کردند. در تحلیل آنها، یک سهام دار در برابر مدیران قرار دارد. یکی از فرضیات اصلی تئوری نمایندگی این است که کار گمار و کار گزاران تضاد منافع دارند. در این شرایط ، مدیران برای دستیابی به عایدی کوتاه مدت و متفرقه تحریک می شوند که منجر به کاهش ارزش منافع و رفاه سهامداران می شود. در تئوری نمایندگی ، کاهش رفاه سهامدار «زیان باقیمانده» نامیده می شود. این مشکل نمایندگی ، ضرورت کنترل مدیریت شرکتها توسط سهامداران را نشان می دهد. (دکتر یحیی حساس یگانه ، 85).
این تئوری هم چنین مبنای علمی جهت به کارگیری فن های مهم حسابداری مدیریت از قبیل ارزیابی عملیات مدیران ، اعطای پاداش ، بودجه بندی و تضاد منافع و مشارکت در ریسک را فراهم کرده است. تحقیقات تجربی تئوری نمایندگی مدارک و مستندات قوی و علمی را نیز در زمینه های گوناگون حسابداری مدیریت ، ارایه نموده است. در این میان ، نقش فرهنگ نیز مهم است و باعث شده تا بعضی از فرض های تئوری نمایندگی ، مورد تجدید نظر قرار گیرند. مشکلات نمایندگی بین مدیران و سهامداران در سراسر جهان وجود دارد و دولت ها با تهیه اسناد سیاسی و قوانین حاکمیت شرکتی ، با سرعتی شگفت آور در این کار دخالت می کنند.
فرض های مربوط به مالک (سهامدار)
مالک (سهامدار) به دنبال رسیدن به بیشترین نفع شخصی خود و مطلوبیت مورد انتظار (سود …) می باشد.
سهامدار با خرید سهم ، در ریسک شرکت با سایر سهامداران شریک می شود. بنابراین در ریسک تنوع ایجاد می کند. پس از نظر رفتاری ، بی تفاوت نسبت به ریسک می باشد.
سهامدار قدرت محاسباتی و پیش بینی آینده و دریافت اطلاع از نماینده و سیستم حسابداری یا نمایندگی را دارد و براساس اطلاعات قابل ملاحظه یا قابل بررسی با نماینده ، قرارداد منعقد کند و پرداخت به نماینده ، براساس این اطلاعات می باشد.
(دکتر محمد نمازی ، مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز).
فرض های مربوط به نماینده (مدیر). (دکتر محمد نمازی ، مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز):
مدیر نیز به دنبال نفع شخصی خود – رسیدن به بالاترین مطلوبیت مورد انتظار (حقوق و دستمزد) می باشد. منافع شخصی مدیر ، نه تنها مالی است بلکه شامل موارد غیرمالی از قبیل فرصت استراحت ، دفتر کار زیبا ، عضویت در سازمان های معتبر و … نیز می گردد.
مدیر شخصی ریسک گریز است ، یعنی ثروت بیشتر را به کمتر ترجیح می دهد. اما هنگامی که ثروت افزایش پیدا می کند ، مطلوبیت مورد انتظار (پولی و غیر پولی) وی کاهش می یابد.
مدیر اصولاً فردی عقلانی است. از یک طرف می داند سعی و کوشش وی منجر به افزایش ارزش شرکت می شود. پس باید اعمال کند. اما از طرف دیگر ، بر اثر کار کردن خسته می شود و تمایل به کارگریزی دارد. این تمایل را در اصطلاح ، تئوری نمایندگی از زیر کار شانه خالی کردن می نامند.
مدیر منطقی است. یعنی با وجود موارد بالا انتظار می رود در راستای منافع سهامدار تصمیم گیری و اقدام نیز کند.
مدیر مانند سهامدار ، قدرت محاسباتی و پیش بینی آینده را دارد و می تواند اطلاعات موجود را که شامل اطلاعات حسابداری نیز می گردد ، پردازش کند و به نفع نمایندگی به کار برد.
زیر بنای حاکمیت شرکتی مبتنی بر تئوری نمایندگی که مجموعه ای از قراردادها ما بین ریسک پذیران (یعنی سهامداران) و مدیران بنگاه های اقتصادی می باشد. بعبارت بهتر تأمین بازده مطلوب و ارزش ماندگار برای بنگاه اقتصادی از وظایف مدیران و پرداخت پاداش و حق الزحمه از تعهدات سهامداران می باشد. در واقع زیربنای مذکور مبتنی بر یک دیدگاه محدود از تئوری نمایندگی می باشد در صورتیکه در دیدگاهی گسترده تر علاوه بر سهامداران طیف وسیعی از ذینفعان از جمله هیأت مدیره ، مدیران ارشد اجرائی ، کارکنان ، فروشندگان ، مشتریان ، حسابرسان ، حسابداران ، تحلیل گران مالی ، کارگزاران بورس ، بانکداران و اعتبار دهندگان ، نهادهای اجتماعی، وکلای حقوقی ، قضات و جامعه را در بر می گیرد. بنابراین حاکمیت شرکتی را می توان در تعریف محدود آن ، رابطه شرکت با سهامداران و در تعریف گسترده آن ، رابطه شرکت با جامعه دانست.

مشکلات نمایندگی
مشکل مربوط به نمایندگی ، وجود تضاد منافع بین سهامدار و مدیر است یعنی سهامدار به دنبال رسیدن به بالاترین مرحله ارزش سرمایه گذاری است و مدیر نیز در وهله اول به دنبال افزایش ثروت خود می باشد.
مشکل نمایندگی، مربوط به ناتوانی سهامدار، در ملاحظه اقدام و عملیات مدیر است. (جنسن 1998)، هلمسترم 1979) سهامدار نمی تواند اقدامات مدیر را به طور روزانه دنبال کند تا مطمئن شود که آیا تصمیم گیری های مدیر ، منطبق با منافع سهامدار است یا خیر. سهامدار فاقد اطلاعات لازم در خصوص عملیات مدیر است این حالت را در اصطلاح تئوری نمایندگی عدم تقارن اطلاعات می نامند.
مشکل نمایندگی، به اصطلاح ، اثرات انتخاب نا مطلوب می باشد. (جید سد ال 1981) مدیر به نحوی رفتار نماید تا اطلاعات نادرست و یا غیر کامل به سهامدار منتقل نماید.
مشکل نمایندگی، در اصطلاح خطر اخلاقی نام گرفته است (بیمن 1990، 1982) این مشکل وقتی به وجود می آید که نماینده، طبق نفع شخصی خود ، انگیزه پیدا می کند تا از شرایط قرارداد منعقد شده خارج شود.
مشکل مربوط به نمایندگی، این است که قرارداد بین سهامدار و مدیر ، در شرایط عدم اطمینان نسبت به حالات طبیعی آینده منعقد می گردد در متن تئوری نمایندگی، این اتفاق ها به دو گروه عوامل غیر قابل کنترل و عوامل قابل کنترل طبقه بندی می شو
ند. اگر مدیر ریسک گریز باشد، به طور طبیعی، تمایل دارد که دست کم قسمتی از ریسک مربوط به عوامل غیر قابل کنترل را به مالک انتقال دهد(دکتر محمد نمازی، مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز).
به طور خلاصه، برخی از روش های مستقیم که از طریق آنها سهامداران می توانند مدیران را کنترل و به حل و فصل تضادها کمک کنند به شرح ذیل است:
حق رأی سهامداران در مجامع عمومی که بر نحوه اداره شرکت تأثیر می گذارند. حق رأی مذکور بخش با اهمیتی از دارایی های مالی سهامدار است و یکی از موارد استفاده از حق مذکور ، رأی به تغییر مدیران است.
قرارداد فی ما بین سهامداران و مدیران نیز یکی از راهکارهاست ، گر چه با اصلاح و بهبود حاکمیت شرکتی ، مناسبت خود را از دست می دهد.
راهکار نهایی راه حل خروج است. واضح است خروج سهامدار اصلی موجب نگرانی فعالان بازار سرمایه می شود و در پی آن سهامداران بیشتری نگران افت شدید قیمت شده و با فروش سهام خود کاهش شدید قیمت سهام را موجب خواهند شد در نتیج منافع مدیران تحت تأثیر قرار می گیرد.
از جمله موارد دیگر پاسخ به این سوال مهم که سهامداران چگونه می توانند مدیریت را کنترل کنند با این فرض که تأیید عملکرد کار گزار برای کار گمار مشکل و پیچیده است ؟ با توجه به بررسی های انجام شده می توان حسابرس مستقل را بعنوان یکی از با اهمیت ترین و مؤثرترین روشها نام برد.
2-1-9 دیدگاه های مختلف درباره ی ارزش
تعریف ارزش از دیدگاه ها و جنبه های متضادی قابل بررسی است، که از جمله ان می توان به ارزش ذاتی، ارزش ویژه ارزش منصفانه، و ارزش انحلال اشاره کرد. در ادامه به شرح هر یک از این موارد می پردازیم.
2-1-9-1 ارزش ذاتی2 (intrinsic value)
دقت پیش بینی تحلیل گران ، عامل اصلی موفقیت سرمایه گذارانی است. برای موفقیت یک استراتژی فعال مدیریت پر تفوی ، پیش بینی مدیر پر تفوی ، باید به طور متوسط درست بوده و با پیش بینی های مورد توافق بازار متفاوت باشد. تنها با در دست داشتن پیش بینی دقیق و به کار بردن مدل های ارزش گذاری مناسب ، تحلیل گر می تواند ارزش ذاتی را برآورد کند. ارزش ذاتی یک دارایی برابر است با ارزش ان ، با فرض داشتن تمام مشخصات سرمایه ای آن دارایی است (بخشیانی و راعی 1387).
ارزش گذاری بخش تفکیک نا پذیر تلاش مدیر پر تفوی ، برای تولید بازده افزوده است. بازده افزوده ، به تفاوت بازده دارایی در صورت نگه داری آن با میزان بازده مورد درخواست بازار با توجه به ریسک آن دارایی گفته می شود. به عبارتی دیگر بازده افزوده، آلفا هم نامیده می شود. مدیر پر تفوی سعی می کند با برآورد دقیق ارزش ذاتی آلفای مثبت تولید کند. گفتنی است که هر گونه تفاوت قیمت دارایی با ارزش ذاتی برآورد شده ی آن، توسط تحلیل گر به عنوان قیمت گذاری نا مناسب تفسیر می شود. مدیر پر تفوی انتظار دارد ، در بلند مدت ، قیمت دارایی به ارزش ذاتی آن نزدیک شده و در نتیجه بازده افزوده محقق شود. در این تحقیق بین ارزش ذاتی و قیمت یک دارایی که از این پس ما آن را ارزش می نامیم تمایز قائل می شویم ، چرا که برخی محققان معتقدند که در بلند مدت قیمت دارایی به سمت ارزش آن همگرا می گردد، اما در کوتاه مدت قیمت گذاری نا مناسب و نادرست امکان پذیر است و این دیدگاه با مفهوم سنتی کارایی بازار که ادعا می کنند قیمت دارایی بهترین برآورد ارزش آن است ، سازگار نیست (بخشیانی و راعی ، 1387).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد دربارهدرمان راه حل محور، سلامت روان

2-1-9-2 ارزش دایر2
ارزش دایر بیان کننده ی ارزش واحد تجاری است با فرض آنکه آن واحد تجاری در آینده ی قابل پیش بینی به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
2-1-9-3 ارزش انحلال2
ارزش فروش دارایی های واحد تجاری به طور مجزا است. ارزش انحلال شرکتی که سابقه ی طولانی زیان دهی در دوره ی مالی اخیر داشته باشد احتمالاً از ارزش دایر آن بیشتر است.
2-1-9-4 ارزش منصفانه3
قیمت معامله یک دارایی است که در شرایطی که نه فروشنده و نه خریدار اجبار یا اضطراری برای فروش یا خرید خود نداشته باشند و هر طرف با آگاهی کامل از ویژگی دارایی مورد معامله و شرایط حاکم بر آن دارایی در بازار اقدام به انجام معامله کنند (محسن سهرابی ، 1385).
2-1-10 انواع مدل های ارزش گذاری
مدل های ارزش گذاری به دو گروه کلی تقسیم می شوند ، مدل های مطلق ارزش گذاری و مدل های نسبی ارزش گذاری.

2-1-10-1 مدل های مطلق ارزش گذاری
مدل های مطلق ارزش گذاری ما را قادر می سازند تا بتوانیم ارزش ذاتی دارایی را برآورد کنیم این نوع مدل یک تخمین نقطه ای از ارزش دارایی ها به ما ارائه می دهند.
براساس مدل های مطلق ارزش گذاری ، ارزش یک دارایی به بازده حاصل از آن در طول مدت نگه داری دارایی بستگی دارد. مدل های ارزش فعلی جریان نقدیب (DCF) از جمله مدل های ارزش گذاری مطلق می باشد (تلنگی و راعی ، 1389).
براساس مدل های ارزش فعلی جریان های نقدی ، ارزش یک دارایی برابر با تنزیل جریان نقدی مورد انتظار حاصل از دارایی است. در مورد سهام شرکت ها ، جریان نقدی را می توان سود سهام پرداختی دانست. گونه ای از مدل ها تنزیل جریان نقدی مورد انتظار را سود سهام پرداختی در نظر می گیردو به مدل های تنزیل جریان های نقدی عملیاتی مشهورند. دیگر جریان نقدی مورد استفاده در مدل های تنزیل جریان نقدی ، جریان نقدی آزاد و سود باقیمانده می باشد. جریان نقدی آزاد براساس جریان نقدی عملیاتی و با در نظر سرمایه گذاری لازم در دارایی ثابت برای دایر نگه داشتن شرکت تعریف می شود مدل جریان نقدی آزاد سهامداران که به اختصار آن را FCFF می نامند براساس جریان نقدی آزا
د تعریف می شود (بخشیانی و راعی ، 1387).
دو عامل قطعیت جریان نقدی آتی شرکت و نیز نرخ تنزیل مناسب ، کاربرد مدل ارزش فعلی جریان های نقدی را برای ارزش گذاری سهام شرکت ها پیچیده می سازد. تحلیل گران مالی ، باید جریان نقدی آتی شرکت را با بکارگیری تحلیل اقتصادی صنعت و در نهایت تحلیل استراتژی شرکت برآورد کنند ، این فرایند پیچیده بوده و دقت آن بستگی به دقت فرض تحلیل گر داشته است. عامل دیگر که برآورد جریان نقدی را با عدم قطعیت رو به رو می کند ، عدم انقضای سهام شرکت است که ایجاب می کند جریان نقدی سهام شرکت برای مدت بسیار برآورد شود.
نرخ تنزیل مناسب برای کاربرد در مدل های ارزش فعلی جریان های نقدی ، بستگی به سطح نرخ بهره و درجه ی ریسک سهام دارد. اگر چه مدل های مختلفی برای تخمین نرخ تنزیل مناسب در دسترس می باشد، اما کاربرد این مدل در عمل با پیچیدگی های بسیاری همراه است (داموداران ، 1388).
حال به تشریح دو مدل مشهور ارزشیابی که در

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید