فضل و احسان خداوند علی رغم شایستگی فرد:
• بار خدایا اگر بخواهى از ما بگذرى از فضل و احسان تو است و اگر بخواهى ما را به کیفر رسانى از عدل و دادگرى تو است (نه ستم بر ما).136(10:1)
• در همه احوال بى احسان از تو نبودم.‏137(12:5)
• فضل و بخشش تو مرا آرام نموده، و احسان تو مرا (به درگاهت) راهنمائى کرده است.‏138(13:25)
• شگفتا! از آن بردبارى تو درباره من و درنگ تو از زود به کیفر رسانیدن من است، و این نه براى گرامى بودن من نزد تو است، بلکه براى مدارا و خوشرفتارى و احسان تو است بر من تا از معصیت خشم آور تو دست بردارم، و از گناهان خوارکننده خود را باز دارم، و براى آنست که گذشتن از من نزد تو از به کیفر رساندن من خوشایندتر است.139(16:26)
• و اگر مرا بیامرزى هنگامی که آمرزش تو را سزاوار گردم، و ببخشى آنگاه که شایسته عفو تو شوم پس آن آمرزش و بخشیدن از روى شایستگى من لازم نگشته زیرا جزاى من از تو در نخستین بار که تو را معصیت کردم آتش بوده، پس اگر مرا کیفر نمائى درباره من ستم ننموده‏اى.‏140(16:31)
• بار خدایا به سوى آمرزش تو آمدهام، و به عفو و بخشش تو آهنگ نمودهام، و (از گناهانم) به گذشت تو آرزومندم، و به احسان و نیکى تو اطمینان دارم در حالی که چیزى (گفتار نیک) که موجب آمرزیدن تو گردد در من نیست، و نه در کردارم چیزى (طاعت و بندگى) است که به سبب آن عفو تو را سزاوار شوم، و پس از اینکه بر زیان خود (به این گفتار) حکم کرده اعتراف نمودم براى من چیزى (وسیله آمرزشى) جز احسان و نیکى تو نیست، پس (بنابراین) بر محمّد و آل او درود فرست، و بر من بى علّت و سبب احسان فرما.141(20:15)
• با آگاهانیدن تو من را از غفلت و فراموشى خویشتن آگاه شدم، و با توفیق تو از لغزشم برخاستم، و با راهنمائى تو از به سر در آمدنم (در گناه) برگردیدم.142(13:16)
عشقورزی در قالب جلب خشنودی خداوند و نشان دادن رغبت و شوق و امید به او:
• پس (در این حال) اى خداى من از روى رغبت و دوستى قصد تو نمودم (به درگاه تو رو آوردم) و با اعتماد به تو امیدم را به سوى تو آوردم.‏143(13:18)
• و اینکه خود را به این سخنان سرزنش مینمایم براى طمع در مهربانى تو است که اصلاح کار گناهکاران به آن است، و براى امید به رحمت تو است که رهائى گردن خطاکاران به آن است.‏144(16:28)
• بار خدایا اگر اندوهگین گردم، ساز و سامانم تواى (به تو روآورم) و اگر (از هر جا) نا امید شوم امیدگاهم توئى، و اگر غمهاى سخت به من رو آورد فریادرسىام به تو است.‏145(20:20)
• بلکه آرامش دل و الفت جان و بى نیازى و کارگزارى مرا به خود و به نیکان خلق خویش قرار ده.146(21:12)
• و به شوق و دل باختگى به خود و به انجام آنچه دوست دارى و خوشنود میگردى بر من منّت گزار.147(21:13)
• پس چیزى که تو را از من خوشنود میگرداند به من عطا کن، و رضاى خود را در حال عافیت و تندرستى از من دریافت نما.148(22:1)
• و میل و خواهش مرا به نزد خود گردان و رضا و خوشنودیم را در آنچه از جانب تو به من میرسد قرار ده.‏149(22:5)
• و براى آخرتم رغبت و مواظبت در عمل (بندگى) براى تو را روزیم فرما تا از روى دل راستى و درستى بندگى را بشناسم، و تا اینکه بىرغبتى در دنیا بر من دست یابد، و تا اینکه نیکیها را با شوق و میل به جا آورم، و از بدیها از روى بیم و ترس ایمن و آسوده باشم.‏150(22:8)
• بارى قسم به مقام عزت و بزرگیت اى سید من که اگر مرا از درگاهت برانى هرگز از این در به جایى نمى‏روم و از تملق و التماس به حضرتت دست برنمى‏دارم.151 ‏(دعای ابوحمزه)
• زیرا تو را به جود و کرم کامل شناخته‏ام و تو هر چه بخواهى به قدرت کامله مى‏کنى.152‏(دعای ابوحمزه)
• هر که را بخواهى به هر قدر و هر گونه عذاب کنى و هر که را بخواهى هر قدر و هر قسم ترحم فرمایى خواهى کرد.153‏(دعای ابوحمزه)
2-14. مضمون چهاردهم: استعاذه
از جمله چیزهایی که در صحیفه سجّادیه به آن پرداخته، مفهوم استعاذه است. استعاذه پناهنده شدن به خدا از شرّ شیطان و دیگر شرور است. و این شرور مانع بزرگی بر سر راه طاعت الهی و دستیابی به مقام قرب است برای رهایی از این شرور چارهای جز پناهندگی به خداوند نیست، به عبارت دیگر در واقع ما با پناهنده شدن به خدا از گناه و نافرمانی خداوند به طاعت او پناه میبریم.
پس از تأمل در حقیقت استعاذه و استعاذه در قرآن مجید میتوان گفت که استعاذه پنج رکن اساسی دارد: رکن نخستین آن تقوا است و ارکان دیگرش تذکر، توکل، اخلاص، تضرع و انابه است. مجموعاً پس از حاصل شدن این حالات حقیقت استعاذه پیدا میشود. در قرآن مجید نیز شواهدی بر ارکان استعاذه وجود دارد. مانند: (7: 201) (38: 38)و… .154
از این پنج رکن تضرع و اخلاص بررسی میشود و نمونههایی از آن آورده میشود.
نمونههایی از استعاذه:
• بار خدایا به تو پناه میبرم از حرص و آز، و تندى غضب و خشم، و تسلّط حسد و رشک، و سستى صبر و شکیبائى، و کمى قناعت و خرسند نبودن به کمى قسمت و بهره خود، و سوء خلق و بد خوئى و افراط (تجاوز از حدّ) خواهش نفس، و غلبه حمیّت.155(8:1)
• از پیروى هوس و مخالفت هدایت و رستگارى و خواب غفلت و اقدام بر تکلّف و کار با مشقّت و اختیار باطل بر حقّ، و مداومت بر گناه، و کوچک شمردن معصیت و نافرمانى، و بزرگ داشتن طاعت و بندگى.156(8:2)
• از به خود نازیدن ثروتمندان، و خوار شمردن فقراء و نیازمندان و بد رفتارى با زیر دستان و شکر به جا نیاوردن از کسی که به ما نیکوئى کرده.157(8:3)
• و از این که ستمگرى را کمک کنیم یا آنکه ستم رسیدهاى را خوار گردانیم و آنچه حقّ ما نیست بطلبیم، و در علم از روى نادانى سخنى
بگوئیم.158(8:4)
• و پناه میبریم به تو از غشّ یا کسى را قصد کنیم و در کردارهایمان خود پسند باشیم و آرزوهایمان را دراز گردانیم.159(8:5)
• پناه میبریم به تو از بدى راز نهفته در دل و از کوچک شمردن گناه خُرد و از اینکه شیطان بر ما دست یابد، یا روزگار ما را بدبخت گرداند، یا پادشاه بر ما ستم نماید.160(8:6)
• پناه میبریم به تو از اقدام بر اسراف و از نیافتن روزى به اندازه نیازمندى.161(8:7)
• پناه میبریم به تو از شماتت و شاد شدن دشمنان و از نیازمندى به مانندان خود و از زندگى در سختى، و از مردن بى ساز و سامان.162(8:8)
• پناه میبریم به تو از بزرگترین تأسّف و افسوس و بزرگترین مصیبت و اندوه و بدترین بدبختى (دخول در آتش) و از بدى بازگشت (به دوزخ) و ناامیدى از پاداش (بهشت) و رسیدن کیفر (در قیامت).163(8:9)
• به تو پناه میبرم از اینکه (در گناه) اصرار نمایم.‏164(12:14)
• و از آنچه (دوزخ که) بد کرداران (گناهکاران) از آن میترسند پناهم ده.‏165(12:15)
• از خواهش بد و حرص آزمندان (به دنیا) پناه ده‏166(14:15)
• بار خدایا ما (خداپرستان) به تو پناه میبریم از تبهکاریها (یا وسوسهها)ى شیطان (آفریده شده از آتش) رانده شده (از رحمت) و از حیله و چارهجوئى و مکرهاى (گوناگون) او، و از اطمینان به آرزوها (یا دروغها) و وعدهها و فریب و دامهاى او.167(17:1)
• از اینکه در گمراه نمودن ما از طاعتت و خوار ساختن ما به معصیتت طمع کند، یا نزد ما نیکو باشد چیزى (گناهان) که او براى ما نیکو مینماید، یا بر ما سنگین آید چیزى (طاعات) را که او در نظر ما زشت گرداند.168(17:2)
استعاذه از کارهای شیطان:
• و رهائیمان ده از آنچه از ترس آن از تو رهائى طلبیدهایم.‏169(17:15)
• و من و فرزندانم را از شیطان رانده شده و از شرّ و بدى جانور زهردار نَکُشنده و جانور زهردار کُشنده و همه جانوران و چشم زخم، و از شرّ هر شیطان سرکشى و از شرّ هر پادشاه ستمگرى، و از شرّ هر فرو رفته در ناز و نعمت که خدمتگزارانش او را تعظیم نموده فرمانهایش را زود انجام میدهند، و از شرّ هر ناتوان و توانائى، و از شرّ هر بزرگوار و پستى، و از شرّ هر خرد و بزرگى، و از شرّ هر نزدیک و دورى و از شرّ هر که از جنّ و انس براى پیغمبرت و خاندانش جنگى بر پا کرده و آشکار ساخته، و از شرّ هر حیوان که تو موى جلو سر آنها را گیرندهاى پناه ده.‏(3)(23:6)
برخی از فرازها پناه بردن به خدا از شرور اخلاقی مانند: حسد، حرص، بی قناعتی و بی صبری و… است. و برخی از آن‌ها پناه بردن از اصرار بر گناه و نافرمانی است. و برخی دیگر پناه بردن به خدا از شیطان و وسوسههایش است. از این رو در صحیفه سجادیه از شرور اخلاقی و از شر گناه و از شر شیطان به خدا پناه بره میشود، این سه دسته، از شرور مهم در اسلام تلقی میشود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد درموردتعارض نقش، زنان شاغل، درمان راه حل محور

فصل سوم:
مفاهیم و مضامین اصلی دعاهای مسیحی با تأکید بر مزامیر داوود

بعد از مطالعه و پردازش دعاهای مسیحی مذکور و مزامیر داوود به مضامین مختلفی دست یافتیم. این مضامین بر حسب اشتراکات و همپوشانی معنایی دستهبندی شده و مضامین وسیعتری انتخاب شده است در نهایت همه این مضامین در یک مضمون وسیعتر ادغام شدهاند. لذا در این فصل مضامین اصلی و مضامین فرعی مرتبط با آن بیان شده است و فرازهایی به عنوان نمونه آورده شده است. مضامین اصلی عبارتند از: ستایش، تقدیس، تنزیه و پیراسته داری، سپاسگزاری، اعتراف، طلب آمرزش، درخواستها، شکایت، اعتراض، استعاذه، تضرع و زاری و عشق ورزی. در انتهای هر یک از مضامین اصلی که مضامین فرعی دیگر را دربردارد، شبکهای از مضامین مرتبط با مضمون اصلی طراحی شده است که بیانگر روابط بین این مضمون اصلی و مضامین دیگر است. همچنین جدولی وجود دارد که برای مشاهده نمونههای بیشتر میتوان به آدرس این فرازها مراجعه کرد.
اعتقاد عمومی مسیحیان بر این است که دعا وظیفه آنان و امتیازی است که از تقرب به جهان برین حاصل میشود.170دعای مسیحیان به طور عادی با نام مسیح به پدر خطاب میکند و انگیزش و تاثیر آن با فعل الوهی روحالقدس پیوند خورده است171. دعاهای مسیحیت شامل دعاهای فردی و آئینی (گروهی) هستند. اجزای دعای فردی و جمعی چندان متفاوت نیست به جز این که دعای جمعی همراه با تشریفات رسمی زبان عبادی است و دعای فردی دارای خود جوشی موقعیتهای فردی است.172دعاهای کلیسایی در مسیحیت در نهایت به صورت زمانبندی مشخصی توسعه پیدا کرد در طی روز اوقاتی به دعا اختصاص داده میشود این زمانهای مشخص برای دعاکردن در اوایل قرن سوم وجود داشته است. ترتولیان و قبرسی از ساعات سوم و ششم و نهم سخن گفتند ( دعای صبح؛ عصر؛ دعای شبانگاهی). قبرسی هر یک از این اوقات را یادبود واقعهای بیان کرد ساعت سوم یادآور آمدن روحالقدس ساعت ششم مصلوب شدن عیسی و ساعت نهم یادآور رستاخیز عیسی است. این زمانها بیانگر دعاهای فردی هستند؛ با این وجود این یادبودها گاهی اوقات به صورت دسته جمعی نیز اجرا میشده است.173 این اوقات از قرن چهارم به بعد در نظام رهبانی گسترش پیدا کرد و دعاها و سرودهایی به هر یک از این اوقات اختصاص پیدا کرد.174 اما نکته قابل توجه در همه این دعاها این است که همه این مراسم عبادی مبتنی بر ازبَرخوانی مزامیر است. در نهایت ذکر هفتگی کل مزامیر در اوقات عبادی شرق و غرب ثبت شده است که در آنجا مزامیر به بیست گروه175 تقسیم میشوند.176
از این رو برای بررسی و تحلیل مضمون متون دعایی مسیحیت علاوه بر برخی دعاهای مهم و اساسی از قبیل دعای ربّانی، دعای صبح و دعای آمرزش و… بر مزامیر که در متون دعایی مسیح
یت بیشتر کاربرد داشتهاند نیز تأکید میشود.
3-1. دعاهای اساسی در مسیحیت
یکی از منابع مهم دعایی “نیایش خداوند” است. این دعا از قرون اولیه به طور دائم در عبادات دسته جمعی و حتی در جوامعی که هیچ گونه دعای مشخص دیگری نداشتند نیز خوانده شده است. فرازهای این دعا بیانگر تعالیم اساسی در باب حیات مسیحیت و اعمال دینی آن است. خطاب جسورانه به خدا به عنوان “پدر”، تصدیق حاکمیت شاهانه خدا، و آرزوی تبعیت از اراده خدا در زمین، درخواست موّقرانه نیازمندیهای ضروری زندگی، و طلب آمرزش همراه با آمادگی برای بخشش، از ویژگیهای برجسته این دعا است.177 اهمیت ویژه این دعا در تبعیت کتب دعایی مسیحیت از این الگو (دعای ربّانی) جلوهگر و مشهود است. به گونهای که در سنّت رهبانی کلیسای ارتدوکس شرقی معمولاً هر راهبی این

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید