نیز پایبند می باشند. موردی که در نحوه ی تعامل اسلام گرایان و برداشت آنان از اسلام سیاسی در کشور مالزی دیده می شود(العطاس، 1387).
به مانند مورد ترکیه، با توجه به مؤلفه های مطرح شده در دیدگاه های فوق و پس از مطالعه ی تاریخی و جامعه شناختی چگونگی شکل گیری جریان اسلام گرایی در کشور مالزی می توان به مدل نظری زیر، دست یافت.
2-2- استخراج مولفه های مدل بر اساس روش استقرایی
در اینجا تلاش می شود بر اساس شواهد تاریخی از شرایط اجتماعی کشور مالزی، مولفه های مدل نظری استخراج گردد. در کشور مالزی، شورش های قومی سال 1969 (دوره ی اضطرار) به عنوان نقطه ی عطف جریان احیا گری اسلامی در این کشور مطرح می شود. با شکل گیری درگیری میان اقوام مالایی و چینی به خاطر عقب ماندن قوم مالایی از پیشرفت های اقتصادی و موقعیت اجتماعی اقوام چینی و هندی در این کشور و بحث برابری قومیتی، شرایط کافی برای بیداری اسلامی قوم مالایا فراهم شد. در این دوره به نوعی ناسیونالیسم مالایی در حال شکل گیری است و احیا گری قومی- مذهبی شرایط را برای پیوند دین، اقتصاد، زبان و فرهنگ این کشور مهیا می کند. در این دوره، حوادث جهان اسلام و جنگ اعراب و اسرائیل و حمایت سازمان های اسلامی از فلسطین و کشور های دیگر اسلامی در برابر اسرائیل و آمریکا بر جوشش حرکت های اسلام گرایانه در این کشور تأثیر گذار است. همچنین تأسیس حکومت مذهبی در ایران تأثیر زیادی بر احیای اسلام در کشور مالزی داشته است. مسلمانانی که نسبت به غرب (کاپیتالیسم،کمونیسم، لیبرالیسم و دموکراسی کنترل نشده و در عمل بی‌بند و باری و …) شکاک شده‌ بودند، با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، الگوی جدید و قابل تأملی برای اداره ی کشور به دست آوردند. پیام‌ها و اعمال امام خمینی (ره)، تأثیر عمیقی در نگرش مردم مالزی ایجاد کرد. به عنوان مثال طرفداران ایجاد حکومت اسلامی در کشور مالزی به شدت تحت تأثیر سیاست عدالت اجتماعی و حمایت از مستضعفین در مقابل طبقات ممتاز قرار گرفتند.
افزایش مشارکت سیاسی مسلمانان در قالب جنبش های دانشجویی و حرکت های اصلاح طلبانه و تلاش برای بر پایی حکومت اسلامی توسط اسلام گرایان نمود پیدا می کند. در این دوره، با گسترش فعالیت های حزبی، زمینه ی لازم برای مشارکت سیاسی احزاب مالایی فراهم می شود.
در ابتدا احزاب مالایی از اسلام و آموزه های آن در عملکرد ها و خط مشی سیاسی خود بهره ای نمی برند اما با ایده و برنامه ی توسعه ی اقتصادی و گسترش فعالیت های اقتصادی مبتنی بر آموزه های اسلامی و ترویج اقتصاد اسلامی، شرایط شکوفایی احزاب اسلام گرای را بیش از پیش مهیا می کند. حزب حاکم به خاطر تأمین امنیت و ثبات جامعه ی متکثر مالزی، تعامل با اقلیت های قومی و مذهبی و نژادی را به عنوان برنامه ی اصلی خود می داند. نظام حاکم، تقویت نهاد آموزشی را بسیار مؤثر دانسته و رمز موفقیت مسلمانان مالزی را همراه بودن با پیشرفت و توسعه ی جهانی می داند. می توان گفت زیر بنای اقتصادی این کشور بر پایه ی مبانی اسلامی و تأکید بر بازسازی هویت ملی و اسلامی بنا شده است. احیای شعائر دینی و تأکید بر نشانه های اسلامی در این کشور نمودی برای تأکید بر مفهوم امت اسلامی در سطح بین المللی می باشد. اسلام گرایان این کشور تعامل با سازمان های اسلامی و کشور های منطقه را به عنوان شاخص مهمی برای حفظ موقعیت جهانی خود به عنوان کشوری اسلامی با سطحی از توسعه یافتگی می دانند.

نمودار 2-2 مدل نظری تحقیق (روند اسلام گرایی در مالزی

جمع بندی
در این فصل ابتدا به روش قیاسی مولفه های اصلی مطرح شده در دیدگاه های مختلف نظری بررسی شده و سپس تلاش شده است بر اساس مطالعات تاریخی از بسترهای اجتماعی دو کشور ترکیه و مالزی، مولفه های مدل نظری تکمیل شود.
در مدل ارائه شده برای تحلیل روند اسلام گرایی در ترکیه، مولفه هایی چون حاکمیت ارتش و نظام لائیک، فشار عوامل داخلی و خارجی، مشارکت بیشتر غیر نظامیان و شکل گیری نظرات انتقادی اسلام گرایان، فعالیت در شهرداری ها، شرکت در انتخابات پارلمانی و گسترش فعالیت های حزبی و گسترش فعالیت های اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد، پیروزی اسلام گرایان در انتخابات، بدست گرفتن حاکمیت توسط اسلام گرایان، بازسازی هویت ملی مذهبی، تقویت نهاد های آموزشی، تعامل با اقلیت های مذهبی و قومی، مشارکت سیاسی، اصلاح قانون اساسی، رشد مردم سالاری و عضویت در اتحادیه اروپا و اصلاحات اقتصادی
استخراج شده است. تمام این مولفه ها که هم به صورت قیاسی و هم به صورت استقرایی استنتاج شده اند، در فصل سوم توضیح داده شده اند.
در مدل ارائه شده برای تحلیل روند اسلام گرایی در مالزی، مولفه های شورش های قومی، شکل گیری ناسیونالیسم مالایی، احیاگری قومی- مذهبی و حوادث جهان اسلام، تقویت مسائل قومی و نژادی، شکل گیری جنبش های اسلام گرا، مشارکت سیاسی مسلمانان، گسترش فعالیت های حزبی، تعامل با اقلیت های قومی و مذهبی و نژادی، مشارکت سیاسی فعال، رشد مردم سالاری،گسترش فعالیت های اقتصادی مبتنی بر آموزه های اسلامی، بازسازی هویت ملی و اسلامی، تقویت نهاد های آموزشی، تعامل با کشور های منطقه و سازمان های اسلامی و احیای شعائر اسلامی استخراج شده است. این مولفه ها نیز در فصل چهارم توضیح داده شده اند.

فصل سوم
روند اسلام گر
ایی در ترکیه

مقدمه
این فصل به بررسی روند اسلام گرایی در ترکیه خواهد پرداخت. در ابتدا، تاریخچه ی جریان اسلام گرایی و روند اسلام گرایی در دوره ی امپراطوری عثمانی و ظهور و تداوم جریان اسلام گرایی و دوران فروپاشی امپراطوری عثمانی بررسی خواهد شد. همچنین در دوره ی جمهوری به نحوه ی فعالیت های اسلام گرایی در دوره های حکومت تک حزبی و حکومت چند حزبی اشاره خواهد شد. در ادامه به شخصیت ها و رهبران اسلام گرا و فعالیت های آنان اشاره خواهد شد. و احزاب اسلام گرا از زمان ظهور آنان پس از شکل گیری حکومت چند حزبی تا دوران شکوفایی و حاکمیت حزب اسلام گرای «توسعه و عدالت» مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. همچنین سازمان ها ی اسلام گرا و طریقت های مختلف و گروه های اسلامی فعال در این کشور بررسی می شود. تبیین عملکرد و سیاست های اسلام گرایان در عرصه ی داخلی، با توجه به عملکرد احزاب اسلام گرا در عرصه ی سیاسی و تأکید بر مؤلفه هایی چون، مشارکت سیاسی، رشد مردم سالاری و دموکراسی، باز سازی هویت ملی و اسلامی، نحوه ی تعامل با ایدئولوژی های رقیب و اصلاح قانون اساسی انجام خواهد شد. و در عرصه ی اجتماعی با توجه به مؤلفه های، احیای شعائر دینی، عملکرد نهاد های آموزشی، تعامل با اقلیت های قومی و مذهبی، و در عرصه ی اقتصادی با توجه به اصلاحات و توسعه و رشد اقتصادی اسلام گرایان بررسی می شود. همچنین، عملکرد و سیاست های اسلام گرایان در عرصه ی خارجی در سطح بین المللی یعنی نحوه ی تعامل اسلام گرایان با اتحادیه ی اروپا و آمریکا توضیح داده خواهد شد. و در سطح منطقه ای، نحوه ی تعامل و سیاست های آنان با کشور های قبرس، ایران، سوریه، لبنان و فلسطین و مسئله ی بیداری اسلامی مطالعه می شود.
الف) تاریخچه ی روند اسلام گرایی در ترکیه
1- اسلام گرایی در دوره ی امپراطوری عثمانی
1-1- اسلام گرایی در دوره ی ظهور و تداوم
عثمانی ها که از مهاجران آسیای مرکزی بودند در آغاز، از سلجوقیان پیروی می کردند و هنگامی که سلجوقیان در سال 1299م منقرض شدند، اعلام استقلال کردند و قلمرو خود را از هر سو توسعه دادند (قاسمی،1374: 26). سایر دولت ها حریف عثمانی نبودند و به همین دلیل پس از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول، این دولت ها عثمانی را به دولت های بسیار کوچک تجزیه کردند و برای هر یک امیری قرار دادند (همان منبع:44).
این امپراطوری با عمر 700 ساله ی خود، از زمان شکل گیری تا فروپاشی سعی در گسترش اسلام داشت. امپراطوری عثمانی، حیات خود را صرف مبارزه با غرب مسیحی نمود به طوری که مبارزه با صلیبیون، ارگان های امپراطوری را تحت تأثیر خود داشت. برای ترک عثمانی، اسلام عامل مشروعیت بود و اردوی نظامی را اردو و کانون اسلام مینامیدند و حاکم امپراطوری، خلیفه اسلامی نامیده میشد. ترک ها چنان هویت خود را در اسلام مستغرق ساخته بودند که خود را با اسلام مشخص مینمودند. سلاطین امپراطوری به قرآن و احکام اسلامی چنان کارایی و اهمیتی بخشیده بودند که چنین امری در هیچ دولت اسلامی از پیدایش اسلام تا کنون دیده نشده است (ایگدمیر، 1348: 133).
سازمان مذهبی در زمان خلفای عثمانی دارای ویژگی های خاصی بود که عمدهترین آن را میتوان سهم و نفوذ قدرت مذهب بر نهادهای سیاسی و اجتماعی برشمرد. به لحاظ عرفی حاکمیت عثمانیها در چندین قرن، نمایشگر قدرتی بوده است که اسلام، به عنوان نماد رسمی آن به شمار میرفته است. اسلام در این دوره برای حاکمین عثمانی علاوه بر ایجاد اعتبار معنوی، این قدرت را به آن ها بخشیده بود که با گسترش قلمرو خود عنوان «خلیفه ی مسلمانان جهان» را به خود اختصاص دهند و در نبرد با دیگر کشورهای غیر مسلمان خود را منادی و پرچم دار اسلام دانسته و جنگ های خود را به عنوان جنگ کفر و اسلام مطرح سازند. پیروزی های سیاسی و نظامی دولت عثمانی خود عاملی برای آن بود که گرایش های مذهبی همراه با گرایش های سیاسی عجین گردند و در یک کنش متقابل، باعث قدرت مذهب در سطح اجتماعی و اسطورهای شدن قدرت خلیفه در سطح سیاسی گردد. اما با توجه به ساختار سیاسی دولت عثمانی، شکل ویژهای از ارتباط میان مذهب و سیاست برقرار گردیده بود (Turan,1990:28).
1-2- اسلام گرایی در دوره ی فروپاشی امپراطوری
در اواخر قرن هجدهم، امپراطوری عثمانی دیگر نمی توانست از خود در برابر قدرت نظامی رو به افزایش اروپا محافظت کند و یا مانع نفوذ تجاری قدرت های اروپایی در محدوده ی قلمرو خود شود. در عین حال در همین سال ها روسیه تصرف بالکان و دسترسی به دریای مدیترانه را در سر میپروراند و در مقابل بریتانیا با هدف جلوگیری از پیشروی های بیشتر روسیه و محافظت از منافع تجاری و سیاسی خود، در جهت تقویت امپراطوری عثمانیان تلاش میکرد. بدین ترتیب بود که امپراطوری عثمانی توانست یک قرن دیگر نیز به حیات خود ادامه دهد (لاپیدوس،833:1381 و832). در واقع این امپراطوری، حیات خود در قرن نوزدهم را مدیون وجود توازن قوا بین قدرت های اروپایی می داند، بالاخره در سال 1908 به دلیل بروز یک بحران سیاسی در امپراطوری عثمانیان توازن قوا بین دولت های اروپایی به هم خورد و تا شروع جنگ جهانی اول فرایند تجزیه ی امپراطوری عثمانی به تاخیر افتاد (لاپیدوس،838:1381 و840).
در حالی که با شکل گیری رنسانس و انقلاب صنعتی، تغییرات اساسی در زندگی مردم اروپا شکل گرفته بود امپراطوری عثمانی در همان زندگی قرون وسطایی خود باقی مانده بود. امپراطوری به دلیل از دست دادن توان اقتصادی- اجتماعی خود، دیگر قادر به حفظ مواز
نه با قدرتهای دیگر اروپایی نبود در این زمان نخبگان و کارگزاران امپراطوری در صدد یافتن چاره برآمدند. آن ها برای مداوای امپراطوری بیمار، دو نوع راه حل کاملاً متفاوت ارائه نمودند. کارگزاران و نخبگان غیرمذهبی، راه حل را در غربی و لائیک نمودن جامعه میدیدند و بیشترین تلاش خود را جهت غربی و مدرنیزه نمودن ارتش و بوروکراسی به کار بردند و نخبگان سکولار که در دیوان اداری امپراطوری نفوذ داشتند، مدرنیزاسیون و لائیسم را ضروری دانست (قاسمی،160:1374).
در واقع از همان اوایل قرن هفدهم، عثمانیان در این فکر بودند که یکپارچگی سیاسی و قدرت نظامی از دست رفته خود را بازیابند در این خصوص آن ها به دو گروه تقسیم میشدند، گروهی از آن ها که «بازگشت طلب» نامیده میشدند خواستار رجوع به قوانین مسلمانان باشکوه بودند و با هر گونه تغییری که امکان سلطه ی اروپاییان و مسیحیان بر مسلمانان را فراهم میآورد مخالفت میکردند.گروه دوم که مدرنیست (تجدد خواه) نامیده میشدند خواستار استفاده از روش های خاص اروپایی برای

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد با موضوعامام حسین، امام سجاد، زین العابدین، علی بن الحسین
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید