ه شده است، انبیاء و اولیاء نیز استفاده از منابع گیاهی را به عنوان درمانگر انواع بیماری ها به امّت خود سفارش می کردند که در این نسخه و نسخه های خطی پزشکی نیز توسط اطبا مورد استفاده قرار گرفته است.
این نکته قابل توجّه است که اگرچه مطابقت های زیادی میان شیوه های درمانی اسلامی و درمان های یاد شده در این اثر، مشاهده می شود با این همه پارادوکس بزرگی در آن خود نمایی می کند و آن استفاده مکرّر از شراب به عنوان یک منبع دارویی است به طوری که لفظ «شراب» در حدود34 بار به عنوان منبع درمانی تکرار شده و البتّه در بعضی موارد از صفات آن استفاده شده مثل آب انگور پخته که با احتساب آنها این آمار بیشتر می گردد. حال آنکه در قرآن و سخنان معصومین (ع) مرتباً بر استفاده نکردن از شراب تاکید شده است.
به عنوان نمونه حضرت امام رضا (ع) می فرمایند: شراب باعث عوارض قلبی است و در آن ضایعتی به وجود می آورد. شراب دندان ها را سیاه و دهان را متعفن و بدبو می کند. ( مستدرک، ج 3 : 137)
منابع دارویی:
میوه ها، سبزیجات و حبوبات جزو منابع گیاهی است که در این نسخه نسبت به دیگر منابع گیاهی از فراوانی استفاده بیشتری برخوردار است که در اینجا به نمونه هایی از آن اشاره می شود.
میوه ها
بود میوه اش سیب و رمّان و به

چو حلم بره همچو شرب شراب

ولی حامض این میوه ها را بده(همان:120)

چو انگور و شربت ز قند و گلاب(همان:7)

2- سبزیجات
دگر بذر کراث و بذر کرفس

دگر بذر جرجیر ای هم نفس(همان:130)

چو کاهو و افیون و امثال آن

چو قرص مثلث طلایی از آن(همان:12)

3- حبوبات
چو لحم بقر گور خر چون جزو

برنج و عدس حَیصَل پر شرور(همان:7)

به آب طبیخ شبت حِنطه نیز

بپز لوبیا اندرآن ای عزیز(همان:138)

2-3 ویژگی های زبانی اثر
همانطور که پیش از این هم عنوان شد این اثر به علّت بعد پزشکی آن و این که مولّف آن طبیبی شاعر بوده است و نه شاعری دارای سبک و ذوق و اینکه صرفاً به علّت علاقمندی به شعر و ادب به منظوم ساختن اثر خود پرداخته است در دو بعد زبانی و ادبی جزو شاهکارهای ادبی به شمار نمی آید امّا در این بین می توان به مواردی از آن که بیشتر جلب توجّه می کند اشاره نمود.

1- واژگان دشوار طبی
با مطالعه ی چند صفحه از نسخه ی یاد شده می توان به راحتی به این نکته پی برد که واژگان تخصصی طب سنّتی سرشار از کلمات ثقیل و سنگین است که به کار بردن آنها در یک بیت یا مصراع، کاری بس دشوار و گاه ناممکن است؛ امّا ناظم این اثر به خوبی ازعهده ی انجام این مهم برآمده است و این نکته را می توان جزو نقاط قوّت این اثر ذکر کرد. مولف کلماتی چون اسطوخودوس، سَقمونیا، اهلیلج، هلیله، بَسفایج و… را که از جهت وزن و ویژگی های واجی، به سختی در نظم می نشیند را به سادگی در نظم خویش گنجانده است، اگرچه این رویه خالی از اشکال نیست و گاهی مشاهده می شود که شعر از وزن خود خارج شده است که البتّه در این نمونه ها ایرادی متوجه ناظم اثر نیست.
بکن حل به یک دانگ سَقمونیا

به سه وقیه دوغی که دارد صفا(همان:132)

از آن ده درم ده درم آورم

ز اسطوخودوس نصف ده آورم(همان:14)

2- میزان کاربرد واژگان عربی:
با ظهور اسلام و گسترش آن در ایران، زبان رسمی علمی جهان اسلام (عربی) گسترش بیشتری یافت و دانشمندان و پزشکان مسلمان ایرانی عموماً آثار خود را به زبان عربی تالیف نمودند و شاید به همین دلیل باشد که زبان مهمترین آثار پزشکی مانند الحاوی و طب المنصوری رازی، القانون فی الطب ابوعلی سینا، کامل الصناعه الطبیبه علی بن عباس اهوازی و…. به عربی است و این باعث شده تا نویسندگان دیگر آثار پزشکی، این منابع را به عنوان سرمشق خود قرار داده و یا نکاتی را از آن استخراج کرده و استفاده نمایند.
استفاده از کلمات عربی در این مجموعه نیز به وفور یافت می شود، چه به صورت مفرد و چه به صورت جمع های مکسر و چه به صورت ترکیب های اضافی
ثنا نیز بر آل و اصحاب او

بر اشیاع و اتباع و احباب او(همان:1)

ز فانید و صمغ و کتیـــرا دگر

چو بهدانه و اصل سوس از شجر (همان:69)

ز اسهال گویم خبرها دگر

که اسهال باشد کبیر الخطر(همان:147)

استفاده از اصطلاحات رایج در زبان عربی و ورود آنها به این مجموعه نیز جزو یکی از خصیصه های این نسخه به حساب می آید؛ البتّه نویسنده سعی کرده است که معادل فارسی آن را هم در شعر بگنجاند تا خواننده ی نا آشنا به زبان عربی را یاری کند.برای مثال عنوانی با نام صُداع گرم را بر می گزیند و بلافاصله در اوّلین بیت معادل فارسی آن را به کار می برد.
چو گرمیِ سر آورد دردِ سر

سرش گرم باشد امیرِ خرد (همان:2)

و یا عنوان صُداع ریحی و آوردن معادل آن در اوّلین بیت:
بود قسم پنجم ز اوجاع سر

که از باد باشد وجع ها دگر (همان:5)

در این مجموعه میزان استفاده از اعداد عربی نیز با اعداد فارسی برابری می کند و این استفاده دست ناظم را برای موزون تر کردن کلام بازتر گذاشته است:
بود قسم ثانی ز برد و تری

بود بدتر از حر اگر بنگری (همان:9)

ولی وزن اثنان و عشرین بود

دراهم که از شمع در آن نهد (همان:30)

از دیگر موارد استفاده از لغات عربی به کار بردن اسامی حیوانات به صورت عربی است.

بود پیه مرغ و دگر پیه بَط

بود مغز ساق بقر زین نمط(همان:40)

غذاهای سرد و غلیظش بده

قریص و سمک در طعامش بنه (همان:112)

3-استفاده از واژگان یونانی:
در این نسخه استفاده از کلمات یونانی نسبت به کلمات عربی و فارسی بسیار ناچیز است و فقط در حدّ آوردن نام اطبّاء و بزرگان و گیاهانی است که از طب یونانی با همان ریشه وارد زبان فارسی شده اند.
با توجّه به ابیاتی که ناظم در آنها از اسم اطبّاء یونانی استفاده کرده است به راحتی می توان به دیدگاه مساعد ناظم نسبت به این بزرگان پی برد. به طوری که از صفاتی برازنده و تحسین برانگیز چون عالی نسب، فاضل، شیخ جلیل و امثال آن در مورد آنها استفاده می کند و نظریه ی آنها را در مورد درمان بیماری ها به بیماران خود تجویز می کند.
ز جالینوس فاضل شنو ا

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   عهدنامه مالک اشتر، نهج البلاغه

که باشد لبن مصلح این ضرر(همان:87)

چنین گفت بقراط عالی نسب

کمادریس و صبر و مُقل از دوا

که پنجاه ساله کشیــد این تعب (همان:33)

فتیمون بود رکنی از رکن ها (همان:28)

4- واژگان پرکاربرد اثر:
به علّت رویکرد پزشکی این اثر نام گیاهان دارویی و واحد وزن آنها، جزء پر کاربردترین واژگان این نسخه است.برای نمونه با غربالگری500بیت این مجموعه ی منظوم نموداری از میزان استفاده از منابع گیاهی که کاربرد دارویی دارند نشان داده شد.
فراوانی کاربرد منابع گیاهی دارویی در 500 بیت

با توجّه به تعریف دکتر شمیسا از سبک اثر می توان گفت: ما چند نوع بینش و نگرش داریم که هر بینش و نگرشی با زبان خاص ملازم است؛ یعنی در زبان خاصی متجلّی می شود و با نحوه ی ادای خاصی همراه است. به هر یک از این رفتارهای خاص ذهنی و زبانی «سبک» می گویند.(شمیسا،1390: 25)
با توجّه به علمی بودن سبک این اثر و تقابل آن با سبک ادبی، در اینجا تنها نمونه هایی از سبک عمومی و رایج اثر که در دیگر آثار نیز قابل مشاهده است عنوان می گردد.
اضافه کردن یک حرف به کلمه به ضرورت وزنی:
با توجّه به منظوم بودن اثر ناظم گاه برای اینکه وزن ابیات دچار کاستی نشود به بعضی کلمات یک یا دو حرف اضافه می کرده تا وزن شعر به درستی ادا شود.
ز خلف الکتف درد یابد دگر

علامات دیگر کنون بر شمر(همان:104)

خورد گه گهی قرص از کهربا

به تخصیص گــر بود نَزف از دما(همان:105)
تخفیف کلمه(حذف یک حرف):
بکوبد ببیزد دواها نکو

به شیر بز آنگه کند عجن او (همان:102)

انیسون و نعنع دگر مصطکی

در آبش بپز تا خوری با دوا (همان:145)

ساکن کردن حرکت برخی از حروف واژگان:
ناظم به ضرورت وزن گاه مجبور می شود که حروف محرّف را ساکن و یا حروف ساکن را محرّف و حرکت دار کند :
ولیکن مزاجات باشد در آن

که خفقان شود امزجه اندرآن (همان:90)

یکی آنکه دارند ضیق صدور

کتفشان بود چون جناح طیور (همان:85)

مشدّد کردن برخی واژگان:
خفقّان شود زان تری ها پدید

تصور کند صاحبش ای رشید (همان:90)

استفاده از اعداد ترکیبی:
از ویژگی های این مجموعه، استفاده سلیمان کُحّال از اعداد ترکیبی است؛ اعدادی که مجموع آنها مدّ نظر او بوده و در اکثر مواد از واو عطف هم استفاده نکرده است:
دو ده درهم از اصل سوس آوری

خبث زآهن بصری آنجا بری (همان:130)

ولی جزو آخر چو موزون شود

در آن هفتصد و نیمه ی صد بود (همان:145)

ز هر یک از آن پنج درهم بود

دگر بذر بقله دو پنج آورد (همان:113)

3-3- ویژگی های ادبی اثر
ویژگی های بلاغی یک اثر بیانگر زیبایی ها و مهارت نویسنده و شاعر آن اثر و میزان تسلطش بر ظرایف و دقایق ادبیّات فارسی است؛ وقتی نویسنده از تشبیهی زیبا و دور از ذهن و یا استعاره یا کنایه ای استفاده می کند، خواننده رادر فضایی جدید قرار می دهد. این امکان درآثاری که صرفا جنبه ادبی داشته وتلفیقی نمی باشد بیشتر نمود پیدا کرده است امّا در آثار تلفیقی و یا صرفاً تخصصی شاید این امکان برای نویسنده اثر آنقدر فراهم نباشد تا بتواند از مهارت و هنر خود استفاده کند.
اثر حاضر نیز از جمله آثاری است که فقط در حیطه ی پزشکی قدم برداشته است و طبیب با ذوق آن با توجّه به محدودیّت کلمات آنچنان که شایسته است نتوانسته است از ویژگی های بلاغی و بیانی استفاده کند. البتّه باید یاداوری کرد که با توجّه به تخصصی بودن این اثر در بعد پزشکی، نویسنده با تمام توان خود سعی در ایجاد محیطی کرده است که خواننده را به خواندن اثر ترغیب و تشویق نماید و از خستگی او جلوگیری کند و در طی این مسیر گاه از ترکیب ها و بدایعی استفاده می کند که کلام را به صورت دلنشین و زیبا ادا می کند که در زیر به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم.
لازم به یادآوری است که این اثر در بحر متقارب مثمن محذوف (فعولن فعولن فعولن فعل) سروده شده است.
باز هم باید متذکّر شد که این اثر از لحاظ وزن دچار کاستی های زیادی است؛ به طوری که ناظم آن به کرّات از وزن عدول کرده و گاه حتّی بیت فاقد قافیه است که با توجّه به شاعر نبودن اثر ایرادی متوجّه ناظم نیست.
1-3-3 -آرایه های لفظی:
یکی از پرکاربردترین صنایع بدیعی در آثار منظوم که تقریباً همه شاعران و نویسندگان به کار می بردند صنعت جناس است و با توجّه به منظوم بودن این اثر نیز، ناظم آن تا جایی که محتوای کلام اجازه داده از این صنعت ادبی استفاده کرده که در زیر به ذکر انواعی از آن اشاره شده است.
1- جناس زاید:
این نوع جناس جزو یکی از پرکاربردترین انواع جناس است و معمولا دست شاعر و نویسنده را در انتخاب قافیه باز
تر می گذارد .البته باید یادآوی کرد که این کلمات بیشتر به عنوان قافیه به کار رفته اند و ما در اینجا خود کلمه را ورای جایگاهش در بیت مد نظر داریم.
بگیر اوّلا رَطل آب به

دگر نصف آن آب سیبش بنه (همان:134)

به آب کرفسی که روید به کوه

بگیرند ارباب حکمت شکوه (همان:116)

خلاصی ببخشد ز رنج طحال

به صحت رسد معده و کل حال (همان:117)

2- جناس لفظ:
جناس لفظ: استفاده از کلماتی که نگارش متفاوتی دارند ولی در لفظ یکسان اند:
بود سکته رنجی به مردن قریب

خلاصی از آن هم عجیب و غریب (همان:22)

3- جناس لاحق:
استفاده از کلماتی که در حرف اوّل یا وسط آنها با یکدیگر متفاوتند:
شود گاه حادث بدی در هضوم

ز گرمی مفرط ز غصه هموم (همان:132)

شنو بعد ازین ثانی آن علل

که آرد فواق و رساند خلل (همان:114)

چو زردی بیضه چو آب لحوم

که از مرغ و بره پزی با شحوم (همان:115)

4- جناس خط یا تصحیف:
تفاوت در تعداد نقطه در کلمات، جناس خط را ایجاد می کند:
سفیدی بیضه ولیکن رقیق

بیامیز آن ادویه ای رفیق(همان:133)

ز گرمی

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید