ساکین، 1999؛ بدلی، 2003؛ پوستما و کولک، 1993)، منعکس شده است. همچنین با نظر باجاج (2007) مبنی بر اینکه در اختلال لکنت، نقش مدار واجی حافظهی فعال مشهودتر است، همسو میباشد. با نتایج مروری مطالعهی منصوری و تهیدست (1391) نیز همخوانی دارد که نشان دادهاند، کودکان مبتلا به لکنت نسبت به کودکان بهنجار، مهارتهای پردازش زبانی ضعیفتری در حیطهی حافظهی فعال دارند.
در مورد مقایسهی حافظهی فعال گروه مبتلا به لکنت با دو گروه دیگر تبیین شفافی وجود دارد زیرا، حافظهی فعال گروه مبتلا به لکنت تفاوتی با گروه مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی ندارد و در مقابل با گروه بهنجار متفاوت است؛ این یافته همسو است با مطالعهی امیر و بومیا (2011) و ویسو-پترا و همکاران (2011)، مبنی بر اینکه بهطور کلی گنجایش حافظهی فعال در ارتباط با اضطراب کاهش مییابد و همچنین همسو است با یافتهی بیرد و همکاران (2012) که نشان دادند بزرگسالان مبتلا به لکنت، حافظهی فعال ضعیف تری نسبت به افراد بهنجار دارند. از طرف دیگر از این جهت تبیین شفافی برای آن وجود دارد که با نظریهی کارآمدی پردازش آیزنک و کالو (1992)، همخوان است. نظریهی کارآمدی پردازش ادعا میکند، تداخل اضطراب با عملکرد شناختی از طریق محصور کردن منابع اندوزش و پردازش نظام حافظهی فعال صورت میپذیرد. اضطراب، تولید نگرانی و افکار مزاحم میکند که بر سر تصاحب منابع حافظهی فعال به رقابت و کشمکش با منابع شناختی میپردازند (آیزنک و کالو، 1992). از آنجاییکه نگرانی و افکار مزاحم به صورت کلامی بازنمایی میشوند، بنابرین بیشتر توسط حلقهی واج شناختی و اجرایی مرکزی پردازش میشوند، اما این افکار بر منابع صفحهی دیداری-فضایی اثری ندارند (رپ، 1993).
در مجموع تا اینجا میتوان گفت، با اینکه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گروه مبتلا به لکنت، با گروه مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی تفاوتی نشان نداد، حافظهی واجی آنها متفاوت از آنها شد و بهعبارتی ضعیفتر؛ که بیانگر اختصاصی بودن نقش حافظهی واجی در اختلال لکنت است.
توجه متمرکز برخود، لکنت و اختلال اضطراب اجتماعی:
پژوهش حاضر نشان داد توجه متمرکز بر خود بزرگسالان مبتلا به لکنت، متفاوت از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است و با افراد بهنجار تفاوتی ندارد. بهطوریکه گروه مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی دارای بالاترین میانگین توجه متمرکز درونی و گروه بهنجار دارای پایین‌ترین میانگین است.
با مشخص شدن نتیجهی تحقیق حاضر مبنی بر اینکه بزرگسالان مبتلا به لکنت در توجه متمرکز برخود با افراد بهنجار تفاوتی ندارند، این فرضیهی جدید شکل میگیرد که ممکن است بزرگسالان مبتلا به لکنت نسبت به کودکان مبتلا به لکنت، در انعطاف پذیری کنترل توجه و تغییر توجه توانمندتر شدهاند و رشدیافتهتر و پختهتر عمل میکنند. چرا که کاراس و همکاران (2006) دریافتند کودکان مبتلا به لکنت از توانایی کمتری برای انعطاف پذیری کنترل توجهشان و تغییر توجه زمانیکه نیاز به تغییر آن است، برخوردارند (به نقل از کفالیانوس، 2012).
با وجودیکه در تحقیقات گذشته ذکر شده است که، بزرگسالان مبتلا به لکنت، اضطراب، شرمندگی و اجتناب از موقعیتهای اجتماعی را بهطور فراوانی تجربه میکنند (ال وراچ و راپی، 2013) و ممکن است اضطراب آنان به موقعیتهای اجتماعی یا عملکردی محدود شده باشد (مسنجر و همکاران، 2004؛ منزیس، 1999)، با اینحال طبق یافتهی تحقیق حاضر، آنان مانند افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی نیستند که در توجه متمرکز بر خود با افراد بهنجار تفاوت دارند. بنابرین این امر نشان از صحت گفتهی سوپر و استوپا (2002) دارد که در مقالهای مروری دربارهی تمرکز برخود در هراس اجتماعی و اضطراب اجتماعی، بیان میکنند “با اینکه بهوضوح برخی شواهد بر این اشاره دارند که اضطراب، تفکر و عملکرد میتواند تحت تاثیر تمرکز برخود در برخی موقعیتها قرار بگیرد، شواهد متناقض است و مطالعاتی وجود دارد که ارتباط مستقیم کمتری را نشان داده است. بسیاری از مطالعاتی که نقد شدهاند، همبستگی را میسنجند و بنابرین امکان در نظرگرفتن نقشی علّی برای تمرکز برخود وجود ندارد.”
توجه مداوم، لکنت و اختلال اضطراب اجتماعی:
پژوهش حاضر نشان داد توجه مداوم بزرگسالان مبتلا به لکنت، متفاوت از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی و افراد بهنجار است. بهطوریکه گروه مبتلا به لکنت دارای بیشترین خطا، یعنی توجه مداوم پایینتر و گروه مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی دارای کمترین خطا، یعنی توجه مداوم بالاتر هستند. البته گروه مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی در توجه مداوم تفاوت معناداری با گروه بهنجار ندارد.
الیمان و همکاران (1997)، به این نتیجه رسیدند که عملکرد در توجه مداوم، بهوسیلهی تفاوتهای فردی در اضطراب تنظیم میشود. از طرفی افراد مبتلا به لکنت، اضطراب و استرس بیشتری نسبت به افراد بهنجار تجربه میکنند (ال وراچ و همکاران، 2014؛ بلود، ورتز، بنت و سیمپسون، 1997)، بر پایهی این یافتهها این انتظار وجود دارد که گروه دارای لکنت نسبت به افراد بهنجار، توجه مداوم متفاوت و در واقع پایینتری داشته باشند. یافتهی پژوهش حاضر این انتظار را تائید میکند، بنابرین موافق و همسو با یافتههای تحقیقاتی ذکر شده است.
گرچه طبق یافتهی دیگر پژوهش حاضر، توجه مداوم بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی تفاوتی با افراد بهنجار ندارد و این یافته با نتیجهی مطالعاتی الیمان و همکارانش (1997) همخوانی ندارد. این عدم همخوانی، یا لز
وم تکرار این پژوهش را نشان میدهد و یا ضرورت پرداختن به تبیینهای جایگزین.
در پایان میتوان گفت همانطور که کودکانی با آسیب ویژهی زبانی، اختلال خواندن و اختلال سرعت گفتار محدودیتهایی را در توجه مداوم بروز میدهند (مورفی و همکاران، 2014)، یافتهی پژوهش حاضر نشان داد که بزرگسالان مبتلا به لکنت نیز در توجه مداوم محدودیت دارند.
۵-2. محدودیتهای تحقیق
در دسترس بودن نمونهی پژوهش، یکی از محدودیتهاست. نمونههای مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی به دلیل ویژگی اجتنابی که داشتند برای دعوت به پژوهش یا پاسخگو تلفن نبودند یا اینکه برای شرکت در پژوهش طفره میرفتند. از طرفی تعداد مراجعهی آنها به مراکز درمانی نادر است و از طرفی بدلیل حافظهی ضعیفی که

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه دربارهاضطراب اجتماعی، اختلال اضطراب اجتماعی، افراد مبتلا، نظم جویی

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید