سیلیکون ولی (Silicon Valley) در بخش جنوبی خلیج سان فرانسیسکو در کالیفرنیای شمالی آمریکا ی آمریکا قرار گرفته. این منطقه خونه ی خیلی از بزرگ ترین شرکتای تکنولوژی دنیا مثل اپل، سیسکو، گوگل، اچ پی، اینتل و اوراکله. این دره به خاطر این دره سیلیکون نامیده می شه که در اول محل حضور خیلی از تولید کنندگان و نوآوران تولید تراشه بوده، اما در آخر به خاطر وجود کسب و کارای مربوط به تکنولوژیای پیشرفته (High-tech)، سیلیکون نامیده شد. الان این نام اصطلاحا به صنعت تکنولوژیای پیشرفته ی آمریکا اشاره داره. با وجود پیشرفت مراکز اقتصادی تکنولوژیای پیشرفته ی دیگر در آمریکا و دنیا، سیلیکون ولی که یک سوم سرمایه گذاریای خطرپذیر آمریکا رو به خود اختصاص داده، هنوزم قطب پیشرو نوآوری و پیشرفت تکنولوژی پیشرفته حساب می شه.

سیلیکون ولی از اول قرن بیستم به خونه ی صنعت رو به رشد و پر جنب و جوش الکترونیک تبدیل شده. این صنعت کار خود رو با آزمایش و نوآوری در بخشای رادیو، تلوزیون و نظامی شروع کرد. دانشگاه استنفورد (Stanford)، شرکا و فارغ التحصیلای این دانشگاه نقش محلی در پیشرفت این منطقه اجرا کردن.

اتحاد و اتحاد قوی منطقه ای کمک بزرگی به رشد سیلیکون ولی کرد. از ده ۱۸۹۰، رهبران دانشگاه استنفورد ماموریت خود رو خدمت کردن به غرب و شکل دادن به مدارس بر همین پایه دونستن. از طرف دیگه، از اونجا که غربیای آمریکا فکر میکردن اسباب بهره کشی شرقیای این کشور شدن به سعیای خود واسه ساخت یک صنعت بومی خودکفا اضافه کردن. پس، واسه ۵۰ سال سادهِ پیشرفت سیلیکون ولی، منطقه گرایی کمک کرد تا منافع دانشگاه استنفورد با منافع شرکتای غربی فعال در مورد ی تکنولوژیای پیشرفته هم جهت شه.

فردریک ترمان – پدر سیلیکون ولی

در طول سالای ده ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰، فردریک ترمان (Frederick Terman)، رئیس دانشکده ی مهندسی دانشگاه استنفورد، استادان و فارغ التحصیلان رو تشویق کرد که واسه خودشون شرکت راه بیاندازند. خود ترمان در تشکیل شرکتای هیولت-پاکارد (Hewlett-Packard)، واریان اسوشییتس (Varian Associates) و بقیه شرکتای تکنولوژیای پیشرفته نقش داشته تا اینکه در آخر سیلیکون ولی در دور محوطه ی دانشگاه استنفورد رشد پیدا کرد. واسه همین، معمولا از ترمان به عنوان پدر سیلیکون ولی یاد می شه.

در طول سالای ۱۹۵۵ تا ۱۹۸۵، تحقیق و پیشرفت در مورد ی تکنولوژیای حالت جامد در دانشگاه استنفورد پس از سه موج نوآوری صنعتی این امکان رو واسه این دست فعالیتای دانشگاه جفت و جور نمود تا به وسیله شرکتای خصوصی به ویژه آزمایشگاهای تلفن بل (Bell Telephone Laboratories)، نیمه هادی شاکلی (Shockley semiconductor)، نیمه هادی فیرچایلد (Fairchild Semiconductor) و زیراکس پارک (Xerox PARC) مورد حمایت بگیره. در سال ۱۹۶۹، موسسه ی تحقیقاتی استنفورد یکی از چار گره اصلی تشکیل دهنده ی آرپانت (ARPANET) که پیش از ظهور اینترنت شکل گرفت رو راه اندازی کرد.

اولین بار در سیلیکون ولی بود که مدارهای مجتمع طبق سیلیکون، ریزپردازندها و ریزکامپیوترها در کنار بقیه تکنولوژیای کلیدی پیشرفت پیدا کردن و این دره واسه بیشتر از ۴ ده محل خیلی از نوآوریای کلیدی و مهمی بوده که مرهون سعیای حدودا یک چهارم میلیون نفری کارکنان بخش فناوری اطلاعاته. سیلیکون ولی به دلیل ی تجمیع همه علوم تکنولوژیکی جدید در یک منطقه، گردهم اومدن مهندسان و محققان ماهر از دانشگاهای مهم، کمکای مالی زیاد از بازارای مطمئنی مثل وزارت دفاع، پیشرفت یک شبکه موثر از شرکتای سرمایه گذاری خطرپذیر و در قدمای ساده، رهبری به وسیله دانشگاه استنفورد، تونست به عنوان قطب مهم نوآوری شکل بگیره.

ریشهای تکنولوژیای نظامی و رادیویی

خلیج سان فرانسیسکو به مدتای طولانی مقر اصلی بخش تحقیق و تکنولوژی نیروی دریایی آمریکا بوده. در سال ۱۹۰۹، چارلز هرولد (Charles Herrold) اولین ایستگاه رادیویی آمریکا رو در سن خوزه (San Jose) با برنامه زمانی منظم راه اندازی کرد. سال پیش از اون، سریل الول (Cyril Elwell)، فارغ التحصیل دانشگاه استنفورد، پتنتای (حق اختراع) تکنولوژی مخابره ی رادیویی پولسن آرک (Poulsen arc) (تبدیل قوس) رو خریداری نمود و شرکت فدرال تلگراف (Federal Telegraph Corporation) (FTC) رو در پالو آلتو (Palo Alto) تاسیس نمود. در ده بعد، FTC اولین سیستم رابطه رادیویی جهان رو ساخت و در سال ۱۹۱۲ با نیروی دریایی آمریکا قرارداد امضا کرد.

پول-نام-تصویر

در سال ۱۹۳۳، پایگاه هوایی سانی ویل (Sunnyvale) در کالیفرنیا به وسیله دولت آمریکا واسه استفاده ی پایگاه هوایی نیروی دریایی (NAS) به خاطر قرار گرفتن کشتیای هوایی یو اس اس ماکون (USS Macon) در هانگار وان (Hangar One) انتخاب گردید. این پایگاه بعدا به فرودگاه صحرایی ان ای اس مافت (NAS Moffett Field) تغییر نام داد و بین سالای ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۷ کشتیای هوایی نیروی دریایی در این پایگاه مستقر شدن. خیلی از شرکتای تکنولوژی واسه ارائه خدمات به نیروی دریایی در دور مافت مغازه تاسیس کردن. هنگامی که نیروی دریایی برنامه های مربوط به کشتیای هوایی خود رو کنار گذاشت و خیلی از فعالیتای ساحل غربی خود رو به سن دیگو (San Diego) منتقل کرد، کمیته ی مشورت ملی هوانوردی آمریکا(NACA)، که پیش از تشکیل ناسا فعالیت می کرد، بخشی از مافت رو به خاطر انجام تحقیقات هوانوردی تحت کنترل گرفت. خیلی از شرکتا در اونجا باقی ماندند و شرکتای جدیدی هم به اونجا نقل جای کردن. پس اون منطقه به سرعت پر از شرکتای هوانوردی مثل لاکهید (Lockheed) شد.

پارک صنعتی استنفورد

پس از جنگ جهانی دوم و با بازگشت دانشجویان، خواسته واسه ادامه تحصیل در دانشگاها افزایش شدیدی پیدا کرد. دانشگاه استنفورد واسه حل مشکل تامین مالی حاصل از افزایش هزینه های خود و ایجاد فرصتای شغلی محلی واسه دانشجویان سال آخری، با پیشنهاد فردریک ترمان شروع به اجاره ی اراضی استنفورد واسه استفاده به عنوان پارک اداری نمود. این اراضی، پارک صنعتی استنفورد نام گرفتن که بعدا به پارک تحقیقاتی استنفورد تغییر پیدا. این اجارها تنها به شرکتای فعال در بخش ی تکنولوژیای پیشرفته محدود می شد. اولین مستاجر این پارک شرکت واریان اسوشییتس بود که در ده ۱۹۳۰ به وسیله فارغ التحصیلان دانشگاه استنفورد به خاطر تولید قطعات رادارهای نظامی تاسیس شد. خود ترمان هم یک شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر به خاطر حمایت از استارت آپای تکنولوژیای مدنی تاسیس نمود. یکی از موفق ترین شرکتای این پارک هیولت-پاکارد بود. این شرکت که در پارکینگ پاکارد به وسیله دو فارغ التحصیل استنفورد به نامای ویلیام هیولت و دیوید پاکارد شروع به کار کرد، از سال ۱۹۵۳ دفاتر خود رو به پارک تحقیقاتی استنفورد منتقل کرد. در سال ۱۹۵۴، دانشگاه استنفورد برنامه افتخاری تعاون رو به خاطر جفت و جور آوردن شرایط واسه کارکنان تموم وقت شرکتا واسه ادامه تحصیلات دانشگاهی به شکل پاره وقت درست کرد. شرکتای ساده ی این پارک یک توافق ۵ ساله امضا کردن که طبق اون، اونا به خاطر پوشش هزینه دانشگاه، به ازای هر دانشجو دو برابر شهریه پرداخت می کردن. هیولت –پاکارد به بزرگ ترین شرکت تولیدکننده ی کامپیوترهای شخصی تبدیل شد و در سال ۱۹۸۴ با عرضه اولین چاپگر جوهرافشان وارد بازار چاپگرهای خونگی شد. جدا از اینکه این شرکت، اجاره نشینی شرکتای ایستمن کوداک (Eastman Kodak) و جنرال الکتریک (General Electric) پارک صنعتی استنفورد رو به قطب تکنولوژی در میونه ی ده ۱۹۹۰ تبدیل کرد.

ترانزیستورهای سیلیکون

در سال ۱۹۵۳، ویلیام شاکلی (William Shockley) به خاطر اختلاف بر سر مدیریت اختراع ترانزیستور شرکت بل لبز (Bell Labs) رو ترک کرد. اون پس از بازگشتی کوتاه مدت به موسسه ی تکنولوژی کالیفرنیا، در سال ۱۹۵۶ به مونتین ویوی (Mountain View) کالیفرنیا رفت و آزمایشگاه نیمه هادی شاکلی رو ساخت. برخلاف خیلی از محققانی که از ژرمانیوم به عنوان ماده تشکیل دهنده ی نیمه هادی استفاده می کردن، شاکلی باور داشت که سیلیکون ماده بهتری واسه ساخت ترانزیستوره. اون قصد داشت تا ترانزیستورهای فعلی رو با یک طراحی سه عنصری جدید (که الان به دیود شاکلی معروفه) جانشین کنه، اما طراحی اون خیلی سخت تر از ساخت یک ترانزیستور ساده بود. در سال ۱۹۵۷ شاکلی تصمیم گرفت تا به تحقیقات خود روی ترانزیستورهای سیلیکونی پایان بده. پس، هشت تن از مهندسان شرکت رو ترک کردن و شرکت نیمه هادی فیرچایلد رو تاسیس کردن. دو نفر از کارکنان فیرچایلد، رابرت نویس (Robert Noyce) و گوردون مور (Gordon Moore)، بعدا شرکت اینتل رو تاسیس کردن.

شرکتای سرمایه گذاری خطرپذیر

اول ده ۱۹۷۰، شرکتای نیمه هادی زیادی در منطقه وجود داشتن که شرکتای کامپیوتری از خدمات اونا استفاده می کردن، شرکتای خدماتی و برنامه نویسی از خدمات هر دوی اونا بهره مند می شدن. در سیلیکون ولی هنوز فضای صنعتی زیادی وجود داشت و قیمت خونها گران نبود. اما رشد سیلیکون ولی با ظهور صنعت سرمایه گذاری خطرپذیر در جاده ی سند هیل (Sand Hill Road) به وسیله کلاینر پرکینز (Kleiner Perkins) در سال ۱۹۷۲ شتاب گرفت؛ توانایی دسترسی به سرمایه گذاریای خطرپذیر، پس از عرضه موفق اولین سهام شرکت اپل در دسامبر ۱۹۸۰ به ارزش ۱.۳ میلیارد دلاری، به مرز انفجار رسید.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مهارت های مدیریت مالی رفتاری چیه و چه تاثیری بر بازار داره؟ 

شرکتای حقوقی

روند رو به رشد سیلیکون ولی به دلیل ی پیشرفت زیرساختای قانونی مناسب واسه حمایت از تشکیل سریع، تامین مالی و گسترش شرکتای بخش ی تکنولوژیای پیشرفته ی افزایش روز افزون تعداد قضات و وکلای باتجربه در مورد ی حل و فصل اختلافات بین این شرکتا تقویت پیدا نمود. از اول ده ۱۹۸۰ به بعد، خیلی از شرکتای حقوقی ملی (و بعدا بین المللی) دفاتری در سان فرانسیسکو و پالو آلتو افتتاح کردن تا به استارت آپای سیلیکون ولی خدمات حقوقی ارائه بدن. جدا از اینکه این، قوانین کالیفرنیا دچار تغییرات یهویی بسیاری شده که به کارآفرینان کمک می کنه تا استارت آپایی به قیمتی برابر با شرکتای معتبر بسازن، قوانینی مثل ممنوع بودن استفاده از بند نبود رقابت در قراردادهای استخدام (بندی که طبق اون کارگزار حق ورود به کار و کاسبی مثل یا تجارت در اون بخش رو در جهت رقابت با کارفرما نداره) .

خیزش نرم افزار

با اینکه نیمه هادیا هنوزم به عنوان بخش اصلی اقتصاد این منطقه حساب می شه، اما در سالای گذشته سیلیکون ولی بیشتر به خاطر نوآوریای مربوط به خدمات نرم افزاری و اینترنتی معروفیت پیدا کرده. سیلیکون ولی به شکل زیادی تحت اثر سیستم عاملای کامپیوتری، نرم افزارها و واسطای کاربری قرار گرفته.

داگ انگلبارت (Doug Engelbart) در وسطای ده ۱۹۶۰ با استفاده از پول سازمانای ناسا و نیروی هوایی آمریکا، موس و وسایل تعاملی طبق فرامتن رو در انستیتوی تحقیقاتی استنفورد اختراع نمود. وقتی انگلبارت در مرکز تحقیقاتی خود به نام مرکز تحقیقاتی آگمنتیشن (Augmentation Research Center) نتونست به دلیل اختلافات شخصی و نبود کمکای مالی دولتی دستاوردی داشته باشه، شرکت زیراکس تعدادی از بهترین محققان اونو استخدام نمود. عوضش، در ده های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، مرکز تحقیقاتی پالو آلتو (Palo Alto Research Center) وابسته به زیراکس نقشی اساسی در برنامه نویسی شی گرا، واسطای کاربری گرافیکی، اترنت، پست اسکریپت و چاپگرهای لیزی بازی کرد. در حالی که زیراکس با استفاده از تکنولوژیای خود به عرضه تجهیزاتش به بازار مشغول بود، بیشتر این تکنولوژیا در جاهای دیگر رونق یافتند. پراکندگی اختراعات زیراکس مستقیما باعث تشکیل شرکتای تری کام (۳Com) و ادوبی سیستمز (Adobe Systems) شد و به طور غیرمستقیم بر روند فعالیت شرکتایی مثل سیسکو، اپل و مایکروسافت نقش داشت. واسط کاربری مکینتاشِ شرکت اپل بیشتر پس ی دیدار استیو جابز از مرکز تحقیقاتی زیراکس و استخدام تعدادی از پرسنل کلیدی اون شرکت بود. انگیزه تاسیس شرکت سیسکو هم از نیاز این شرکت به تعیین راه از چندین قرارداد از راه اترنت استفورد سرچشمه گرفت.

در ده های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، چشم انداز سیلیکون ولی با تغییر تمرکز اقتصاد از نیمه هادیا به تولید کامپیوترهای شخصی و بعد نرم افزارهای کامپیوتری و کسب و کارای اینترنتی دستخوش تغییرات بیشتری شد. رشد اقتصادی در طول دوره انتقالی ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۲ به میزان ضعیف ۰.۷ درصد در سال بود که باعث شد خیلی از تولیدکنندگان منطقه به دنبال حمایت دولتی در برابر رقبای خارجی باشن. با این حال، دانشجویان استنفورد تقریبا هرساله ۱۰۰ شرکت جدید مثل شرکت سان مایکروسیستمز (Sun Microsystems) در سال ۱۹۸۲ و یاهو در سال ۱۹۹۴ تاسیس کردن. کارآفرینان موفق به عنوان سرمایه گذاران خطرپذیر واسه جلو بردن علم و ثروت خود به سیلیکون ولی بازگشتند. تراکم فکری در اون منطقه رشد پیدا کرد و جنب وجوش کارکنان بیشتر شد و مهارت ها پیشرفت پیدا کرد. در این بین، ارتباطات شخصی به عنوان بخش مهم کار و کاسبی و فعالیت در سیلیکون ولی حساب می شد. واقعا، روابط شخصی در عصر اینترنت به همون اندازه تامین مالی تحقیقات به وسیله دولت آمریکا در سالای ساده ی رشد سیلیکون ولی، از اهمیت بالایی بهره مند بود. یک سرمایه گذار خطرپذیر ممکن بود صدها طرح کار و کاسبی رو بخونه، اما معمولا ارائه حضوری و شخصیت کارآفرین تعیین کننده ی تصمیم سرمایه گذار واسه تامین مالی بود. ارائه ضعیف، کل برنامه رو گرچه که برنامه بسیار هوشمندانه و دقیقی بود زائل می کرد. این یکی از بزرگ ترین طنزهای عصر انفجار اقتصادی در ده ۱۹۹۰ بود. درحالی که اینترنت ارتباطات جهانی رو ممکن ساخته بود، خیلی از تکنولوژیایی که این رو ممکن ساخته بودن محصول فرهنگ محلی رفت و امد روبرو بودن.

شخصیت

رشد انفجاری

از زمان اختراع مدارهای مجتمع، سیلیکون ولی و رشد تقریبا با هم هم معنی شدن. در سال ۱۹۵۹، تعداد مشاغل مربوط به تکنولوژیای پیشرفته به سختی به ۱۸،۰۰۰ می رسین. اما در سال ۱۹۷۱ این تعداد به حدودا ۱۱۷،۰۰۰ رسیده و در سال ۱۹۹۰، ۲۶۸،۰۰۰ شغل رو به خود اختصاص داده. از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۹، سیلیکون ولی بیشتر از ۲۳۰،۰۰۰ شغل اضافه کرد ( افزایش ۲۳ درصدی) و حدود ۴۰ درصد از صادرات کالیفرنیا رو به خود اختصاص داد. واسه رفع نیاز رو به رشد واسه کارکنان بخش تکنولوژی پیشرفته، به ویژه مهندسین، آمریکا شرایط مهاجرت رو واسه مهاجران تحصیل کرده آسون کردن نمود و منطقه شاهد جمله کارکنانی از هند و چین به اونجا شد. طبق سرشماریای سالای ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰، جمعیت مهاجر سانتاکلارا بیشتر از ۲ برابر شده بود و به ۳۵۰،۰۰۰ نفر رسید. در شروع قرن ۲۱، جمعیت سیلیکون ولی به بیشتر از ۲ میلیون نفر رسید؛ سن خوزه به تنهایی از ۲۰۰،۰۰۰ نفر در سال ۱۹۶۰ به ۹۰۰،۰۰۰ نفر در شروع قرن ۲۱ رسید و به یکی از بزرگ ترین شهرهای شمال کالیفرنیا تبدیل شد. الکترونیک، کامپیوتر و نرم افزار کامپیوتری باعث پولدار شدن منطقه شد، اما بیشتر این ثروت به وسیله بنگاهای املاک جذب می شد. در سال ۲۰۰۰ میانگین قیمت خونه در سانتاکلارا بیشتر از دو برابر میانگین قیمت خونه در مناطق اصلی کلان شهرها بود.

حبابای در حال انفجار

سال ۲۰۰۰ سال پایان حباب اینترنت بود، در یک دوره ۵ ساله ارزش کاغذی سهام عمومی مبادله شده ی شرکتای اینترنتی خیلی بیشتر از پتانسیل این صنعت بالا رفت. در سال ۲۰۰۵، ارزش شرکتای مبادله شده ی سیلیکون ولی به سختی به یک سوم بالاترین ارزش بازاری اونا می رسین. تغییرات اقتصادی به این وسعت اثر عمیقی برجای گذاشت. در سال ۲۰۰۵، تعداد شغلا در سانتا کلارا خیلی کمتر از سالای رشد در سال ۱۹۹۵ بود. میزان تامین مالی سرمایه گذاران خطرپذیر، این مایه زندگی استارت آپای سیلیکون ولی، از ۱۰۵.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۰ به ۲۰.۹ میلیون دلار در سال ۲۰۰۴ سقوط کرد. حتی خوش بینی معروف سیلیکون ولی هم از این محیط پساحبابی در امان نمونه. اما ارزش خونه سقوط نکرد و سیلیکون ولی بازم گرون ترین منطقه واسه زندگی حساب می شد تا اینکه در سال ۲۰۰۸ در آخر حباب خونه هم هم چون کل اقتصاد ترکید. میانگین قیمت خونه در سیلیکون ولی بیشتر از ۳۰ درصد کم شد و بعضی از مناطق حتی کاهش ۵۰ درصدی رو تجربه کردن.

با اینکه سیلیکون ولی از نتیجه های رکود اقتصادی در امان نمونه، اما هیچ موقع به زانو در نیامد. پس از رکود بزرگ سالای ۲۰۰۸-۲۰۰۹ که میزان بیکاری سیلیکون ولی به ۱۰ درصد و حتی بیشتر رسیده بود، تازه واردهایی مثل لینکد این (Linkedin) و فیسبوک (Facebook) این امید رو ساختن که رسانه های اجتماعی ممکنه موج جدید بعدی واسه جلو بردن حرکت سیلیکون ولی باشن. حتی در زمان کاهش سرمایه گذاری، شرکتای موجود در سیلیکون ولی ۴۰ درصد از پول و پله و سرمایه سرمایه گذاران خطرپذیر در کل آمریکا رو به خود جذب کردن.

اینجور آمارهایی مهم هستن، اما نمی تونن فلسفه ی وجودی سیلیکون ولی یا تاریخی که باعث شد این منطقه بر سر زبونا بیفته رو قبضه کنن. خیلی از ساکنان الان، این ناحیه رو به شکل یک محصول نپخته و یک نظام سرمایه داری برهنه می بینن، محلی که کارکنان روستایی اون فست فود می خورن، سرمایه گذاران خطرپذیر اون خودروهای لوکس می رانند و روی تراشهای کامپیوتری خاصی تخصص دارن و مردها و زنان خوش قیافه و جوون می تونن ایده های خود رو به میدون بیارن، حمایت مالی شن و منتظر اولین پیشنهاد سهام واسه شرکت شون باشن تا از یک شخص معمولی سخت کوش به یک میلیونر سخت کوش تبدیل شن. بعد از ترکیدن حباب اینترنت، مطمئنا ساکنین منطقه فهمیدن که انتظار رشد دائم و افسارگسیخته نه تنها احمقانه بلکه خطرناکه. فراموشی تاریخی بخش مهم فرهنگ این منطقه اما حتی تاکید بر چیزای خیلی جدید هم نمیتونه این حقیقت رو که قدرت اقتصادی منطقه، محصول گذشته اون جدا از اینکه زمان حال اون و قراردادهای نظامی جدا از اینکه سرمایه گذاریای خطرپذیره به باد فراموشی بسپارد. سیلیکون ولی یک منطقه بالغ از نظر اقتصادیه که زمان کودکی و بلوغ خود رو مدیون دلارهای مالیاتی آمریکاس.

کودکی-نام-تصویر

منبع : icann.org britannica.com

ایده خود رو به پول تبدیل کنین


۳

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید