قبولی دانست؛ زیرا این تعبیر توان توجیه علائمی که قدما برای مزاج های سرد و گرم در نظر می گرفتند را ندارد. همچنین ما برای این تعبیر آزمایش تجربی مؤیدی نیافتیم. گذشته از پذیرش این تعبیر به عنوان تعبیر جامع تبیین مفهوم مزاج، همۀ افراد دارای اختلال تعادل اسید و باز خواهند بود که فرض نامعقولی است.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

4-10- مبانی تجربی تعبیر دوم
جهت بررسی مبانی تجربی تعبیر دوم، ابتدا به معرفی مختصر تیروئید و هورمون هایش پرداخته و سپس علائم بالینی هیپوتیروئیدی و هیپروتیروئیدی را بررسی خواهیم کرد.

4-10-1- غدۀ تیروئیدی
غدۀ تیروئید جلوی نای (تراشه) و میان غضروف کریکوئید واقع شده است. این غده از دو لوب طرفی که به وسیلۀ ایسموس به هم وصل می شوند، تشکیل شده است. غدۀ تیروئید دو هورمون وابسته به هم یعنی تیروکسین و تری یدوتیروئین را ترشح می کند. این دو هورمون ضمن جریان تکامل کودک، نقش محوری در تمایز سلولی دارند و در بزرگسالان نیز باعث حفظ تعادل حرارتی و متابولیکی و تسهیل رشد و نمو می شوند.

4-10-2- هیپوتیروئیدی
هیپوتیروئیدی سندرمی بالینی است که به علت کمبود هورمون های تیروئیدی رخ می دهد. در شیرخواران و کودکان،هیپوتیروئیدی باعث عقب ماندگی رشدی و تکامل می شود ولی در بزرگسالان عمدتاً بی سرو صدا شروع می شود و در نهایت به بی حالی، احساس خستگی زودرس، افزایش تدریجی وزن و … منجر می شود.

4-10-3- هیپروتیروئیدی
تیروتوکسیکوز سندرمی بالینی است که به علت افزایش هورمون های تیروئیدی موجود در گردش خود، ایجاد می شود (تیروتوکسیکوز دقیقاً مترادف با هیپروتیروئیدی نیست؛ اما برای پیشبرد بحث آن ها را یکسان فرض کرده ایم). تظاهرات بالینی هیپرتیروئیدی ناشی از همین هورمون های تیروئیدی است .
با توجه به آنچه در خصوص مبانی تجربی این تعبیر گفته شد و دقت در ویژگی های شش گانه، می توان گفت که این تعبیر ویژگی اول،دوم، و چهارم را دارد. در خصوص ویژگی سوم و تطبیق علائم بالینی کم کاری و پرکاری تیروئید بر علائم مزاج سرد و گرم که قدما به آن اشاره می کردند، می توان گفت که این تعبیر توان توجیه همۀ علائم را ندارد ولی قادر به توجیه بخشی از علائم است که با مراجعه به جداول ارائه شده می توان درستی این ادعا را دریافت. دقت در قید جامعیت برای تعبیر صحیح، این مطلب را روشن می کند که ما به دنبال دست یافتن به تعبیری هستیم که تمامی علائم افراد سرد مزاج و گرم مزاج و همچنین تفاوت در پاسخ نسبت به یک عامل مشخص خارجی را توجیه کند و این تعبیر فقط می تواند قسمتی از علائم افراد سرد مزاج و گرم مزاج را توجیه کند و توان توجیه تمامی آن ها را ند ارد، به همین دلیل ویژگی سوم در مورد این تعبیر صادق نیست. در مورد این تعبیر نیز تحقیق آزمایشگاهی که موید صحت تجربی آن باشد یافت نشد، از این رو تعبیر فوق ویژگی پنجم را ندارد. ویژگی ششم اشاره به این مطلب دارد که تعبیر جامع باید به نحوی باشد که در گستردۀ انسان سالم، معنا پیدا کند و حال آن که اکثر افراد، یوتیروئید بوده از عملکرد مناسب غدۀ تیروئید برخوردارند. بنابراین این تعبیر هم حائز تمام ویژگی های مورد نظر نیست و به همین جهت، نمی توان آن را تعبیر جامعی دانست.
4-11- مبانی تجربی تعبیر سوم
جهت بررسی صحت تعبیر سوم، ابتدا بحث مختصری را به چگونگی توزیع مایعات در بدن اختصاص می دهیم و سپس به سراغ علائم کم آبی یا پرآبی در بدن خواهیم رفت.
آب فراوان ترین جزئ مولکولی موجودات زنده است و 60 درصد وزن بدن انسان را تشکیل می دهد. میزان مایع تام بدن، با مقدار چربی بدن، نسبت عکس دارد و مقدار چربی نیز براساس سن، جنس، و وضعیت تغذیه و نژاد متفاوت است. حدوداً دوسوم تمام آب بدن در قسمت داخل سلولی و یک سوم در قسمت های خارج سلولی وجود دارد. سه چهارم مایع خارج سلولی، در فضای میان بافتی و یک چهارم آن در پلاسمای خون است.
ایجاد تعادل در میزان آب و الکترولیت های بدن وابسته به عملکرد دقیق سیستم کلیوی است که خود متأثر از فاکتورهای فراوانی است. تنظیم دقیق آب و غلظت املاح بدن، به وسیلۀ توانایی فوق العادۀ کلیه در تنظیم حجم ادرار از 500 میلی لیتر تا 24 لیتر در 24 ساعت، امکان پذیر می شود که این عملکرد متأثر از محور داخلی تشنگی، نوروهیپوفیز، کلیه است.
یافته های بالینی در حالت کاهش خفیف حجم، با گیجی و تاکی کاردی ارتواستاتیک همراه است. با کاهش بیشتر حجم قسمت داخلی عروقی، تاکی کاردی در حالت خوابیده نیز رخ می دهد و برون ده ادراری کاهش می یابد. در کاهش شدید حجم، ممکن است بیمار با فشار خون پایین، تیرگی شعور، انتهاهای سرد و برون ده ادراری بسیار کم روبه رو شود. بسیاری از این ویژگی های بالینی را می توان براساس اثر هورمون های منقبض کنندۀ عروقی مانند کاتکول آمین ها و آنژیوتانسین 2، که در پاسخ به کاهش حجم آزاد می شوند، توضیح داد. یافته های بالینی در حالت افزایش حجم عمدتاً افزایش وزن است.
با توجه به آنچه گذشت، می توان گفت که این تعبیر ویژگی اول،دوم ، و چهارم را دارد، اما سایر ویژگی ها را ندارد. برای تبیین بهتر مطلب، می توان گفت که اگر میزان آب بدن را معادل با خشکی یا تری آن در نظر بگیریم اولاً با این تعبیر، نمی توان بخش قابل ملاحظه ای از علائم افراد سرد یا گرم مزاج را توجیه کرد؛ ثانیاً هیچ یافتۀ آزمایشگاهی مورد قبولی، برای تأیید این نظریه در دسترس نیست و ثالثاً با پذیرش این تعبیر، صریحاً پذیرفته ایم که تعداد زیادی از افراد دچار اختلال کم آبی یا پرآبی و در نهایت اختلال کلیوی هستند که این مطلب، با توجه به یافته های پزشکی، نادرست است. بنابراین، این تعبیر، نمی توان تعبیری جامع از مفهوم مزاج باشد.

4-12- مبانی تجربی تعبیر چهارم
به منظور تحلیل و بررسی تعبیر چهارم لازم است ابتدا توضیح مختصری راجع به سیستم نورواندوکرین ارائه می دهیم و سپس به بررسی صحت و سقم تعبیر چهارم خواهیم پرداخت. سیستم نورواندوکرین یکی از مکانیزم های بدن برای پاسخ به استرس های مختلف است که متشکل از سه جزء اعصاب سمپاتیک، پاراسمپاتیک، و غدد فوق کلیوی است. این سیستم شامل بخشی عصبی و بخشی هورمونی است. تحریک هر یک از این سیستم ها اثرات متفاوتی روی هوموستاز بدن (حفظ تعادل اعمال بدن) دارد وعملکرد آن ها نقش مهمی در حفظ تعادل بدن ایفا می کند.
دستگاه عصبی بدن انسان به دو قسمت دستگاه عصبی مرکزی و دستگاه عصبی محیطی تقسیم می شود. دستگاه عصبی مرکزی شامل مغزی و نخاع است و دستگاه عصبی محیطی شامل گره های عصبی و اعصاب بیرون از دستگاه عصبی مرکزی است. سیستم عصبی محیطی به دو بخش پیکری و خود مختار تقسیم می شود که هر کدام نیز شامل شاخه هایی می شود. طرح زیر ما را در رسیدن به دسته بندی اجمالی از دستگاه عصبی بدن، یاری می دهد.
بررسی دستگاه عصبی مرکزی خارج از این بحث مختصر است، اما اجمالاً به شرح مختصری از دستگاه عصبی محیطی و ارتباط آن با سیستم هورمونی می پردازیم.

4-12-1- د
ستگاه عصبی محیطی
دستگاه عصبی محیطی از گانگلیون ها و اعصاب محیطی تشکیل شده است که اعصاب محیطی خود شامل سه نوع حسی، حرکتی و مختلط است. عمدۀ بحث در این جا بر بخش حرکتی دستگاه عصبی محیطی متمرکز است و از این رو، از پرداختن به سایر بخش ها چشم پوشی می کنیم.

4-12-2- بخش حرکتی دستگاه عصبی محیطی
اعصاب حرکتی آن دسته از اعصابی هستند که از مغز و نخاع به ماهیچه ها و غده ها می روند (محل تلاقی سیستم عصبی و سیستم هورمونی بدن این غده های مترشحه هستند که در بخش های بعدی توضیح آن خواهد آمد). این دسته از اعصاب در حالت کلی به دو دستۀ پیکری و احشایی یا خود مختار تقسیم می شوند. آن دسته از اعصاب حرکتی که عضلات مخطط را عصب دهی می کنند و عمل آن ها ارادی است اعصاب حرکتی پیکری نامیده می شوند. دسته ای از اعصاب حرکتی که ماهیچه های صاف جدار احشاء و سلول های مترشحه را عصب دهی می کنند اعصاب حرکتی احشایی یا خود مختار نامیده می شوند که دستۀ اخیر به عنوان دستگاه عصبی اتونوم شناخته می شوند. سیستم عصبی اتونوم فعالیت عضلات صاف، ترشح غدد، ریتم قلب و در مجموع فعالیت ارگان های احشایی را تنظیم می کنند. اعصاب حرکتی سیستم عصبی اتونوم شناخته می شوند.سیستم عصبی اتونوم نیز به نوبۀ خود از دو بخش سمپاتیک و پاراسمپاتیک تشکیل شده اند. عمدۀ بحث برای دست یافتن به جزئیات تعبیر چهارم به عملکرد دستگاه اعصاب اتونوم معطوف است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع و ماخذ مقالهجرایم سازمان یافته

4-12-3- دستگاه عصبی اتونوم
همان طور که گفتیم بخش خود مختار یا دستگاه اعصاب اتونوم ، به دو دستگاه اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک تقسیم می شود. نورون های سیستم اعصاب اتونوم بسته به طرز اتصال آن ها به گانگلیون عصبی به دو دستۀ پیش گانگلیونی و پس گانگلیونی طبقه بندی می شوند. الیاف عصبی پیش گانگلیونی از دستگاه عصبی مرکزی می آیند و ایمپالس های عصبی را به گانگلیون می آورند، در حالی که رشته های عصبی پس گانگلیونی از گانگلیون سرچشمه می گیرند و سیگنال های عصبی را به ماهیچه های صاف و غدد توزیع می کنند. نوروترانسمیتر موجود در پایانه های پیش گانگلیونی سمپاتیک و پاراسمپاتیک هم آزاد می شود، امانوروترانسمیتر موجود در پایانه های پس گانگلیونی دستگاه پاراسمپاتیک آدرنالین و نورآدرنالین است (به استثنای پایانه های غدد عرق که در آن استیل کولین آزاد می شود). اعصاب سمپاتیک به دو ردیف از گره های عصبی واقع در دو طرف ستون مهره ها مرتبط هستند اما گره های عصبی اعصاب پاراسمپاتیک درون احشاء هدف هستند. اعصاب سمپاتیک عمل می کنند. مهم ترین عصب پاراسمپاتیک (عصب واگ) از بصل النخاع آغاز می شود و پس از عبور از گردن به سینه و شکم می رسد و از آن جا به ارگان های هدف می رسد.

4-12-4- ارتباط سیستم عصبی خود مختار با سیستم عصبی مرکزی
دستگاه عصبی خود مختار در عین داشتن استقلال و خود مختار بودن تحت تأثیر دستگاه عصبی مرکزی نیز برقرار دارد. دستگاه عصبی مرکزی از طریق سیستم کناری (لیمبیک) و تشکیلات شبکه ای، برخی هسته های تالاموس و به ویژه از طریق هیپوتالاموس با سیستم عصبی خود مختار ارتباط پیداکرده و در اعمال آن تأثیر می گذارد.

4-12-5- ارتباط سیستم عصبی خودمختار با سیستم هورمونی
سیستم عصبی خودمختار از طریق شبکۀ سمپاتیکی بر قسمت مرکزی غدد فوق کلیه اثر گذاشته و باعث ترشح آدرنالین از آن ها می شود که باعث آثاری شبیه به تحریک شبکه سمپاتیکی می شود.
در همان زمانی که اندام های مختلف مستقیماً به وسیلۀ اعصاب سمپاتیک تحریک می شوند، آدرنالین و نورآدرنالین تقریباً همیشه از مدولای آدرنال (بخش مرکزی غذۀ فوق کلیوی) آزاد می گردند. بنابراین، اندام ها عملاً به طور هم زمان از دو راه مختلف تحریک می شوند: یکی مستقیماً توسط اعصاب سمپاتیک و دیگری به طور غیرمستقیم توسط هورمون های مدولای آدرنال. این دو راه تحریک، یکدیگر را تقویت کرده و معمولاً می توانند جانشین هم شوند؛ مثلاً انهدام اعصاب سمپاتیک اندام ها مانع تحریک این اندام ها نمی گردد زیرا آدرنالین و نورآدرنالین کماکان به داخل خون آزاد شده و به طور غیرمستقیم این اندام ها را تح ریک می کنند. به همین ترتیب، از بین رفتن کامل مدولای هر دو آدرنال معمولاً اثر ناچیزی بر عمل سیسان عصبی سمپاتیک دارد زیرا مسیرهای مستقیم سمپاتیک می توانند کماکان تقریباً تمام وظایف لازم را ا نجام دهند. بنابراین، مکانیسم دو گانۀ تحریک سمپاتیک یک عامل اطمینان به وجود می آورد به این معنا که در صورت فقدان هر مکانیسم، دیگری جانشین آن می شود. (اهنچی مرکز وسعیدی ومهر،1390).
پس از تبیین مختصری از سیستم نورواندوکرین ، می توانیم به طور دقیق ادعای مطرح شده در تعبیر چهارم را تحلیل کنیم. برخی از صاحب نظران ادعا م یکنند که افراد گرم مزج دار ی فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک بیشتر و سیستم عصبی پاراسمپاتیک (عصب واگ) کمتری نسبت به افراد سردمزاج هستند، علاوه برآن، با افزایش نسبت شدت گرمی مزاج به شدت سردی آن، فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک افزایش می یابد.
با توجه به توضیحات داده شده در خصوص مبانی تجربی این تعبیر و دقت در ویژگی های شش گانۀ عرضه شده، می توان گفت که این تعبیر، واجد همۀ ویژگی های شش گانه است و به همین جهت، به نظر می رسد تعبیر مورد قبول از مزاج که با دستاوردهای جدید علمی مطابق است همین تعبیر است.

در توضیح چگونگی کسب همۀ ویژگی ها، توسط این تعبیر می توان گفت که نحوۀ عملکرد اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک، فرا عضوی بوده و منحصر به یک عضو خاص نیست و اشاره به کیفیتی از اعمال بدن در سطح سلولی دارد. در ضمن، این تعبیر، توان تبیین علائم منتسب به مزاج های گرم و سرد را از دیدگاه قدما دارد. دو ویژ گی پنجم و ششم از اهمیت فوق العاده ای برای مشخص کردن تعبیر صحیح برخوردارند. در ویژگی ششم آمده بود که ت عبیر صحیح باید به گونه ای باشد که در مورد افراد سالم صدق کند؛ و گرنه با پذیرش مزاج سرد یا گرم برای فردی، در واقع بیمار بودن او را پذیرفته ایم. تفاوت در عملکرد سیستم اعصاب اتونوم، این ویژگی را به خوبی دارد و این تفاوت در عملکرد مترادف با بیماری نیست. ویژگی مهم دیگر هم این بود که تعبیر صحیح باید از آزمون های تجربی سربلند بیرون می آمد.
برای بررسی آزمایشگاهی این تعبیر، محققان از یک سو، 37 داوطلب مرد سالم 20 تا 40 ساله را، با استفاده از یک پرسش نامۀ استاندارد به دو گروه گرم مزاج و سرد مزاج تقسیم کردند و نسبت شدت گرمی مزاج به شدت سردی آن را برای همۀ افراد، براساس نتایج حاصل از پرسش نامه تعیین کردند. از سوی دیگر آن ها به بررسی غلظت پلسمایی هورمون های اپی نفرین، نوراپی نفرین، و کورتیزول پرداختند تا بتوانند به رابطه ای منطقی بین انواع مزاج و غلظت این هورمون ها که نشان دهندۀ سطح عملکرد سیستم اعصاب اتونوم است، دست یابند.
نتایج نشان می دهند که افراد گرم مزاج مورد مطالعه به طور معناداری فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک بیشتر و فعلایت سمپاتیک فوق کلیوی و فعالیت کورتیکوستروئید فوق کلیوی کمتری نسبت به افراد سرد مزاج مورد مطالعه دارند. از سوی دیگر با افزایش شدت عنصر گرمی مزاج نسبت به سردی آن در افراد مورد مطالعه، نسبت فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک به فع الیت سمپاتیک فوق کلیوی افزاش پیدا می کرد. میانگین نسبت نوراپی نفرین به اپی نفرین در گروه گرمی مزاج نسبت به سردی آن در افراد مودر مطالعه، نسبت فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک به فعالیت سمپاتیک فوق کلیوی افزایش پیدا می کرد. میانگین نسبت نوراپی نفرین به اپی نفرین در گروه گرم مزاج، به طور معناداری از میانگین این نسبت در گروه سردمزاج بیشتر است. علاوه بر این، همبستگی مثبت معناداری بین میزان نسبت نوراپی نفرین به اپی نفرین و مقدار نسبت گرمی مزاج به سردی آن وجود دارد. میانگین نسبت نوراپی نفرین به کورتیزول نیز در بین افراد گرم مزاج و سرد مزاج تفاوت معناداری نشان می دهد به طوری که این نسبت در سرم افراد دارای مزاج گرم بیشتر است.
بنابراین میتوان چنین نتیجه گرفت که افزایش شدت عنصر گرمی مزاج در افراد مورد مطالعه همراه با افزایش فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک همراه بوده است. از آن جایی که ترشح کورتیزول در ارتباط با فعالیت سیستم عصبی پاراسمپاتیک است، نسبت نوراپی نفرین به کورتیزول خود به عنوان معیاری برای ارزیابی تعادل بین فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک و سیستم عصبی پاراسمپاتیک پیشنهاد شده است. بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که افراد سرد مزاج دارای فعالیت سیستم عصب پاراسمپاتیک بیشتری از افراد گرم مزاج اند.

4-13- نتایج حاصل از پذیرفتن تعبیر چهارم
از نتایج پذیرفتن تعبیر چهارم به عنوان تعبیری امروزین برای مزاج، می توان به دست یافتن تعبیری جدید از مزاج اشاره کرد. به منظور امروزی کردن تعبیر مزاج و همانگ کردن


دیدگاهتان را بنویسید