گفتم: بله. گفت: این نکبت داره، صدای شیطان‎ِ … و از این حرف هایی که می شد نصیحت کرد (همان)
اخوان در سال 1329 با ایران (خدیجه) اخوان ثالث، دختر عمویش ازدواج نمود. حاصل این ازدواج سه دختر به نام های لاله، لولی، تنسگل و سه پسر به نام های توس، زردشت و مزدک علی می‌باشد. از حوادث دلخراش دوره زندگی اخوان می‌توان مرگ دو فرزندش را نام برد (www.forum.98ia.com)
2 ـ 1 ـ 2 ـ رفتن مهدی اخوان ثالث به زندان
از تولد مهدی اخوان ثالث نگذشته بود که پدرش فوت کرد و در سال 1353 دختر اولش لاله در رودخانهء کرج غرق گردید، این دو واقعه ضربهء سختی بر او وارد کرد. از دیگر رویدادهای زندگی مهدی اخوان ثالث، حوادث پیش از انقلاب و قرارگرفتن وی در صفِ مخالفین رژیم بود. پس از کودتای 28 مرداد سال 32، ایران چهرهء دیگری به‌خود گرفت و نظام سیاسی- فرهنگی جامعهء آن‌زمان به‌کلی دگرگون شد. اخوان نیز مانند بسیاری از اهل قلم، دستگیر و روانهء زندان شد. او در این زمان از امضای تعهدنامه جهت آزادی از زندان امتناع کرد و ناگزیر چند ماه در زندان ماند؛ اخوان در شعر ِ «نادر یا اسکندر» لحظه‌ای تصور می‌کند که مادرش به دیدار او می‌رود و از او می‌خواهد که با امضای تعهدنامه از زندان آزاد شود اما اخوان نمی‌پذیرد (وبلاگ اشعار کامل شاعران/ www.moraffah.blogfa.com/cat))
مهدی اخوان ثالث در سرودن شعر به سبک کلاسیک در قصیده سرایی (به شیوه اساتید کهن خراسان و خاصه منوچهری) و غزلسرایی (ارغنون از جمله فعالیت‌های این دوره اوست) و نیز به سبک نو (به شیوه نیما ، مانند مجموعه زمستان) طبع آزمایی کرد.
مهدی اخوان ثالث (م. امید) در سال 1306 یا 1307 خورشیدی در توس (مشهد) به دنیا آمد. پدرش عطار طبیب و مادرش خانه دار بودند. علی اخوان ثالث پدر امیّد دکه عطاری و دوافروشی و طبابت قدیمی داشته و علاقه مند به اشعار فردوسی و سعدی و حافظ بوده با این همه «امیّد» بیش از شاعری به موسیقی دلبستگی پیدا می کند و پنهان از پدر به تار زدن و مشق موسیقی می پردازد و با برخی از دستگاه های آن: ماهور، همایون، ترک، افشاری… آشنا می شود. علی اخوان از کار پسر آگاه می گردد و چون باور داشته «موسیقی نکبت می آورد» و موسیقی دان ها، شوربخت می شوند، به او اندرز می گوید که «من از موسیقی لذّت می برم… وقتی پنجه ای تار شیرین یا کمانچه پر سوز و شور می شنوم هوش از سرم می پرد ولی از لحاظ مصلحت زندگانی راضی نیستم تو گرفتار این هنر نکبت بشوی» و پس او را به مشاهده «فارابی» موسیقی دان شوریده و مُعتاد و دوره گرد مشهد می برد تا عبرت گیرد و دیگر دنبال موسیقی نرود. فارابی می گوید: «پدرش با ناکامی در گوشه ویرانه ای در یکی از کوی های جنوبی مشهد جان داده و تنها میراثش همین تار دسته صدفی کوچک است…» (براهنی، مجله کلک، شماره6، ص 54 تا 56).
2 ـ 1 ـ 3 ـ شوق موسیقی
شوق موسیقی در مهدی اخوان به تدریج جایش را به اشتیاق به شعر و سخن می دهد و او به شعر سرائی روی می آورد، شعر هائی که سروده روی کاغذهای کوچک می نویسد و در لای کتاب های پدر می گذارد تا او بخواند و از «هنر فرزند» آگاه شود (زیرا رویش نمی شده قضایا را بطور صریح به پدر بروز بدهد.(سرانجام علی اخوان در می یابد که مهدی، به شعر سرائی روی آورده اشعارش را نزد دوست خود افتخار مسنن، افتخار الحکمای شاهرودی دندانساز، از فضلای مشهد می برد. افتخار از این شعرها خوشش می آید و یک جلد «مسالک المحسنین» طلاب زاده به شاعر جایزه می دهد و به این ترتیب مهدی اخوان در خط شعر سرائی می افتد. (دستغیب، 1373: 7)
2 ـ 1 ـ 4 ـ کار سوهان کشی و ارّه کشی
مهدی پس از آموزش ابتدائی وارد هنرستان صنعتی مشهد می شود و از کار سوهان کشی و ارّه کشی و آهنگری سر در می آورد. در این زمان پدر به او می گوید «حالا دیگر خودت باید بروی نانت را در بیاوری» و او نا چار به تهران می آید و معلّم می شود. محل خدمت او در کریم آباد و رامین بوده. مدرسه آن جا در اثر اختلاف دو ایل «شصتی» و «هداوند» وضع بدی داشته و اخوان به راهنمائی پیرمردی با تجربه- که در جوانی آجودان لاهوتی شاعر و افسر ژاندارمری بوده- با کد خدامنشی اختلاف محلی را از میان بر می دارد و به کار مدرسه سروسامانی می دهد. (دستغیب، 1373: 7)
2 ـ 1 ـ 5 ـ نبرد های اجتماعی
با اوج گیری مبارزه های ملی و چپ در 1328، مهدی اخوان وارد نبرد های اجتماعی می شود و در نتیجه به زندان می افتد و به کاشان تبعید می شود. اشعار این دوره او که جنبه رئالیسم حزبی دارد بیشتر در روزنامه ها و مجلّه های چپ به چاپ رسیده است. در این دوره او و شاملوو کسرائی (کولی) و ابتهاج (سایه) و شاهرودی (آینده)و خود نیما… در جبهه های حزبی فعالیّت دارند و در 1331 به پیوندگان راه صلح می پیوندند. امیّد به واسطه شعری که درباره مبارزه های صلح طلبانه سروده به دست یابی به جائزه شعر صلح توفیق می یابد (همان)
در اثر کودتای مرداد 1332 امید و نیما و دیگران به زندان می افتند. بعضی زندانیان توبه نامه کذائی را می نویسند و از زندان آزاد می شوند ولی امید مقاومت می کند و یک سالی در زندان قصر و قزل قلعه می ماند. پس از رهائی از زندان، مدتی به کار روزنامه نویسی می پردازد و همزمان با آن در رادیو و برخی مؤسسه های فرهنگی از جمله «سازمان فیلم» ابراهیم گلستان بکار می پردازد. او مدتی نیز به خوزستان می رود و برنامه ادبی تلویزیون اهواز را به راه می اندازد.(بین سال های 50 تا 1355 برنامه «دریچه ای بر باغ پر درخت» به کارگردانی پور خمامی) (مقاله علیرضا حیدری در مجله دنیای سخن، شماره34:
57).
2 ـ 1 ـ 6 ـ زندان قصر
اخوان در 1345 در اثر منازعه ای خصوصی به زندان قصر می افتد و نه ماه در زندان می ماند. بعضی از دوستان اخوان و حتی خود او خواسته اند به این زندانی شدن رنگی سیاسی بدهند امّا چنین چیزی درست نبوده است، در مثل ابراهیم گلستان نوشته است که اخوان در دادگاه به جای ابراز پشیمانی و انکار «حمله برد بر محدودیت های ضد نفس [سرشت] و آزادی و هم چنین حمله بر انواع مالکیت ها، که حرفه و در آمد قاضی ها و موجودیّت قضا و قانون و دادگاه یکسر به آن ها بستگی دارد. قاضی اوّل کوشیده بود که جدّی نگیرد و از خر شیطان او را پائین بیاورد، امّا همان مقدّمات صبحگاهی مبسوط کار خود را کرد، شاعر را وادار کرد دور بردارد. دور هم برداشت تا حدّی که قاضی عاجز شد او را محکوم کرد به زندان به حدّاقل ممکن زندان، هر چند مفهوم زندان حدّاقل برنمی دارد. قاضی در دست قانون بود.» (مقاله علیرضا حیدری در مجلهدنیای سخن، شماره34، مهر69: 48).
ممکن است اخوان در دادگاه دادگستری آن روزها سخنانی از آن دست گفته باشد امّا این هیچ ربطی به مسائل سیاسی نداشته است و البته دوستان شاعر هم پا در میانی ها کرده بودند که دادگاه با اخوان نرم بر خورد کند و کرده بوده است چه در همین نوشته گلستان می خوانیم «قاضی، اخوان را به حدّاقل ممکن زندان» محکوم می کند، بهر حال ماجرا هر چه بوده از لحاظ شعر اخوان اهمیّتی دارد زیرا دفترهای «پائیز در زندان (1348) و زندگی می گوید (1357) یادگیری از این ایّام زندان اوست (دستغیب، 1373: 8).
2 ـ 1 ـ 7 ـ فرزندان اخوان
در باره اخوان نوشته اند که «زندگانی را دوست می داشت، فرزندانش را نیز، سعید، مرتضی، زرشت، مزدک، لولی و لیلی نام فرزندان اوست. لیلی همراه نامزدش در سدّ کرج غرق شدند و این ضربه بزرگی به روح حسّاس اخوان وارد آورد (در شعری می گوید: بهار آمد پریشان باغ من افسرده بود اما به جو باز آمد آب رفته ماهی مرده بود اما. )
اخوان خودش را نیز دوست می داشت. در گرمای طاقت سوز خوزستان شال به کمر می بست که سرما نخورد یا کمر درد نگیرد… بچه ها را نیز وادار می کرد که حتماً شال ببندند» (روزنامه خبر، چاپ شیراز، شماره 2608، دوم مهرماه 1369ش).
2 ـ 1 ـ 8 ـ ثبت وقایع در شعر
اخوان از شاعرانی است که بسیاری از دشواری های شخصی و خانوادگی شان را در آثار و یادداشت های خود، ثبت کرده اند. از توضیح ها و حاشیه نویسی های اشعار بر می آید که مردی صمیمی و بی شیله پیله بوده است. البته گاهی در این یادداشت ها به بیان باورهای خود (درویشی، قلندری، باستان گرائی…) نیز می پردازد و از شعر شاملو و نادرپور و دیگران انتقاد می کند که بهر حال از اعتباری یکسان بر خوردار نیست از سوی دیگر در زمینه شعر گاهی غث و ثمین را بهم می آمیخت یا به شیوه ای عجیب با اندیشه های شاعران کم اهمیت قدیم هماهنگی نشان می داد امّا روی هم رفته نوجو و نوآور بود. گاهی هم می زد زیر آوازه و عجیب اینکه صدای زیبائی داشت با موسیقی آشنا بود، ساز می زد و خوب هم می زد امّا در این زمینه ادّعائی نداشت و مانند بیشتر هنرمندان دلسوخته پیوسته از وضع نابسامان مادّی در رنج بسر می برد. شاید هم خودش این طور زندگانی را دوست می داشت… روزی در خرابه های کاخ آپادانا در شوش وقتی از کنار گاو سرها و سرستون ها رد می شده به دوستی رو می کند و می گوید: عزیز جان، دست تولاغرتر است، بکن جوف سنگ ها ببین این شاهان، چکی، سفته ای، براتی برای ما جا نگذاشته اند تا از این فلاکت نجات یابیم؟». (دستغیب، 1373: 8 )
2 ـ 1 ـ 9 ـ سفر به کشورهای اروپایی
اخوان مدّت کوتاهی پیش از در گذشتش (چهارم شهریور 1369) برای شعر خوانی به آلمان سفر کرد و سپس به انگلستان رفت و آن گاه به ایران بازگشت و این تنها سفر شاعر به خارج از ایران بود. او در سفر و حضر خوش سخن و نقّال بود. «بهترین نقّال. نقّال که چشم دیدن و زبان گفتن داشت… با دید پرده پس زن بینای پشت چهره ها و چیزها بی آنکه دزد دیده های دیگران باشد. نقّالی که جزءهای اصلی حال و هوای جهان را جز به چشم خود نمی دید، با زبان زیرک و زبل و بر گزیننده و گاه بازیگر، گزنده و شوخ. گاه کمی هم پرت امّا پیوسته پاک». (مقاله علیرضا حیدری در مجله، دنیای سخن، همان، شماره 46)
2 ـ 1 ـ 10 ـ شعر حماسی
مهارت اخوان در شعر حماسی است. او درونمایه‌های حماسی را در شعرش به کار می‌گیرد و جنبه‌هایی از این درونمایه‌ها را به استعاره و نماد مزین می‌کند.
به گفته برخی از منتقدان، تصویری که از م. امید در ذهن بسیاری به جا مانده این است که او از نظر شعری به نوعی نبوت و پیام‌آوری روی آورده ـ(تعریف شعر از نظر اخوان: شعر محصول بیتابی انسان در لحظاتی است که در پرتو شعور نبوت قرار می‌گیرد)ـ و از نظر عقیدتی آمیزه‌ای از تاریخ ایران باستان و آراء عدالت‌خواهانه پدید آورده‌است و در این راه گاه ایران‌دوستی او جنبه نژادپرستانه پیدا کرده‌است. (ابوالحسنی، 1391).
اما اخوان این موضوع را قبول نداشت و در این باره گفته‌است: «من به گذشته و تاریخ ایران نظر دارم. من عقده عدالت دارم، هر کس قافیه را می‌شناسد، عقده عدالت دارد، قافیه دو کفه ترازو است که خواستار عدل است…. گهگاه فریادی و خشمی نیز داشته‌ام.» (اخوان‌ثالث، م.، آخر شاهنامه، تهران 1363).
شعرهای اخوان در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ شمسی روزنه هنری تحولات فکری و اجتماعی زمان بود و بسیاری از جوانان روشنفکر و هنرمند آن روزگار با شعرهای او به نگرش تازه‌ای از زندگی رسیدند. مهدی اخوان ثالث بر شاعران معاصر ایرانی
تأثیری عمیق دارد. هنر اخوان در ترکیب شعر کهن و سبک نیمایی و سوگ او بر گذشته مجموعه‌ای به وجود آورد که خاص او بود و اثری عمیق در هم‌نسلان او و نسل‌های بعد گذاشت.
2 ـ 2 ـ علل گرایش مهدی اخوان به شعر
مهدی اخوان درباره روی آوردنش به شعر می گوید: «آنچه مرا در ابتدا به شعر کشاند، یک مقدار ناتوانی بود.» به این معنا که وی چون عاشق بود، برای بیان مافی الضمیر خویش به اشعار و ابیات دیگران متوسل می شد ولی این او را قانع نمی کرد و در عوالم بچگی خود می دیده «آدم نمی تواند حرف خویش را از زبان دیگران بگوید. مثل لال ها و گنگ ها و یک کلام از این و یک کلام از آن» به همین دلیل می گوید: «افتادم به خط شعر و این دنیای معنوی را برای خودم کشف کردم… یک وقت دیدم به کلی دارم برای

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع مقاله با موضوعدرمان راه حل محور، سلامت روان
دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید