ب پنجاهگانه به کار میبرد همان شیوهی واعظان و مذکّران گذشته است . پس از توضیحات کوتاهی در موارد مختلف شواهدی از شعر شاعران را برای اثبات مطلب خود میآورد . با بررسی برخی مآخذ شعری ، بیشتر اشعار استفاده شده پس از اشعار خود (مصنّف)، از آن حدیقهی حکیم سنایی غزنوی است که با عنوان حدیقه ، حدیقه الارواح ، حکیم سنایی و یا حکیم از او نام می برد و گاهی هم بدون ذکر نام به اشعار او استشهاد میکند . در اشعاری هم که از خود ذکر کرده «ابن هدایت» را در بیت آخر به عنوان تخلص شعری ذکر کرده است . از دیگر شاعرانی چون حافظ ، سعدی ، کمال خجندی، برادر مصنّف (بدون نام)، عطّار ، مولوی ، ابن یمین فریومدی و جامی هم استفاده شده است . این اندازه شواهد شعری از دیوانهای فارسی حکایت از اشراف کم نظیر ملا ابوبکر بر شعر فارسی دارد. اگرچه پرداخت کتاب و تعاریف و بسیاری مباحث دیگر را عیناً از کتاب رسالهی قشیریهی امام ابوالقاسم قشیری گرفته ، اما در برخی جاها نیز ، از آثار امام محمد غزّالی با نام حجت الاسلام استفاده کرده است. (احمدی، 1391: 9-10).
خلّاقیتی که مصنّف در نوشتن سراج الطّریق به کار برده این است که سعی کرده محتوای کتاب بسیار مفصّل رسالهی قشیریه را در صفحات اندکی به خوانندگان عرضه کند . همچنین استفاده از برخی آثار دیگر ، مثل کیمیای سعادت ، احیاء علوم الدین امام محمد غزالی و نیز استفاده از اشعار نسبتاً فراوان خود مؤلف و شاعران مطرح فارسی زبان لطف دیگری به کتاب سراج الطّریق داده است. به هر صورت هدف مصنّف از نوشتن سراج الطّریق ارائه عرفانی متناسب با شریعت و به دور از اطناب و اسهاب با زبانی ساده و بسیط در صفحات اندک بوده که به خوبی از عهده کار برآمده است .
مصنّف غیر از استفاده از اشعار خود ، در بعضی از بابها داستانی از خود نیز ذکر میکند که لطف خاصّی به کتاب داده است مثلاً در باب غیرت و سماع، و نیز داستان مجوسی را که در باب دعا ذکر میکند داستانی است که مدتهای مدید است سینه به سینه در میان مردم مریوان نقل میشود و نیز آرامگاهی با عنوان قبر درویش که در دامنهی کوه امام مشرف به دریاچهی زریبار است هنوز قراردارد.
درباره این دریاچه از زمـانهای پیشین تا کنون قصّــهها و افسانههایی شـهرت داشته است و میگویند در زمانهای سابق این دریاچه محل شهری آباد و پرثروت و دارای سیصد دروازه و چهارصد مناره بوده است با بازارهای پر متاع و با کنیزکان و زنان ماهر و مردمان توانگر، بر اثر کثرت فساد و عیاشی و ظلم، آب سراسر آن را فراگرفته و همه را در قعر نگاه داشته است و عوام میگویند هنوز هم صدای زنگ شتران و صدای چکشهای بازار مسگران و بهم خوردن ظروف و آلات مسین ایشان در بعضی اوقات به گوش اشخاص وارسته میرسد.( العهده علی الراوی ). ( مکری 46 و 47 ).

2-2-5. زمان و سبب نوشتن سراج الطّریق:
مصنّف سراج الطّریق در سال 984 هـ . ق می نوسید و سبب نوشتن را نیز اینگونه بیان میکند: «چون در سنه اربع و ثمانین و تسعمأه (984) ارباب زمان و اخوان دوران را دیدم که از احوال ارباب قلوب غافل و از مذاق نوشداروی اصحاب سلوک زاهل، لیک فیالجمله دواعی شوق ایشان به بعضی از رموز و اشارات اینطایفه منتهج مینمود گروهی به تمنّا خویش را از زمره ایشان میخواستند، خواستم که چند اوراق از اشارات و اصطلاحات اینطایفه حسب التّسیر موشّح گردانم تا مگر به منشور کلمات (المشایح جنودالله حیث توجّهت افتتحت) قفل بسته دلها را به مفتاح(و عنده مفاتیح الغیب) گشادی پیدا شود و مؤلف را بحکم (اذا مات ابن آدم انقطع عمله الّا عن ثلاث) بهره باشد.» (مصنّف، 1378: 12).
2-2-6. شواهد شعری سراج الطّریق:
از جمله متنهای عرفانی که پس از سنایی از اشعار وی در آن استفاده شده میتوان مرصادالعباد نجم رازی، عوارف المعارف شیخ شهاب الدین عمر سهروردی، مجموعه داستانهای رمزی حکیم اشراق شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی چون: (عقل سرخ، یزدان شناخت، بستان القلوب و رساله فی حقیقه العشق)، مصباح الهدایه عزّالدین محمود کاشانی، شرح شطحیات و عبهر العاشقین روزبهان بقلی شیرازی را نام برد و نیز کتابهای راحه الصدور راوندی، اغراض السیاسه فی اعراض الریاسه از ظهیری سمرقندی، مرزبان نامهی جهانگشای جوینی و نفثه المصدور زیدری نسوی از تأثیر اشعار سنایی به دور نماندهاند . (حسینی،1383: 44-45) و پس از آنها سراج الطّریق مصنّف بیشترین استفاده را از اشعار سنایی برده است.
مصنّف در مجموع از 125بیت از حدیقهی سنایی در سراج الطّریق بهره برده است که در ذیل به یک نمونه اشاره میشود.

نقل از حدیقهی سنایی، باب اول: فی سلوک طریق الاخره:
زاد ایـــن راه چیــست ای عــاقـــل حــق بدیـــدن بریــدن از بــاطـــل
(مصنّف، 1378: 45).
و نیز ر.ج، سراج الطّریق 15، 19، 17، 26، 30، 31، 37، 38، 41، 46، 47 و …
مصنّف در سراج الطّریق از شاعرانی چون: سعدی، حافظ، شیخ محمود شبستری،عطار، نعمت الله ولی، جامی، ابن یمین فریومدی و … ابیاتی را نقل میکند که به ذکر چند نمونه بسنده میکنم.
نقل از منطق الطّیر عطّار:
کفــر کافـــر را دیــــن دینــــدار را ذرّه ورد اســـــــت دل عـــــطار را
(همان: 26).
و نیز ر.ج، سراج الطّریق 22، 26، 44، 49، 51، 70 و …
نقل از غزلیات حافظ:
متاع هر دو جهان پیش عاشقان بجوی که این متاع قلیل است و آن بهای کثیر
(همان: 22).
و نیز ر.ج، سراج الطّریق 44، 45، 54، 58 و …
نقل از باب دوم گلستان سعدی:
ترسم کـه به کعبه نرسی
ای اعـرابی کین ره که تو میروی بترکستان است
(همان: 18).
و نیز ر.ج، سراج الطّریق 27، 34، 60، 113 و …
نقل از مقطّعات ابن یمین فریومدی:
ای دلا گــرچــه در سفر خــطر است کس ســفر بی خـــطر کـجا یــابد
هــــر که پهلــوی تهــی کنــد از کار صــرّه سیــم و زر کــجــا یـــابد
(مصنّف، 1378: 113).
نقل از گلشن راز شبستری:
نشـــانی باز گویـــم از خرابـــــات کــــه (التّوحیدُ اسقاطُ الاضافات)
(همان: 21).
و نیز ر.ج، سراج الطّریق 17، 129 و …
2-2-7. استفاده از آیات قرآنی در سراجالطّریق:
مصنّف علاقهی خاصّی به ترکیب آیههای قرآن دارد: در مقام (من عرف) بر تخت (ارجعی) خلعت (راضیه مرضیه) در او پوشاند در سدره (من عرف) میماند و نفس پیغمبروار به واسطه خطاب (ارجعی) بر رفرف فیض مینشیند. (همان: 40 و41). اشاره به آخر سورهی والفجر: «ارجعی الی ربِّک راضیه مرضیّه».
گر تو خواهی دم زدن از حب ربّ العالمین رو شعار خویش گردان «لا احبّ الافلین»
(همان: 132)
این بیت اشاره میکند به آیهی 76 سورهی انعام که خداوند میفرماید: «فَلمّا جَنَّ علیهِ الَّیلُ رَءا کوکبا قال هذا ربّی فلمّا أفلَ قال لا اُحبُّ الافلین».
در عمل کوش ای برادر تا بیابی از خدا اجر و پاداش محبّت «نعم اجر العاملین»
(همان: 132 – 133)
اشاره به آیهی 74 سورهی زمر که خداوند میفرماید: «و قالوا الحمدُ للهِ الَّذی صَدقَنا وعدَهُ و اورَثنا الارضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الجَنَّهِ حیثُ نشاءُ فَنِعمَ أجرُ العملین».
هدیه جانان بجز جان نیست ( هل من خالق غیره) تا جان به پیش حضرتش سازی نثار
(مصنّف، 1378: 145)
اشاره به آیهی 3 سورهی فاطر «…هل من خالِقٍ غیرُ اللهِ یرزُقُکم مِنَ السَّماءِ و الارض…».
و قفل بسته دلها را به مفتاح ( و عنده مفاتیح الغیب ) گشادی پیدا شود. (همان: 12)
اشاره به آیهی 59 سورهی انعام: «و عندَهُ مفاتحُ الغیب لا یَعلَمُها الّا هو…».
گه به علیین بری ما را چو مهر گه به سجین میبری از روی قهر
(همان: 48 )
اشاره به سورهی مطفّفین آیهی 7 و 18«کلّا انّ کتب الفجّار لفی سجّین وکلّا انّ کتب الابرار لفی علیّین».
و نیز ر.ج، سراج الطّریق 14، 16، 17، 18، 22، 31، 35، 36، 38، 39، 40، 41، 43، 44 و …
2-2-8. استفاده از احادیث نبوی در سراجالطّریق:
مؤلف را به حکم (اذامات ابن آدم انقطع عمله الا عن ثلاث).
رازدار (من عرف) معمار قصر فیض عز اشاره به (من عرف نفسه فقد عرف ربه).
و نیز ر.ج، سراج الطّریق 17، 22، 24، 25، 26، 35، 39، 40، 41، 50 و …

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه ارشد با موضوعآبهای زیرزمینی، سطح ایستابی، پهنه بندی، هیدرولوژی

2-2-9. اوضاع سیاسی، اجتماعی و علمی زمان مصنّف:
«شـهرت جهانی ملا ابوبکـر (جهان اسلام) به واسطـه شرحی است بنـام «الوضـوح» که برکـتاب « المحّرر فی فروع الشافعیّه» نگاشته است. این کتاب را امام ابوالقاسم عبدالکریم بن محمد قزوینی متوفّی به حدود سال 623 هـ. ق در مقابل « المحرّر فی ‌فروع الحنبلیّه» ابن تیمیه نوشته است. در آن زمان کتاب المحرّر مادر کتاب‌های فقهی در مذهب شافعی بوده تا آنجا که «مهناج نووی» یکی از معتبرترین کتب فقهی در کردستان خلاصه شده همین کتاب المحرر است. نووی در سال 676 هـ.ق در گذشته است.
به هر حال ملا ابوبکر که درصدد دانش اندوزی برآمده و با تمام وجود شیفتهی کسب علوم و معارف آن دوران بوده، مرزهای آن زمان را در نوردید و مانند بسیاری از فضلای صاحب نام کردستان سر از شام و مصر و حجاز درآورده و سرانجام به زادگاه و موطن اصلی خود بازگشته تا اندوخته‌های خود را در خدمت هموطنان خویش قراردهد. اگر چنین نمی‌کرد در میان اعراب به «ابوبکر شهرزوری» شهرت نمی‌یافت. و در منطقه‌ای رشد کرد که ازنظر جغرافیایی در تقاطع دو امپراطوری بزرگ یعنی عثمانی و صفویه قرار داشت. فرمانروایان اردلان توانستند این منطقه تحت نفوذ خود را از دیدگاه ژئواستراتژیکی به خوبی اداره نمایند. آنان به خاطر مصلحت‌های سیاسی گاه به ایران و گاه به عثمانی نزدیک می‌شدند اما اقتدار هیچ کدام را نمی‌پذیرفتند. البته کردهای ساکن در قلمرو فرمانروایان اردلان ترجیح دادند جانب صفویان را بگیرند. (حسینی، 1391: 14).
تحت تأثیر این شرایط اغلب آثار مصنّف یا بکلی از بین رفته و یا به نحوی پراکنده شده که دسترسی به آنها تقریباً غیر ممکن است. منابعی که به آنها دسترسی داریم دارای تناقضات و غلط‌های تاریخی فراوان هستند که به آسانی نمی‌توان به هیچ یک از آنها اعتماد کرد. (همان: 15).
از سوی دیگر« هه‌لوخان بیگ اردلان» اوضاع قلمرو خود را از لحاظ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی طوری سروسامان داد که به شهادت تاریخ، کردستان یکی از درخشان‌ترین دوران تاریخی خود را گذراند. وی به محض رسیدن به قدرت با سلاطین عثمانی از جمله سلطان مراد از در دوستی درآمد و نظر موافق او را به سوی خود جلب کرد و از طرف دیگر با شاه عباس صفوی نیز باب صداقت و دوستی گشود و به جای لشکرکشی و کشورگشایی خزاین مملکت را صرف ساختن قلعه و مسجد و مدرسه نمود و به نوشتهی «مستوره کردستانی» در مریوان هم قلعه‌ای متین و بازار و حمام و مساجد و مدارس دلنشین بنا نهاد که هم اکنون آثار ابنیهی او باقی است. این دوران مصادف بود با بازگشت ملا ابوبکر مصنّف از سفر شام و مصر و حجاز به کردستان تا در محیطی امن و با ثبات به تدریس و تألیف و تربیت شاگردان خود بپردازد. (حسینی، 1391: 17).
نقل است که کتاب الوضوح را- که قبلاً ذکرش رفت- در این دوران به رشته تحریر درآورده است. تألیف چنین
اثری نیازمند آرامش فکری و ثبات اوضاع اجتماعی است به خصوص که بخش عمده‌ای از آثار و تألیفات ایشان در تصوّف و عرفان و مسائل اخلاقی است و این گونه آثار طبیعتاً باید زمانی خلق شوند که فرد دغدغهی فکری و اجتماعی نداشته باشد. لذا اوضاع سیاسی کردستان در سالهای واپسین زندگانی ملا ابوبکر مصنّف، ثبات و آرامش و امنیتی که هه‌لوخان بیگ اردلان بر قلعهی مریوان حکمفرما کرده بود در خلق آثار ایشان بی‌تأثیر نبوده است. هرچند متأسّفانه اثری از وی در دست نیست که منعکس کننده اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن دوران باشد. جز برخی اشعار متفرقه و اشارات گذرای تاریخی که گاهی سرنخ‌هایی به دست می‌دهند از جمله این بیت شعر
مســجد عــالی هه‌لوخــانی

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید