسنه ابن ابی عمیر از حضرت باقر(ع)پشیمان نشدن وترک توبه واستغفارازگناه مرتکب شده را،اصراردانسته،هرچندانجام دهنده آن،آن گناه راتکرار نکرده وتصمیم برتکرارهم نداشته باشدوباتوجه به روایت اخیرکه می فرماید :«مؤمنى نیست که گناه کبیره ازاو سرزند،درحالى‌که مى‌داند به سبب آن عقاب خواهدشد؛ مگر این که این که ازکردارخود،پشیمان خواهدشدوهرگاه پشیمان شد،پس تائب وسزاوار شفاعت است وکسى که ازگناه خود،پشیمان نشودمصرّ است ومصرّهم آمرزیده شدنی نیست،زیرادرحقیقت به آنچه وعده داده شده،ایمان نداردواگروعده های ا لهی باورش بود،حتماً پشیمان می شد»؛ اظهارمی دارد که اولاً،مورد کلام امام علیه السّلام گناه کبیره است ومحتمل است که ترک توبه ازگناه کبیره، اصرارباشد.ولى در گناه صغیره تکرارعملى آن گناه اصرارباشدوثانیا،کلام امام علیه السّلام درموردى است که ترک توبه از روى بى‌مبالاتى وبى‌اعتنائى به وعده‌هاى الهى وامن ازقهرخداباشدکه

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع و ماخذ پایان نامه، درعرصه، وپیامدهای، طَوِیلًا200»(کلینی،
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید