مذهب و جامعه رخ داد و سیستم سیاسی از تک حزبی به چند حزبی تغییر یافت و نخستین انتخابات آزاد در سال 1950 صورت گرفت. فضای نسبتاً دموکراتیکی در کشور به وجود آمد و از فشار بر روی نیروهای مذهبی کاسته شد و آن ها امکان فعالیت بیشتری یافتند. لائیسم همچنان جزو اصول ثابت و خدشه ناپذیر حکومت به شمار میرفت و ضمناً شکل استقرار یافته و چارچوب ثابتی پیدا کرده بود. از نظر ساختار سیاسی حکومتی همچنان گرایشات اسلامی و مذهبی مردم در صورتی که به حیطههای اجتماعی و سیاسی کشیده می شد. خطری بزرگ محسوب میشد. و تمام مقررات و قوانین جزایی که در گذشته وجود داشت در این دوره نیز وجود داشت. اما این سیستم قدرت و صلاحیت و توان سرکوب خود را مانند گذشته از دست داده بود. لذا در این دوره، نیروهای مذهبی فعالیت بیشتری از خود بروز دادند و در حقیقت در ارتباط میان مذهب و سیاست در درون جامعه تغییرات مهمی در این دوره رخ داد. علاوه بر این، فعالیت طریقتهای مذهبی در این دوره به سرعت افزایش یافت. و گرایشات مختلف این طریقت ها که تا کنون مکتوم مانده بود بروز بیرونی پیدا کرد (Mardin,1991:135) .
همچنین آن چه در دهه ی 1960 قابل توجه است وجود کشمکش بین احزاب و گروه های مختلف می باشد. یعنی در دوره ی بعد از جنگ جهانی دوم به دلیل وارد آمدن فشارهای سیاسی و اقتصادی متعدد بر مردم ترکیه احزاب و جنبش هایی در این کشور پا گرفتند که خواهان اسلامی شدن دولت و جامعه در ترکیه بودند. «جنبش سعید نورسی» یکی از مهم ترین این جنبش ها بود. حزب رستگاری ملی نیز که در دهه 1960 به وجود آمد یکی دیگر از احزاب اسلام گرای ترکیه بودکه خواهان حکومتی بود که علاوه بر حمایت از اسلام و اصول اسلامی، سیاست خود را نیز بر پایه ی اسلام قرار دهد (لاپیدوس،858:1381 و856).
اسلام گرایان از دهه ی70 به این نتیجه رسیدند که برای پیشبرد افکار و اجرای سیاست های مورد نظر خود در جامعه ی ترکیه، باید به تشکل سازی مدرن و یا همان فعالیت حزبی بپردازند. از این رو اولین حزب اسلام گرا به نام حزب «نظام ملی» در ژانویه 1970 توسط نجم الدین اربکان تاسیس گردید. اما حاکمیت لائیک دو سال بیشتر نتوانست آن را تحمل کند و در نهایت در مارس 1972 توسط دادگاه قانون اساسی منحل شد. اربکان بلا فاصله پس از انحلال حزب نظام ملی، دست به تشکیل حزب دیگری به نام حزب «سلامت ملی» زد. عمر حزب سلامت ملی بیش از حزب قبلی بود و تا کودتای سال 1980 نظامیان که در آن بسیاری از احزاب منحل شدند دوام آورد (ماه پیشانیان،7:1388).
درواقع اولین جرقه های انشعاب و استحاله ی جریان های اسلام گرا در ترکیه را می توان از میانه های دهه 70 مشاهده کرد. در این مقطع، دو دسته اسلام گرا وجود داشت، از طرفی گروهی با تشکیل حزب قانونی و در چارچوب نظام سیاسی لائیک ترکیه، در پی کسب قدرت سیاسی بودند و هیچ ابایی از شرکت در دولت های ائتلافی به همراه احزاب لائیک نداشتند و در سوی دیگر، گروه های اسلام گرای تندرو با حفظ مرام خود در مخالفت با ساختار لائیک نظام ترکیه، هر نوع شرکت در نظام سیاسی و ائتلاف با احزاب لائیک را مردود می دانستند. در میانه ی این دو طیف نیز گروه های متصوفه و طریقت های مذهبی در ترکیه بودند که از دهه ی 60 نقش و حضور پر رنگی در پشت پرده سیاست داشتند. از طریقت های پرنفوذ در ترکیه می توان به طریقت هایی چون نقشبندیه، نورجو، عجزمندیه و طریقت فتح الله گولن اشاره داشت که نقش و نفوذ زیادی در پشت پرده ی سیاست در ترکیه ایفا کرده و می کنند. حزب رفاه، طولانی ترین زمان فعالیت سیاسی را در میان احزاب اسلام گرا در ترکیه داشته است. این حزب توانست چهارده سال در فضای سیاسی ترکیه فعالیت کند و برای اولین بار در تاریخ جمهوری ترکیه تا آن زمان یعنی در سال 1996 نجم الدین اربکان به مقام نخست وزیری رسید. این سمت بیش از یک سال برای وی دوام نیاورد (همان منبع:9).
در فوریه 1997 با فشار نظامیان، در شبه کودتایی، کرسی حزب رفاه از سوی دادگاه قانون اساسی ترکیه منحل شد. بعد از این حزب، حزب فضیلت روی کار آمد که این حزب نیز پس از سه سال تحمل از جانب لائیک ها در نهایت در سال 2001 با این استدلال که حزب فضیلت در واقع ادامه دهنده ی راه حزب رفاه بوده و تمام اعضای سابق رفاه در آن عضو هستند و اینکه این حزب با ساختار لائیک تصریح شده در قانون اساسی تضاد دارد توسط دادگاه قانون اساسی منحل شد. در این مقطع با توجه به سابقه ی انحلال تمام احزاب اسلام گرای قبلی توسط دادگاه قانون اساسی، نخبگان حزب فضیلت به دو گروه منشعب گردیدند. گروهی از نخبگان سنت گراتر به رهبری رجایی کوتان به تشکیل حزب جدید دیگری به نام «حزب سعادت» مبادرت کردند، اما بخش دیگر حزب فضیلت که شاخه ی نوگرا و دموکرات تر و از نظر سنی جوان تر بودند، با جدا شدن از رهبری سابق حزب و حتی پدر معنوی احزاب اسلام گرا (نجم الدین اربکان) دست به تشکیل حزب «عدالت و توسعه» زدند. تغییر محسوسی که در این انشعاب به نظر می رسید، این بود که برای اولین بار در تاریخ سیاسی ترکیه، حزبی اسلام گرا در عین حال معتقد به اصول ساختار سکولار جمهوری ترکیه متولد شد. در واقع نخبگان اسلام گرای حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان و عبدالله گل، سکولاریسم را نه به عنوان الزام، بلکه به عنوان «باور» پذیرفته اند و به حرکت در چارچوب اصول سکولار باور علمی و عملی دارند. به هرحال پیروزی حزب عدالت و توسعه با ریشه های اسلامی در انتخابات سال 2002 نشان از گسترش اسلام گرایی در این کشور داشت (ماه پیشانیان،11:1388).
نیروهای
دخیل در میتینگ های جمهوری، بیانیه ی ارتش، آرای دادگاه قانون اساسی و ادغام احزاب چپ نتوانستند مانع حزب عدالت و توسعه در تصرف کاخ ریاست جمهوری شوند. حزب عدالت و توسعه با سود جویی از این بحران در انتخابات 22 ژوئیه 2007 پیروز شد. به این ترتیب آرای 4/34 درصدی آن در انتخابات نوامبر 2002 در انتخابات ژوئیه ی 2007 به 5/46 درصد رسید (یاووز،399:1389). حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان نخست وزیر کنونی ترکیه، در انتخابات پارلمانی سال 2011، 50 درصد آراء را به خود اختصاص داد و با تصاحب 326 کرسی از مجموع 550 کرسی پارلمان توانست برای سومین بار پیاپی، توانست دولت و جمهوری ترکیه را بار دیگر به دست گیرد (رجا نیوز، 1390).
ب) شخصیت ها ، جریان ها و احزاب اسلام گرای ترکیه
1-رهبران و شخصیت ها ی اسلام گرا
1-1- نجم الدین اربکان
اربکان در سال 1926 در شهر ساحلی سینوپ واقع در شمال ترکیه و در کرانه ی دریای سیاه متولد شد. وی که فارغ التحصیل رشته ی مهندسی مکانیک است مدتی در استخدام یک کارخانه تانک سازی آلمان بود تا اینکه در سال 1969 وارد صحنه ی سیاست شد. اربکان در آغاز طرفدار حزب عدالت بود. و سپس حزب نظام ملی را تاسیس کرد، ولی پس از کودتای نظامی سال 1971 در ترکیه، این حزب منحل شد. اربکان به سرعت در سال 1973 حزب اسلامی دیگری را به نام حزب نظام ملی (نجات ملی) بنیان نهاد و نیز در دهه ی 1970 سه بار در دولت های ائتلافی دمیرل و اجویت، معاون نخست وزیر شد. وی در جریان قبرس، برای حمایت از مسلمانان ترک این کشور فعالیت زیادی نشان داد و یکی از عناصر مشوق ترکیه برای مداخله ی نظامی در قبرس بود. اما حزب نظام ملی اربکان نیز با کودتای نظامیان در سال 1980 منحل شد. و او تا سال 1987 از هر گونه فعالیت سیاسی بر کنار ماند. با سپری شدن این دوره، اربکان رهبر حزب رفاه را که یکی از دوستانش به نام احمد تکرال تشکیل داده بود، بر عهده گرفت و این حزب تحت رهبری او به سرعت رشد کرد، به طوری که در مدت شش سال به حزب اول ترکیه تبدیل شد و در انتخابات پارلمانی دسامبر 1995 با کسب 38/21 درصد آراء بیش از 150 کرسی از 550 کرسی پارلمان را به دست آورد. وی همچنین توانست با حزب راه راست به رهبری خانم تانسو چیللر و حزب اتحاد بزرگ ترکیه به رهبری محسن یازیجی اوغلو ائتلاف کند و قدرت را به دست بگیرد. اربکان، در آغاز دوران نخست وزیری بین دو انتخاب قرار گرفت، اجرای شعائر اسلامی یا پیروی از واقع گرایی سیاسی، ولی او به هر حال سعی کرد که تدابیر اسلامی را وارد زندگی اجتماعی کند (زارع،237:1383).
برخی معتقدند که اربکان آتاتورک را ملحد و کافر می پنداشت و اقدام او را در ممنوعیت حجاب اسلامی نقض حقوق بشر می دانست. ولی خود وی در مصاحبه ای گفته است اگر آتاتورک نیز زنده بود عضو حزب رفاه می شد! به هر حال او بسیار می کوشید که محافل و مراکز قدرت را در ترکیه از خود راضی نگه دارد، ولی نظامیان که دولت وی را عامل رشد اسلام گرایی در ترکیه می دانستند به رهبری ژنرال حقی کارایی، رئیس ستاد مشترک ارتش، علیه دولت وی کودتا کردند و اربکان را به استعفاء واداشتند. پس از سرنگونی دولت ائتلافی اربکان حزب رفاه با استناد به ماده ی 68 و ماده ی 69 قانون اساسی، با ادعای اقدامات منافی با نظام لائیک کشور منحل گردید. اربکان نیز پس از آن، رهبری معنوی حزب فضیلت را که دنباله ی حزب رفاه است بر عهده گرفت (همان منبع:238).
اربکان پیش از ورود به عرصه ی سیاست، کرسی استادی دانشگاه های ترکیه را بدست آورده بود و ثروت شخصی او را بیش از پنجاه میلیون دلار برآورد می کردند. ولی در سراسر ترکیه و بین ترک های مقیم اروپا طرفداران زیادی دارد و بخش اروپایی حزب رفاه معروف به «میل گروش» از او بسیار حمایت می کند وی از نظر اخلاقی، فردی بسیار خوشرو و خوش برخورد است و نیز در رفتارش نوعی لجاجت سیاسی برای رسیدن به اهداف سیاسی- اسلامی به چشم می خورد (بولاچ،1378: 14 تیر). وی در سن 85 سالگی در 27 فوریه ی 2011 درگذشت.
1-2- رجب طیب اردوغان
رجب طیب اردوغان در سال 1954 در بی اوغلوی استانبول متولد شد و تحصیلات متوسطه اش را در مدرسه امام خطیب استانبول به پایان رساند. او که فارغ التحصیل رشته ی اقتصاد از دانشگاه مرمره است، بعد از خدمت سربازی، فعالیت خود را د ر بخش خصوصی شروع کرد و با کار همزمان در شرکت خصوصی توانست زندگی متوسطی تشکیل دهد. اردوغان به علت گرایش های اسلامی در سال 1969 به عضویت حزب سلامت ملی استانبول درآمد و رسماً زندگی سیاسی خود را آغاز کرد. او در سال 1970 رییس جوانان حزب سلامت ملی در بی اوغلوی استانبول و در سال 1976 رئیس جوانان آن حزب در شهر استانبول شد و تا سال 1980 در این سمت به فعالیت پرداخت. با کودتای نظامی، فعالیت سیاسی علنی وی نیز متوقف شد. تا اینکه با شروع دوباره ی فعالیت احزاب سیاسی در سال 1985 ریاست این حزب را در شهر استانبول بر عهده گرفت و در سال 1986 به عضویت هیأت مدیره ی مرکزی حزب رفاه درآمد، وی به زبان های عربی و انگلیسی تسلط کامل دارد (زارع،240:1383).
برخی از صاحب نظران سیاسی در اواسط دهه ی 1990 که حزب رفاه را در برگیرنده ی دو گروه محافظه کار و تندرو می دانستند، اردوغان را در زمره ی گروه محافظه کار حزب به شمار می آوردند و با توجه به محبوبیت چشمگیر اردوغان در بین مردم و بالا بردن اعتبار آن حزب، برخی معتقدند که او جانشین اربکان خواهد بود، ولی وقایع به شکل دیگری رقم خورد. نظام لائیک، اردوغان را که شهردار موفق شهر دوازده میلیون نفری استانبول بود با اتهامی بسیار بی پایه محکوم به زندان کرد وطبیعی بود
که محکومیت او به زندان باعث محرومیت دائمی اش از فعالیت های سیاسی می شد اتهام لائیک ها برای محکوم کردن اردوغان این بود که او اشعار ضیاء گوگالپ شاعر ملی گرای ترک را در اجتماعی در شهر دیاربکر خوانده است! گوگالپ در بیتی از آن شعر می گوید مناره های مساجد، سرنیزه های ما هستند. لائیک های افراطی که بر دستگاه قضایی ترکیه مسلط هستند با تعبیری بسیار مضحک و دور از انتظار، خواندن یک شعر (آن هم از شاعری که مورد علاقه ی آتاتورک بود) را دعوت به قیامی مردمی دانستند و اردوغان را به زندان افکندند. زندانی کردن وی که شهردار محبوب بزرگ ترین شهر ترکیه بود و در مقام شهردار استانبول خدمات عمده ای برای تامین رفاه مردم انجام داده بود، موجب نارضایتی شدید شهروندان شد، از این رو هنگام آزادی اردوغان

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد رایگان درباره1725.6، 5176.7،
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید